|
یادگارِعُمر درباره وبلاگ حافظ سخن بگوی که بر صفحۀ جهان ------- این نقش ماند از قلمت یادگارِ عُمر ---------- خوش آمدید --- علی آخرین مطالب
آرشيو وبلاگ
نويسندگان پنجشنبه 23 شهریور 1396 :: 15:35 :: نويسنده : yadgareomr
أبواسحق صابی صابی. ابراهیم بن هلال بن ابراهیم بن زهرون، مکنی به ابی اسحاق. وی از بزرگان کتاب و بلغای آنان است. گویند که خلفا و پادشاهان وقت و وزرا بارها به حیلت وتمنی و نوید از وی درخواستند تا اسلام پذیرد و وی ابا کرد. و عزالدوله بختیار بدو وعده داد که اگر مسلمانی گیرد وزارت خویش بدو دهد لیکن خدا وی را هدایت نفرمود. صابی با مسلمانان معاشرتی نیکو داشت و بزرگان را به بهترین وجه خدمت میکرد و ماه رمضان را با روزه به سر میبرد و قرآن را نیکو از بر داشت. از ابومنصور سعید بن احمد بریدی در بخارا شنیدم که ابواسحاق در کیش خود سخت متعصب و پارسا و پاکدامن بود و او گوید: حمتني لذّتي رتب المعالي ابونصر سهل بن مرزبان حدیث کند که: «و قد جدد له امیرالمؤمنین مع هذه المساعی السوابق. و المعالی السوامق التی تلزم کل دان و قاص، و عام و خاص، ان یعرف له حق ما کرم به منها و یتزحزح عن رتبة المماثلة فیها». عضدالدوله آن را در دل داشت و چون بر بغداد و عراق استیلا یافت ابواسحاق را مأمور تألیف کتابی در تاریخ خاندان دیلمی کرد و او به نوشتن کتاب «التاجي» پرداخت و در آن رنج بسیار برد، مگر عضدالدوله راخبر دادند که یکی از دوستان صابی نزد وی رفته و او را به کار تألیف دیده و از آنچه مینوشته پرسیده، وی در پاسخ گفته است: اباطیلی میبافم و دروغهایی فراهم میکنم. عضدالدوله از شنیدن این خبر بهم برآمد و کینۀ دیرینۀ وی بجوشید و بفرمود تا او را به زیر پای پیل افکنند. نصر بن هارون و مطهر بن عبدالله و عبدالعزیز بن یوسف زمین ببوسیدند و شفاعت کردند تا عضدالدوله از کشتن وی درگذشت و به زندانی ساختن و مصادرۀ اموال وی اکتفا کرد. و تا پایان عهد عضدالدوله در زندان بود. أ علمت من حملوا علی الاعواد؟ و چون مردم وی را سرزنش کردند که شریفی چگونه صابی را رثا گوید؟ گفت: فضل او را گفته ام. ادب صاحب پیش ادب تو هذر ست ای بر به هنرمندی از صاحب و از صابی جان و روان صاحب و صابی به پیش تو ست نیست پیش قلمش طبع سخنگوی فصیح اشعار صاحب در مقابلۀ اشعار تازی او بازی بودی و صابی در حضرت او به وقت اظهار آثار دانش صبی نمودی. (لباب الالباب). |
||
|
|