یادگارِعُمر
درباره وبلاگ


حافظ سخن بگوی که بر صفحۀ جهان ------- این نقش ماند از قلمت یادگارِ عُمر ---------- خوش آمدید --- علی
نويسندگان

ای علوی ذات و خدایی صفات
صدرنشین همۀ کائنات

سیّد سالار شباب بهشت
دست قضا و قلم سرنوشت

زادۀ طوبی و بهشت برین
نور خدا در ظلمات زمین

نور دل و دیدۀ ختمی مآب
 سایه
ای از پرتو تو آفتاب

علّت غائی همه ممکنات
عمر ابد داده به آب حیات

پاکترین گوهر نسل بشر
از همه خوبان جهان خوبتر

جدّ تو پیغمبر نوع بشر
جنّ و مَلَک بر قدمش سوده سر

صاحب عنوان بشیر و نذیر
بر فلک وحی سراج منیر

آینۀ پاک که نور خدا
تابد از این آینه بر ما سوا

باب تو سرسلسلۀ اولیا ست
چشم پر از نور خدا مرتضی ست

مادر تو دخت پیمبر بود
آیه­
ای از سورۀ کوثر بود

پرده نشین حرم کبریا
فاطمه آن زهرۀ زهرای ما

عاشق کل حضرت سلطان عشق
 خون خدا شاه شهیدان عشق

با تو ز یک گوهر و یک مادر ست
ظلّ خدائی تواش بر سر ست

آینۀ ذات محمّد نما
حُسن خدائی حسن مجتبی

نام حسن روی حسن خو حسن
نور خدا چارمی پنج تن

آیۀ تطهیر به شأن شما ست
حُکم شما امر اولی الامر ما ست

سینۀ سینای شما طور وحی
نور شما شاخه­
ای از نور وحی

در رمضان ماه نشاط و سرور
ماه دعا ماه خدا ماه نور

نورفشان شد ز دو سو آسمان
در دو افق تافت دو خورشید جان

وحی خدا از افق ایزدی
نور حسن از افق احمدی

مُشک و گلابی به هم آمیختند
در قدح اهل ولا ریختند

ای رمضان از تو شرف یافته
نور تو بر جبهۀ او تافته

نیمۀ ماه رمضان عزیز
گیسوی مُشکین تو شد مشک بیز

نور خدا تافت در آن روی ماه
خاصّه از آن چشم درشت سیاه

سرخی گل عکس گل روی تو ست
ظلمت شب سایۀ گیسوی تو ست

روز که خورشید درخشان صبح
سر زند از چاک گریبان صبح

سرخی آن نور و پگاه سپید
روی افق نقش تو آید پدید

ای رخ تو در رمضان بدر ما
هر سر موی تو شب قدر ما

دیده که بی نور تو شد کور به
سر که به پای تو نه، در گور به

بعد علی شاخص عترت تویی
وارث میراث نبوت تویی

مصلحت ملّت اسلام و دین
کرد تو را گوشۀ عزلت نشین

هیچ گذشتی چو گذشت تو نیست 
 آنکه ز شاهی بکشد دست کیست ؟

صبر هم از صبر تو بی تاب شد
 کوزه شد و زهر شد و آب شد

بعد شهادت نکشید از تو دست
تیر شد و بر تن پاکت نشست

سبزه برآمد ز گلستان دین
تا رخ تو سبز شد از زهر کین

ریشۀ دین گشت همایون درخت
تا ز تو خورد آن جگر لخت لخت

ملّت اسلام که پاینده باد
مشعل توحید که تابنده باد

هر دو رهین خدمات تواَند
شکر گزارندۀ ذات تواَند

تا ابد ای خسرو والا مقام
بر تو و بر دین محمّد سلام

کلک «ریاضی» که گهر ریز شد
زآن نظر مرحمت آمیز شد

***

سیّد محمّد علی ریاضی یزدی
رحمة الله علیه