|
یادگارِعُمر درباره وبلاگ حافظ سخن بگوی که بر صفحۀ جهان ------- این نقش ماند از قلمت یادگارِ عُمر ---------- خوش آمدید --- علی آخرین مطالب
آرشيو وبلاگ
نويسندگان سهشنبه 11 خرداد 1395 :: 10:05 :: نويسنده : yadgareomr
حَمَل (بره) برجی است در آسمان. سهشنبه 11 خرداد 1395 :: 10:01 :: نويسنده : yadgareomr
شَرَطان. [ ش َ رَ ] (اِخ) تثنیۀ شرط. دوشنبه 10 خرداد 1395 :: 15:18 :: نويسنده : yadgareomr
اُصطُرلابِ کَری. [ اُ طُ ب ِ ک َ را ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) اصطرلاب الکری. دوشنبه 10 خرداد 1395 :: 15:04 :: نويسنده : yadgareomr
ذاتُ الحِلَق. [ تُل ح ِ ل َ ] (ع اِ مرکب) حلقه های متداخله ای است که علمای هیئات، کواکب را بدان رصد کنند. (مفاتیح العلوم خوارزمی). و آلات رصد از کراسی و ذات الحلق و اسطرلابهای تام و نصفی و الشعاع (؟) دیگر که موجود بود برگرفتم. (جهانگشای جوینی). و هر آلتی که رصد را بکار آید بساختند از دیوار و ذات الحلق و مانند این (نوروزنامه). دوشنبه 10 خرداد 1395 :: 14:21 :: نويسنده : yadgareomr
صحیح النّسب. [ ص َ حُن ن َ س َ ] پاکزاد. دوشنبه 10 خرداد 1395 :: 11:56 :: نويسنده : yadgareomr
مُستَرَقَة. [ م ُ ت َ رَ ق َ ] (ع ص) تأنیث مسترَق. || خمسۀ مسترقه; پنجۀ دزدیده. (یادداشت مرحوم دهخدا). دوشنبه 10 خرداد 1395 :: 11:52 :: نويسنده : yadgareomr
پنجۀ دزدیده. اهَنَوَد، و این پنج روز را از دوازده ماه نشمرند. یکشنبه 09 خرداد 1395 :: 20:55 :: نويسنده : yadgareomr
شَرَطَین. [ ش َ رَ طَ ] (اِخ) منزل اول از منازل قمر است و از کواکب برج حَمَل باشد. (از جهان دانش). شنبه 08 خرداد 1395 :: 19:51 :: نويسنده : yadgareomr
عثار. (ع اِمص) بدی. || (ص) ناخوش آیند. || (مص) شِکوخیدن [لغزیدن]. هر قدم من از سَرِ بینش نهم || به روی درافتادن و خوار گردیدن. شنبه 08 خرداد 1395 :: 19:47 :: نويسنده : yadgareomr
سمنگان. نام شهری است در اهواز که دختر پادشاه آنجا را رستم خواست، سهراب از او بوجود آمد. و در این زمان آن شهر را رامهرمز خوانند و عوام رامز گویند و بعضی گویند نام شهری است در توران. (برهان). نام شهری است به اهواز که اکنون رامش گویند. (صحاح الفرس). برهان گفته نام شهری است در اهواز که دختر پادشاه آنجا را رستم گرفت. سهراب از او بوجود آمد و در این زمان آن شهر رام هرمز است و عوام رامز گویند و صاحب جهانگیری گفته: چنین داد پاسخ که تهمینه ام القصه با او هم بستر شده از او سهراب بزاد و در شهر سمنگان ایلات ترکستانی و اکراد بسیار بود و میباشد و در کوه سمنگان قلعۀ رستم بود که رستم بدانجا رفته. مادر سهراب را گرفته و از دربند از ارچنگان که در جانب شمالی کلات قریۀ بسیار بزرگی است موسوم به ارچنگان که مابین دو کوه واقع است و محلّ تعیّش سهراب پسر رستم بود. بعد از گذشتن دو فرسنگ از ارچنگان که از دربند بیرون میروند. (از آنندراج). شهری است بخراسان اندر میان کوه نهاده و آنجا کوههاست از سنگ سپید چون رخام و اندر وی خانه هایی کنده است و مجلسها و کوشکها و بت خانه هاست و آخر اسبان با همۀ آلتی که مر کوشکها را بیابد بر وی صورتهای گوناگون از کردار هندوان نگاشته و از او نبیذ نیک خیزد و میوۀ بسیار. (حدود العالم). سمنگان یا سمنقان نام شهری است نزدیک جاجرم از اعمال نشابور نامش سملقان است. با لام و محدثین سمنقان نویسند با نون. (از یاقوت). غمی گشت چون بارگی را نیافت |
||
|
|