|
یادگارِعُمر درباره وبلاگ حافظ سخن بگوی که بر صفحۀ جهان ------- این نقش ماند از قلمت یادگارِ عُمر ---------- خوش آمدید --- علی آخرین مطالب
آرشيو وبلاگ
نويسندگان یکشنبه 15 آذر 1394 :: 22:20 :: نويسنده : yadgareomr
مَرج. [ م َ ] (ع اِ) چَراگاه. || (مص) به چَرا گذاشتن ستور. || اندرهم گشادن. || درهم و برهم کردن. || جنبیدن خاتم در انگشت. || رها کردن و آزاد گذاشتن زبان را در غیبت و بدگوئی دیگران، گویند: مرج لسانه فی اعراض الناس. || دروغ گفتن و افزودن در سخن. || پوشاندن چیزی را. || ایجاد فساد کردن. || (اِمص) آمیختگی. - هرج و مرج; رجوع به هرج در این لغت نامه و نیز رجوع به مَرَج در سطور ذیل شود. |
||
|
|