|
یادگارِعُمر درباره وبلاگ حافظ سخن بگوی که بر صفحۀ جهان ------- این نقش ماند از قلمت یادگارِ عُمر ---------- خوش آمدید --- علی آخرین مطالب
آرشيو وبلاگ
نويسندگان یکشنبه 07 تیر 1394 :: 22:18 :: نويسنده : yadgareomr
مثنوی معنوی دفتر 5 ... گر بپرسی گبر را: كاین آسمان گوید او: كاین آفریدۀ آن خدا ست كفر و فسق و اِستَمِ بسیارِ او هست لایق با چنین اقرارِ راست؟ فعلِ او كرده دروغ، آن قول را پس دروغ آمد ز سر تا پای او روزِ محشر، هر نهان پیدا شود دست و پا بدهد گواهی با بیان دست گوید: من چنین دزدیده ام پای گوید: من شدستم تا مِنا چشم گوید: غمزه كَردَستَم حرام پس دروغ آمد ز سر تا پای خویش ... پس چنان كن فعل، كان خود بی زبان تا همه تن، عضو عضوت، ای پسر رفتنِ بنده پیِ خواجه گوا ست گر سیه كردی تو نامۀ عمرِ خویش عُمر اگر بُگذَشت، بیخَش این دَم ست بیخِ عُمرَت را بده آبِ حیات جمله ماضیها از این نیكو شوند سَیِّئاتَت را مُبَدَّل كرد حقّ شنبه 06 تیر 1394 :: 19:16 :: نويسنده : yadgareomr
کبرویّه. [ ک ُرَ وی ی َ ] پیروان طریقت شیخ احمد بن عمر الخیوقی المعروف به نجم الدّین الکُبری متوفّی ٦١٨ ه.ق. شنبه 06 تیر 1394 :: 00:01 :: نويسنده : yadgareomr
هاشم شیرازی رحمة الله علیه. [ ش ِ م ِ ] محمّدهاشم. ای دوستان، ای دوستان، رفتم ز خود من بارها از همو: هرچند نبینند عیان مهر چو خفّاش رضاقلی خان هدایت در ریاض العارفین دو مثنوی به نامهای مناهل التحقیق و ولایت نامه را نقل کرده است و از آنجمله ابیات زیر است: چون بتابد بر دل آن نور خدا قطب الدّین شیرازی رحمة الله علیه [ ق ُ بُد دی ن ِ ] محمد حسینی ذهبی، معروف به قطب الاقطاب. از بزرگان عرفا و مشایخ سلسلۀ ذهبیه است. جمعه 05 تیر 1394 :: 23:54 :: نويسنده : yadgareomr
بیا تا قَدرِ یکدیگر بدانیم چو مؤمن آینۀ مؤمن یقین شد کریمان جان فِدای دوست کردند فُسونِ «قل أعوذ» و «قل هو الله» غَرَضـها تیره دارد دوستی را گهی خوشدل شوی از من که میرَم چو بعد از مرگ خواهی آشتی کرد کنون پندار مُردَم آشتی کن چو بر گورَم بخواهی بوسه دادن «خَمُش» کُن مُرده وار، ای دل، اَزیرا جمعه 05 تیر 1394 :: 00:24 :: نويسنده : yadgareomr
ابن حمدون. [ اِ ن ُ ح َ ] بهاءالدین ابوالمعالی محمد بن حسن، ملقب به کافی الکفاة (٥٦٢-٤٩٥ ه.ق.). ابن حَمْدُون چهارشنبه 03 تیر 1394 :: 20:13 :: نويسنده : yadgareomr
هَله عاشقان بکوشید که چو جسم و جان نماند دل و جان به «آبِ حِکمَت» ز غُبارها بشویید نه که هر چه در جهان ست نه که عشق جانِ آن ست عَدَمِ تو همچو مَشرِق اَجَلِ تو همچو مَغرِب رَهِ آسمان «درون» ست؛ پَرِ عشق را بِجُـنبان تو مَبین جهان زِ بیرون، که جهان درونِ دیده ست «دلِ» تو مثالِ بام ست و «حواسّ» ناودان ها تو زِ لوحِ دل فروخوان به تمامی این غزل را تنِ آدمی کمان و نَفَس و سخن چو تیرش چهارشنبه 03 تیر 1394 :: 20:03 :: نويسنده : yadgareomr
چشم از پیِ آن باید تا چیزِ عَجَب بیند سَر از پی آن باید تا مستِ بُتی باشد عشق از پی آن باید تا سوی فلک پَرَّد بیرونِ سَبَب باشد اَسرار و عجایب ها عاشق که به صد تهمت بدنام شود این سو ارزد که برای حجّ در ریگ و بیابان ها بر سنگِ سیه حاجی زان بوسه زند از دل بر نقدِ سخن جانا هین سکّه مزن دیگر چهارشنبه 03 تیر 1394 :: 19:53 :: نويسنده : yadgareomr
صفورا. [ ص َ ] دختر حضرت شعیب و زوج حضرت موسی است که در مقابل هشت سال شبانی شعیب با ازدواج با او نایل شد. صفور. [ ص َ ] دختر کاهن مدیانی بود که در ازدواج موسی درآمد و برای وی دو پسر تولید کرد. چهارشنبه 03 تیر 1394 :: 19:38 :: نويسنده : yadgareomr
کریمخان زند پسر ایناق. علیمرادخان پس از شکست از کریمخان زند از شیراز به کرمانشاه رفت و شاه اسماعیل سوم که قبلاً به پادشاهی نشسته بود به کریمخان پیوست (١١٦٥ ه.ق.) و کار کریمخان بالا گرفت و چون خویشتن را وکیل وی کرده بود به وکیل معروف شد. علیمرادخان در کرمانشاه سپاهی فراهم آورد و به مقابلۀ کریمخان شتافت، اما در ناحیۀ بیل آور شکست خورد و به دست محمدخان زند کشته شد. محمدخان از بزرگان زندیه بود که از کریمخان روی گردان شده و به علیمرادخان پیوسته بود. اما پس از کشتن علیمرادخان مورد عفوکریمخان قرار گرفت. پس از این واقعه، کریمخان برای دفع محمدحسن خان به گرگان لشکر کشید، اما کاری از پیش نبرد. در این میان، شاه اسماعیل سوم به اردوی محمدحسن خان پیوست و او را نایب السلطنه کرد، بدین جهت شکست در سپاه کریمخان افتاد و به اصفهان عقب نشست. در نبرد دیگری که در سال ١١٧١ ه.ق. درگرفت، کریمخان از اصفهان به شیراز رفت و متحصن شد. اما سپاه محمدحسن خان نتوانست محاصرۀ شیراز را ادامه دهد و ناچار به استراباد بازگشت و در جنگی به دست شیخ علیخان زند کشته شد. از رقبای دیگر کریمخان آزادخان افغان سردار سپاه نادر بود که داعیه سلطنت داشت. در ١١٦٧ ه.ق. در نبردی که میان او و کریمخان در ناحیۀ بروجرد درگرفت کریمخان شکست خورد، اما سرانجام کریمخان بر او غلبه کرد و او در ١١٧٥ ه.ق. خود را تسلیم کریمخان کرد و تا آخر عمر مورد محبت خان زند بود. در سالهای ١١٧٤ و ١١٧٥ ه.ق. کریمخان به دفع فتحعلیخان افشار آرشلو پرداخت. ابتدا در ناحیۀ قره چمن از وی شکست خورد، اما سرانجام بر وی غلبه کرد و فتحعلیخان به ارومیّه گریخت. کریمخان ٩ ماه ارومیّه را محاصره کرد و در ١١٦٧ ه.ق. فتحعلیخان تسلیم شد و مورد محبت او قرار گرفت، اما چون سوء نیت وی بر کریمخان مسلم شد امر به کشتن او داد. در ١١٧٧ ه.ق. والی بغداد به تحریک مولی مطلب مشعشعی به خوزستان تاخت. کریمخان به خوزستان رفت و طایفۀ آل کثیر و کعب را سرکوب کرد و لشکری به سرکردگی صادق خان برادر خویش به بصره فرستاد و آنجا را تصرف کرد. پس از این به تنظیم امور پرداخت و در آباد کردن شیراز کوشش بسیار نمود و سرانجام در ١١٩٣ ه.ق. در شیراز درگذشت. مدت سلطنتش سی سال و هشت ماه و نه روز بود. کریمخان تنومند، قوی هیکل، نیرومند، شجاع و رئوف بود و با پیروان مذاهب مختلف به عدل رفتار میکرد. در لباس تکلف نمی کرد و گاهی لباسش مندرس مینمود. خود را به جواهر نمیآراست شبها مجلس عیش میآراست و شراب میخورد، اندک میخوابید و روزی دو بار سلام عام میداد مسکوکات وی نقشی چنین داشته است: تا زر و سیم در جهان باشد که در بالای آن کلمۀ یا کریم نقش کرده بودند. سجع مهر وی این بوده است: ********** زند. [ زَ ] (اِخ) نام طایفه ای از الوار (لُرها) که کریم خان و تنی چند از آن طایفه حکومت ایران یافتند و مردمانی دلیر بوده اند و آخرین ایشان لطفعلیخان زند بوده. نام طایفه ای از لرها که کریم خان و اخلاف وی از آن طایفه اند و قبل از قاجاریه در ایران مدتی سلطنت کردند. چهارشنبه 03 تیر 1394 :: 19:22 :: نويسنده : yadgareomr
عازر. [ زَ ] (اِخ) نام آن مردی است که عیسی (ع) او را بعد ازمرگ زنده کرد.
خاقانی
عازریة.
[ زَ ری ی َ ] (اِخ)
قریۀ بیت المقدس است و در آنجاست قبرعازر که او را عیسی علیه السلام زنده کرد.
|
||
|
|