مَثَلُهُمْ كَمَثَلِ الَّذِى
اسْتَوْقَدَ نَارًا
***
استیقاد (و ق د)
[ اِ ]
(ع مص)
آتش افروختن. ایقاد.
|| افروخته شدن آتش. روشن شدن.
|| شعله ور شدن. زبانه کشیدن.