عثار. [ ع ِ ]
(ع اِمص)
بدی.
|| (ص)
ناخوش آیند.
|| (مص)
شِکوخیدن [لغزیدن]. بسردرافتادن.
هر قدم من از سَرِ بینش نهم از عثار و اوفتادن وارهم مولوی
|| به روی درافتادن و خوار گردیدن.