|
یادگارِعُمر درباره وبلاگ حافظ سخن بگوی که بر صفحۀ جهان ------- این نقش ماند از قلمت یادگارِ عُمر ---------- خوش آمدید --- علی آخرین مطالب آرشيو وبلاگ
نويسندگان سهشنبه 08 دی 1394 :: 11:57 :: نويسنده : yadgareomr
مقتحم. [ م ُ ت َ ح ِ ] (ع ص) آنکه بی اندیشه در کاری در می آید. هذا فوج مقتحم معکم لا مرحبا بهم انهم صالوا النار. (قرآن). || بی باک. که از مرگ و گزند نهراسد. که بی ترس و بیم در کاری درآید.جسور. متهور. تقدیر آسمانی شیر شرزه را اسیر صندوق گرداند ... و شجاع مقتحم را بد دل محترز. آنگاه آنچه سزای چنو بی عاقبت و جزای چنان مقتحمی تواند بود در باب او تقدیم فرماید. یکی مکاری مقتحم که غرض خویش به اقتحام حاصل کند و به مکر و شعوذه مسلم ماند. «اوزار» هرچند شجاعی مقتحم بود، اما مردی سلیم خدای ترس بوده است. تولی آن ضرغام مقتحم با لشکری چون شب مُدلَهِم ... برسید. || اختیارکننده. || غالب آمده. || ظالم. || آنکه خوار می شمرد کسی را. || ستارۀ فروشونده. |
||
|
|