یادگارِعُمر
درباره وبلاگ


حافظ سخن بگوی که بر صفحۀ جهان ------- این نقش ماند از قلمت یادگارِ عُمر ---------- خوش آمدید --- علی
نويسندگان
جمعه 09 فروردین 1398 :: 15:02 :: نويسنده : yadgareomr

[قصه إساف و نائله‏]


«ابو منذر هشام»، پسر «محمد» گويد: حديث كرد «كلبى» از «ابو صالح»، از پسر «عباس» كه

«إساف» و «نائله» [مرد و زنى بودند] (مردى از قبيله «جرهم» كه به او «إساف» پسر «يعلى» میگفتند، و «نائله» دختر «زيد» از «جرهم»). «إساف» در سرزمين «يمن» به «نائله» عشق میورزيد، پس به «مكة» براى گزاردن حج روى آوردند، و «إساف» و «نائله» درون‏ خانه رفتند و غفلتي از مردم و خلوتي در «كعبه» يافتند، پس درون خانه «إساف» با «نائله» فسق ورزيد پس آن دو مسخ شدند. مردمان صبحگاه آن دو را مسخ شده يافتند [پس آن دو را از خانه بدر آوردند] و آنها را در جايى كه پرستشگاه آنان شد نهادند، و «خزاعة» و قريش و هر كه بعدها از عربها حج خانه میگزارد آن دو را به پرستش گرفتند.

ترجمه کتاب االأصنام. ابن الکلبی (م. 204 ه.ق.). ص 105.

دوشنبه 19 آذر 1397 :: 22:32 :: نويسنده : yadgareomr

و قال [علىّ‏] عليه السّلام:

العلم نهر
و الحكمة بحر
و العلماء حول النّهر يطوفون
و الحكماء فى وسط البحر يغوصون
و العارفون فى سفن النّجاة يسيرون.

سند:

 

نام كتاب: بياض تاج الدين احمد وزير

نويسنده: تاج الدين احمد وزير

تاريخ وفات مؤلف: 782 ق‏

محقق / مصحح: علي زماني علويجه‏

موضوع: دبيرى و كتابت‏

زبان: فارسى‏

تعداد جلد: 2

ناشر: مجمع ذخائر اسلامي‏

مكان چاپ: قم‏

سال چاپ: 1423 ق‏

نوبت چاپ: اول‏

شنبه 07 بهمن 1396 :: 23:00 :: نويسنده : yadgareomr

اصحاب اجماع.
[ اَ ب ِ اِ ]
(اِخ)
در اصطلاح رجالی و در تداول علمای دینی، چند تن از اصحاب ائمۀ اطهار(ع) هستند و همۀ علما معتقدند بر اینکه هر روایتی که از ایشان بطریق صحیح نقل شده و روات از اول سند تا یکی از ایشان موثوق و معتمد باشند، آن روایت را صحیح میدانند و عمل بدان را لازم میشمرند و بعد از آن ملاحظۀ احوال خود ایشان یا روات دیگر را که مابین ایشان و معصوم (ع) هستند لازم ندانند و نخستین کسی که مدعی این اجماع بوده ظاهراً ابوعمرو کشّیّ است که معاصر محمد بن یعقوب کلینی بوده و در کتاب رجال خود ادعای اجماع بر صحت روایات آن چند تن کرده و ایشان را برحسب زمان سه طبقه کرده است چنانکه گوید:
اسامی فقها از اصحاب حضرت باقر و حضرت صادق که گروه امامیه بر تصدیقشان متفقند و فقاهت ایشان را مسلم میدارند و آنان را فقیه ترین پیشینیان میدانند شش تن هستنند بدینسان:
زرارة بن اعین،
برید بن معاویه،
معروف بن خربوذ،
ابوبصیر
اسدی،
فضیل بن یسار نهدی،
و محمد بن مسلم طحان طایفی ثقفی.
و بعضی بجای ابوبصیر اسدی ابوبصیر مرادی لیث بن مراد بختری روایت کرده اند و فقیه ترین این شش تن نیز زرارة بوده است. آنگاه گوید:
اسامی فقها از اکابر اصحاب حضرت صادق (ع) که علمای امامیه بر تصحیح و تصدیق روایات ایشان متفق و فقاهت ایشان را مسلم دارند نیز شش تن دیگر بجز شش تن مذکورند و عبارتند از:
جمیل بن دراج،
عبدالله بن بکیر،
عبدالله بن مسکان،
ابان بن عثمان،
حماد بن عیسی،
و حماد بن عثمان.
و فقیه ترین این شش تن نیز جمیل بن دراج است. سپس گوید:
اسامی فقها از اصحاب حضرت کاظم و حضرت رضا (ع) که علمای امامیه بر تصحیح و تصدیق روایات آنان (بهمان معنی که مذکور داشتیم) و علم و فقاهت ایشان متفقند شش تن دیگر بجز دوازده تن یادشدۀ در بالا هستند و آنان عبارتند از:
یونس بن عبدالرحمن،
صفوان بن یحیی،
حسن بن محبوب،
محمد بن ابی عمیر،
عبدالله بن مغیرة،
و احمد بن محمد بن ابی نصر.
وبعضی از علمای دینی این طبقه را هفت تن دانسته و برخی هم بجای حسن بن محبوب، عثمان بن عیسی و فضالة بن ایوب را یاد کرده اند.
باری ابوعمرو کشی آنگاه روایاتی در مدح هر یک از طبقات سه گانه نقل کرده و سید مهدی بحرالعلوم طبقات یادکرده را بدینسان بنظم آورده است:
قد اجمع الکل علی تصحیح ما
یصح عن جماعة فلیعلما
و هم اولوا نجابة و رفعة
اربعة و خمسة و تسعة
فالستة الاولی من الامجاد
اربعة منهم من الاوتاد
زرارة کذا برید قد اتی
ثم محمد و لیث یا فتی
کذا فضیل بعده معروف
و هوَ الذی مابیننا معروف
و الستة الاولی اولوالفضائل
رتبتهم ادنی من الاوائل
جمیل الجمیل مع ابان
و العبدلان ثم حمادان
و الستة الاخری هم صفوان
و یونس علیهما الرضوان
ثم ابن محبوب کذا محمد
کذاک عبدالله ثم احمد
و ما ذکرناه الاصح عندنا
و شذ قول من به خالفنا.
(از ریحانةالادب ج ١)

و علینقی منزوی در فهرست کتابخانۀ اهدائی سیدمحمد مشکوة ذیل عنوان «اصحاب اجماع کیانند» پس از نقل نام بیست ودو تن از کشی آرد: و حسن بن داود در کتاب خود مردی بنام حمدان پسر احمد را نیز از گفتۀ کشی در شمار اصحاب اجماع آورده است ولی در نسخه های کشی نام چنین کسی دیده نشده است. کسانی که دربارۀ اصحاب اجماع کار کرده اند، بیشتر راوی شناسان پس از کشی هر یک چیزی در این باره گفته اند ولی کسان زیر جداگانه در آن سخن رانده اند:
حجةالاسلام رشتی اصفهانی در دیباچۀ کتابچۀ «ابان بن عثمان» که جای گفتگو است. و سپس حاجی نوری (متوفای ١٣٢٠ ه.ق.) در فایدۀ هفتم خاتمۀ مستدرک الوسائل سخن را
بدرازا کشانیده (و ٨٥٠ بیت نوشته) و در آن سخن گفته است. آقامنیرالدین اصفهانی (متوفای ١٣٤٢ ه.ق.) نیز منظومه ای دربارۀ اصحاب اجماع سروده است (ذریعه)، حسن پسر ابوطالب طباطبایی (متوفای ١١٦٧ ه.ق.) (ذریعه)، کشف القناع فی اصحاب الاجماع (ذریعه)، سیدرضا پسر بحرالعلوم (متوفای ١٢٥٣ ه.ق.) (ذریعه).
(از فهرست کتابخانۀ اهدائی سیدمحمد مشکوة به کتابخانۀ دانشگاه ج ٢ ص ٤٧١).

 

 

 

 

 

 


یکشنبه 03 دی 1396 :: 11:09 :: نويسنده : yadgareomr

... إلا أنه

في حضيض الأرض

و كلام أمير المؤمنين ع

في أوج السماء ...

شرح نهج البلاغة
لابن أبي الحدید
ج 2 ص 84

یکشنبه 03 دی 1396 :: 10:58 :: نويسنده : yadgareomr

رگ خواب کسی را گرفتن و به دست داشتن;
سر رشته و چم کسی را به دست آوردن و مطیع خود ساختن. (آنندراج).
مجازاً کسی را در امری تابع خود کردن و این مجاز از آنجا برخاسته که گویند در انسان رگی هست که اگر آن را فشار دهند به خواب میرود. (فرهنگ نظام).

دوشنبه 13 آذر 1396 :: 15:22 :: نويسنده : yadgareomr

اقتراح
درخواست کردن.
سئوال کردن.
-
اقتراح کردن ; درخواستن . طلبیدن.

از بهر بزرگ زادگی تو که دست تنگ شده ای و بر ما اقتراحی کنی تو را حقی گزاریم. (تاریخ بیهقی).

|| به تحکم از کسی چیزی را خواستن.
خواستن چیزی بی تأمل و فکر.

|| در وقت و بی اندیشه گفتن و از خود برآوردن.
بی اندیشه سخن گفتن.

|| نو پیدا کردن چیزی را بی آنکه آن را از کسی شنیده باشند.

|| برگزیدن چیزی را و اختیار کردن.

|| سوار شدن شتری را که هنوز بر وی سوار نشده باشند.

|| در جای بی آب چاه کندن.

|| تمام دندان شدن ستور.

قال الله عزّ و جلّ:

فَأَتَى‏ اللهُ بُنْيانَهُمْ مِنَ الْقَواعِدِ؛

أَي

هَدَم بُنْيانَهم

و قلَع بُنْيانهم من قَواعِدِه و أَساسه

فهدَمه عليهم

حتّى أَهلكهم‏.

وَ لَكِنْ لِنَرِدَ الْمَعَالِمَ مِنْ دِينِكَ

اللَّهُمَّ

إِنَّكَ تَعْلَمُ أَنَّهُ

لَمْ يَكُنِ الَّذِي كَانَ مِنَّا مُنَافَسَةً فِي سُلْطَانٍ

وَ لَا الْتِمَاسَ شَيْ‏ءٍ مِنْ فُضُولِ الْحُطَامِ

وَ لَكِنْ لِنَرِدَ الْمَعَالِمَ مِنْ دِينِكَ

وَ نُظْهِرَ الْإِصْلَاحَ فِي بِلَادِكَ

فَيَأْمَنَ الْمَظْلُومُونَ مِنْ عِبَادِكَ

وَ تُقَامَ الْمُعَطَّلَةُ مِنْ حُدُودِك

چهارشنبه 08 آذر 1396 :: 15:59 :: نويسنده : yadgareomr

اساف. [ اِ ] (اِخ) گویند که صفا و مروة نام مردی و زنی بوده است که در زمان جاهلیت در خانۀ کعبه زنا کردند، حق تعالی ایشان را سنگ گردانید. اهل مکه مرد را بر سر کوه صفا و زن را بر سر کوه مروة بردند تا بینندگان را عبرت باشد و آن کوهها بدین نام مشهور شد. بعضی گویند که این نام خود این کوهها راست و نام آن مرد و زن اساف و ناهله (نابله، نايله) بوده است. (نزهة القلوب ج ٣ ص ٧).
گویند که اساف نام پسر عمرو است که با نائله دختر سهل در خانۀ کعبه زنا کردند و به سنگ مسخ شدند و سپس قریش آن دو را چون بتی بپرستیدند. ابن اسحاق گوید که اساف و نائله مسخ شدند و ایشان اساف بن بناء و نائلة دختر ذئب بودند و گفته اند اساف بن عمرو نائلۀ بنت سهیل بود. (از معجم البلدان).
نام بتی است که آن را عمرو بن لحی بر صفا نهاد و نائله را که بتی دیگر است بر مروة و بر نام این هر دو بت روبروی خانۀ کعبه ذبح کردی یا اساف پسر عمرو نائله دختر سهل است و از قبیلۀ جرهم بودند که در خانۀ کعبه زنا کردند پس به سنگ مسخ شدند و جهت عبرت اساف را بر صفا و نائله را بر مروه نهادند وبعد از مرور ایام قریش هر دو را پرستش کردند.
و رجوع به قاموس الاعلام ترکی و امتاع الاسماع و مفاتیح العلوم خوارزمی و رجوع به بت شود.

یکشنبه 05 آذر 1396 :: 14:22 :: نويسنده : yadgareomr

عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ ع

قَالَ:

الْقَلْبُ يَتَّكِلُ عَلَى الْكِتَابَةِ.

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران