اقحام.
[ اِ ]
(ع مص)
قحطزده گردیدن در زمین. قحطزده گردیدن مردمان بیابان نشین و سپس در زمین و یا کشت و یا علف درآمدن.
|| ناگاه کسی را در کاری افکندن بی اندیشه.
|| درافکندن به سختی. درآوردن چیزی به چیزی به عُنف.