یادگارِعُمر
یکشنبه 21 تیر 1394 :: 23:45 :: نويسنده : yadgareomr

انطلاق

انطلاق.

[ اِ طِ ]
(ع مص)

رفتن.
بشدن.

|| گشاده گردیدن روی و پیدا شدن بشاشت.
پیدا شدن انبساط در چهره.
گشاده رو شدن.

|| رها شدن.

|| انطلق به (مجهولاً) برده شد.

|| انطلاق لسان; گشاده زبانی.

||

(اِمص)

گشاده رویی.

از جبین سلطان آثار بشر و انطلاق و مکارم اخلاق معاینه دیدند.
(جهانگشای جوینی).


💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران