|
یادگارِعُمر درباره وبلاگ حافظ سخن بگوی که بر صفحۀ جهان ------- این نقش ماند از قلمت یادگارِ عُمر ---------- خوش آمدید --- علی آخرین مطالب
آرشيو وبلاگ
نويسندگان دوشنبه 08 آبان 1396 :: 14:10 :: نويسنده : yadgareomr
كُثَيِّر عَزَّة کثیر بن عبدالرحمن الخُزاعیّ از شعرای زمان عمر بن عبدالعزیز خلیفۀ اموی است و وی را مدح گفته است. (سیرة عمربن العزیز). یکشنبه 07 آبان 1396 :: 14:27 :: نويسنده : yadgareomr
دارقطنی. علی بن عمرو بن احمد بن مهدی بغدادی دارقطنی شافعی یا شیعی. کنیت او ابوالحسن بود. حافظ، فقیه، محدث، فاضل بود و در مذهب شافعی تفقه کرده درعلم حدیث بر تمام معاصران خویش برتری یافته بود. در فقه و تفسیر و شعر و علوم ادبی و معرفت حال روات و موارد اختلاف فقها دستی توانا داشته و ابوبکر برقانی و ابوطیب طبری و حافظ ابونعیم صاحب حلیة الاولیاء و نظایر ایشان از وی روایت میکنند اکثر دواوین عرب و از جمله دیوان سید حمیری را در حفظ داشته است. السنن که معروف به سنن دارقطنی است و در سال ١٣١٠ ه.ق. در هند بچاپ رسیده است. دارقطنی در سال ٣٨٥ ه.ق. در بغداد وفات یافته و در کنار آرامگاه "معروف کرخی قدّس الله سرّه العزیز" به خاک سپرده شده است. (از ریحانة الادب). یکشنبه 07 آبان 1396 :: 14:13 :: نويسنده : yadgareomr
مستدرک. نعت مفعولی از مصدر استدراک. || غلط گرفته شده. (یادداشت مرحوم دهخدا). || رفع توهّم شده. || ذیلی بر کتاب یا رساله یا مقاله که در آن برخی نکات شرح شود. || در فنّ استیفاء عبارت بود از تفاوتی که به هنگام مقابلۀ نسخۀ مشرف با نسخۀ عامل بر اثر فوت یا غیبت کسی که محصول یا مزروعی باید عاید وی گردد، حاصل میگردیده است. و به عبارت دیگر چون کسی که باید از محصول یا مزروع بهره مند گردد در میان نبوده آنچه به وی تعلق میگرفته صرفۀ پرداخت کننده میگردیده است و این بظاهر مستدرک نامیده میشده است. (تعلیقات نفثة المصدور چ یزدگردی). || عاید. - مستدرک شدن; غلات و خضریات در نوروز مستدرک و رسیده میشود. (تاریخ قم). یکشنبه 07 آبان 1396 :: 14:08 :: نويسنده : yadgareomr
مُوَطَّأ. پایمال شده و پاسپرده. (ناظم الاطباء). || جوانمرد و بسیارمهمانی. (منتهی الارب، ناظم الاطباء). خیارکم احاسنکم اخلاقاً الموطؤون اکنافاً الذین یألفون و یؤلفون. (حدیث نبوی از کلیله و دمنه چ مینوی). یکشنبه 07 آبان 1396 :: 13:59 :: نويسنده : yadgareomr
موطاء. [ م ُ وَط طَء ] (ع ص ) پایمال شده و پاسپرده . (ناظم الاطباء). زیر پا سپرده شده . (آنندراج ). نرم و برابر ساخته . (ناظم الاطباء). خیارکم احاسنکم اخلاقاً الموطؤون اکنافاً الذین یألفون و یؤلفون . (حدیث نبوی از کلیله و دمنه چ مینوی ص ١٨٢).- موطاءالعقب ; پادشاه با فر و شوکت که خلایق پیرو وی باشند. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). یکشنبه 07 آبان 1396 :: 13:38 :: نويسنده : yadgareomr
رکاکت. یا رکاکة. || زشتی. قباحت. (ناظم الاطباء). || بی غیرتی. || باریکی. (غیاث اللغات، آنندراج). || عمل قبیح و کار زشت. (ناظم الاطباء). یکشنبه 07 آبان 1396 :: 11:03 :: نويسنده : yadgareomr
أخلاقکم دقاق دقاق. ج ِ دقیق، به معنی باریک. (غیاث، ناظم الاطباء). || ج ِ دقیقة. || ریزه و تراشه. (ناظم الاطباء). || همم دقاق; همتهای فرومایه، || نام معاء سیم از امعاء سته، و نام دیگر آن لفایف است. (یادداشت مرحوم دهخدا). شنبه 06 آبان 1396 :: 14:47 :: نويسنده : yadgareomr
شُرَيْح القاضي من أشهر القضاة الفقهاء في صدر الإسلام. أصله من اليمن. شریح. || در تداول قاضیی را که برخلاف حق فتوی دهد «شریح» نامند یا بدو تشبیه کنند. این امر بر اثر خبری که متداول است رایج شده، و آن اینکه گویند: شنبه 06 آبان 1396 :: 14:25 :: نويسنده : yadgareomr
مَربوبونَ اقتِساراً اقتسار. به ستم بر کاری داشتن کسی را. شنبه 06 آبان 1396 :: 14:12 :: نويسنده : yadgareomr
و غیرُ كلُّ شيءٍ لا بـمـزایـلـة مُـزایَـله. تَزایُل. || جدایی و جدا شدن. (منتهی الارب، آنندراج، ناظم الاطباء، از اقرب الموارد). || شرم داشتن از کسی. (منتهی الارب، آنندراج، ناظم الاطباء، از متن اللغه، از اقرب الموارد، از المنجد). مُـتَـزایِـل. || جدا شونده. (آنندراج، از منتهی الارب، از اقرب الموارد). || دور و متفرّق. (ناظم الاطباء، از منتهی الارب، از اقرب الموارد). || فانی و ناپایدار. || زیان کرده. (ناظم الاطباء). || تجزیه شده و پراکنده. || شرم داشته شده از کسی. (ناظم الاطباء، از اقرب الموارد، از منتهی الارب). و رجوع به تزایل شود. تَزَايَلَ - تَزَايُلًا |
||
|
|