یادگارِعُمر
درباره وبلاگ


حافظ سخن بگوی که بر صفحۀ جهان ------- این نقش ماند از قلمت یادگارِ عُمر ---------- خوش آمدید --- علی
نويسندگان
سه‌شنبه 17 اسفند 1395 :: 20:57 :: نويسنده : yadgareomr

حدیث حقیقت

ما الحقیقة؟ ...

ماجرای این سؤال و جواب، در طرائق ج 2، ص 84 و 85، چهل مجلس سمنانی، ص 248، شانزده رساله از شاه داعی، ص 39 تا 44، روضات الجنّات، ج 6، ص 62 آمده است.

دوشنبه 16 اسفند 1395 :: 14:07 :: نويسنده : yadgareomr

... كلمۀ " فرث " به معناى كثافاتى است كه در روده‏ ها میافتد و در رودۀ بزرگ جمع میشود، ولى وقتى به خارج آمد آن را سرگين گويند. ...

سه‌شنبه 10 اسفند 1395 :: 07:17 :: نويسنده : yadgareomr

فرث.
[ فَ ]
(ع اِ)

سرگین (فضلۀ حیوانات) شکنبه (معده).
سرگین.
سرگین در شکنبه.

و إنّ لکم فی الأنعام لعبرةً نُسقیکم ممّا فی بطونه من بین فرثٍ و دمٍ لبناً خالصاً سائغاً للشّاربین. (قرآن).
از روضۀ نسل و حرث به مزبلۀ روث و فرث فرودآمدن محض ضلالت است و عین جهالت. (مقامات حمیدی).
صبرشیر اندر میان فرث و خون
کرده او را ناعش ابن اللّبون
مولوی (ره)

|| کشتی خرد.
رکوة.
ج، فروث.

|| (مص)
پاره کردن جگر.
زدن بر جگر کسی و حال آنکه او زنده است.

|| واکردن جلۀ خرما.
خنور برگ خرما را شکافته و بیرون و پراکنده کردن آنچه در آن بود.

|| شوریدن دل زن باردار.

|| ریزه کردن.

دوشنبه 09 اسفند 1395 :: 13:42 :: نويسنده : yadgareomr

لاما.
(اِخ)
کشیش بودائی تبّت.
نامی که به رؤسا و پیشوایان دین بودائی که در تبّت و مغلستان انتشار دارد اطلاق گردد و اینان ماناسترها و عبادتگاههای این دو کشور را پر کرده اند و به این مناسبت مذهب بودا را مذهب لاما نیز مینامند.
قائد اعظم این روحانیون و تمام پیروان آئین مذکور را «لاما» و یا «دالایی لاما» خوانند و اقامتگاهش شهر لهاسا کرسی تبّت است.
(قاموس الاعلام ترکی).

لامائیسم.
(اِخ)
گونۀ خاصّی از طریقۀ بودا که خصوصاً در تبّت انتشار بسیار یافته است و کشیشان آن را «لاما» گویند.

جمعه 22 بهمن 1395 :: 00:01 :: نويسنده : yadgareomr

أَنَاخَ‏ - إنَاخَةً [نوخ‏] الجملَ: شتر را خوابانيد،

- فلانٌ بالمكان: فلانى در آن مكان اقامت كرد،

- البَلاءُ او الذلّ بفلان: بلا و خوارى بر فلانى روى آورد،

- به الحاجةَ: از او حاجت خواست.

********

إناخة.
[ اِ خ َ ]
(ع مص)

فروخوابانیدن شتر.
فروکش کردن.
فروکشیدن.

|| فروخوابانیدن ناقه را جهت گشنی.

سه‌شنبه 11 آبان 1395 :: 14:46 :: نويسنده : yadgareomr

عِزِّ وصول بخشیدن؛ در تداول نامه نگاری، به معنی رسیدن نامه است، و آن تعبیری است احترام آمیز و بزرگداشت نویسنده را.

دوشنبه 15 شهریور 1395 :: 00:20 :: نويسنده : yadgareomr

شرح مَزجیّ;
چون مطلبی را چنان توضیح و تفسیر کنند و به شرح بازگویند که جدا کردنِ آن توضیح از مطلب متن جز با نشانه های قراردادی ممکن نباشد آن را «شرح مزجی» گویند.
و اوّلین شیعی که شرح مزجی نوشته است شهید ثانی رحوة الله علیه است. (روضات).

جمعه 12 شهریور 1395 :: 00:49 :: نويسنده : yadgareomr

وَ قَالَ ع

الْمُؤْمِنُ يَحْتَاجُ إِلَى ثَلَاثِ خِصَالٍ

تَوْفِيقٍ مِنَ اللهِ

وَ وَاعِظٍ مِنْ نَفْسِهِ

وَ قَبُولٍ مِمَّنْ يَنْصَحُهُ.

تحف ‏العقول

حسن بن شعبه حرّانی رحمة الله علیهما

قرن 4 ه.ق.

ص : 457

پنج‌شنبه 11 شهریور 1395 :: 13:13 :: نويسنده : yadgareomr

سائغ.
[ ءِ ]
(ع ص)

گوارنده. گوارا. خوش. خوش آیند. عذب، سیغ. که به گلو آسان شود. آسان به گلوشونده.
نعمت حق سبحانه ... در بازماندۀ امیر ماضی سائغ و ضافیة اللباس است. (ترجمۀ تاریخ یمین).
|| گوارنده شراب.
|| جایز. روا.

پنج‌شنبه 11 شهریور 1395 :: 12:55 :: نويسنده : yadgareomr

عَزَّ.
[ ع َززَ ]
(ع فعل)

کلمۀ فعل که بیشتر در دعا استعمال کنند، یعنی باجلال و مجلّل و سربلند باد.
و این فعل در ترکیب بکار رود چون
عَزَّ اسمه،
عزّ نصره،
عزّ ذکره،
عزّ و جلّ.
رجوع به این ترکیبات در ردیف خود شود.

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران