|
یادگارِعُمر درباره وبلاگ حافظ سخن بگوی که بر صفحۀ جهان ------- این نقش ماند از قلمت یادگارِ عُمر ---------- خوش آمدید --- علی آخرین مطالب
آرشيو وبلاگ
نويسندگان جمعه 13 دی 1392 :: 14:34 :: نويسنده : yadgareomr
خبر متواتر; این اصطلاحِ درایه و حدیث و اصول است و خبری است که جماعتی آن را نقل کرده باشند به نحوی که مفیدِ علم باشد یعنی علم عادی. و محال باشد که همگی تبانی بر کذب کرده باشند و بالجمله یکی از طرق علم عادی اخبار متواتره است و اغلب اطّلاعات و علومِ ما نسبت به امورِ تاریخی از همین راه است. زیرا گاه یک خبری را عدّه ای به نحوِ واحدی ولو وحدتِ معنوی نه لفظی نقل نمایند محال است که همگی تبانی کرده باشند پس مفیدِ یقین خواهد بود. (از فرهنگ علوم دکتر سجّادی از معالم ص ١٠١ و تلویح تفتازانی ص ٤٢٩). و رجوع به تعریفات جرجانی و نفایس الفنون ذیل علم حدیث و حدیث و خبر در لغت نامۀ مرحوم دهخدا شود. جمعه 13 دی 1392 :: 14:09 :: نويسنده : yadgareomr
... عن حكيم بن جبير، جمعه 13 دی 1392 :: 14:03 :: نويسنده : yadgareomr
46 - وَ قَالَ (ع) : سَيِّئَةٌ تَسُوءُكَ خَيْرٌ عِنْدَ اللهِ مِنْ حَسَنَةٍ تُعْجِبُك. جمعه 13 دی 1392 :: 13:55 :: نويسنده : yadgareomr
صُهَیب بن سِنان بن مالک، مکنی به ابویحیی، از بنی نمر بن قاسط. صحابی است و از تیراندازان نامی عرب و از سابقان در اسلام است. پدر او از اشراف جاهلیت است. کسری او را بر اُبُلّۀ بصره ولایت داد. منازل کسان او در سرزمین موصل بر شط فرات (از جانب جزیره و موصل) بود. و صهیب به سال ٣٦ قبل از هجرت بدانجا متولد شد. رومیان بر آنها غارت بردند و صهیب را اسیر گرفتند. یکی از بنی کلب وی را اسیر گرفت و به مکه آورد. عبدالله جدعان تیمی او را خرید، سپس آزاد کرد و او در مکه به تجارت پرداخت و چون اسلام ظاهر گشت، وی مسلمانی گرفت و سی و چندمین تن بود که اسلام آورد. چون مسلمانان عازم هجرت حبشه شدند، صهیب مالی فراوان بدست آورده بود. مشرکان از مهاجرت او ممانعت کردند و گفتند تو گدائی پست بودی و اکنون که مالی فراوان یافته ای ارادۀ رفتن داری! گفت : اگر مال خویش را بدهم مرا در رفتن آزاد میدارید؟ گفتند : آری. وی همۀ مال خود بدانها داد. چون این خبر به پیغمبر رسید، گفت : ربح صهیب ربح صهیب; یعنی صهیب سود برد. صهیب در جنگ بدر و احد و دیگر غزوات حاضر بود و در صحیحین ٣٠٧ حدیث از او آمده است. وی به سال ٣٢ ه.ق در مدینه درگذشت . (الاعلام زرکلی ص ٤٣٦). صهیب به خاطر زهد و پارسائی و مقام شامخی که در متقدّمین دارد بین مسلمانان شهرتی وافر داشته و در ادب فارسی نام او فراوان دیده میشود. جمعه 13 دی 1392 :: 13:37 :: نويسنده : yadgareomr
رَبیعُ الأَوَّل. جمعه 13 دی 1392 :: 13:27 :: نويسنده : yadgareomr
دِیلَم. جمعه 13 دی 1392 :: 13:15 :: نويسنده : yadgareomr
... إِلَهِي چهارشنبه 11 دی 1392 :: 13:52 :: نويسنده : yadgareomr
سنگک سنگک. بیش ست از تو در سَرِ روزی هوایِ تو سهشنبه 10 دی 1392 :: 19:22 :: نويسنده : yadgareomr
خُبّاب بن الأَرَتّ بن جندلة بن سعد بن خزیمة بن کعب بن سعد بن زید بن مناة بن تمیم التمیمی بعضی او را خزاعی آورده اند. مکنی به ابوعبدالله. او از اسیران دورۀ جاهلی است که در مکه فروخته شد و مولای ام انمار خزاعی است ولی نظر بعضی خلاف آنست . خباب از هم پیمان های بنی زهره و از «سابقین اولین» بود. ابن سعد میگوید او در مکه فروخته شد و سپس با بنی زهره هم پیمان گشت و از نخستین مسلمانان و از «مستضعفین» است . باوردی میگوید خباب بسال ششم (بعثت) اسلام آورد و اول کس است که اسلام خود را آشکار کرد و در این راه رنج فراوان کشید. طبری میگوید انتساب او به بنی زهره از آن است که آل سباع از هم پیمان های عمرو بن عبد عوف بن عبدالحارث بن زهره اند و سباع بن ام انمار خزاعی از آل سباع است . او حاضر همۀ جنگها بود و پیغمبر بین او و جبیر بن عتبک برادری انداخت . او راوی پیمبر است و از او ابوامامه و پسرش عبدالله بن خباب و ابومعمر و قیس بن ابی حارم و مسروق و دیگران روایت میکنند. طبرانی از طریق زید بن وهب روایت کرد چون علی از صفین برمیگشت بر قبر خباب گذشت و گفت : «رحم الله خبابا اسلم راغباً و هاجر طالعاً و عاش مجاهداً وابتلی فی جسمه اموالاً و لن یضیع الله اجره» خباب شاهد واقع بدر و بعد آن بود و به کوفه فرود آمد و در سال ٣٧ ه.ق بدانجا درگذشت . ابن حبان اضافه میکند که چون علی به وقت باز گشت صفین بر قبر او گذشت بر قبر او نماز گزارد و دربارۀ سال مرگ اوگفته اند که در١٩ ه.ق بدرود حیات گفته است ولی قول اول صحیح است باری او در جاهلی شمشیرگر بود و این مطلب در «صحیحین» آمده و در آنجا تصریح شده است که خباب در آخر عمر به مرض صعب دچار آمد و از خدا مرگ خواست . مسلم از طریق قیس بن ابی حازم روایت میکند که ما بر خباب وارد شدیم و او خود را داغ میکرد و گفت اگر نهی رسول خدا از خودکشی نبود من هر آینه مرگ خود را بدست خود فراهم می آوردم . او اول کسی است که در ظهر کوفه مدفون شد. طبری با سندی که در دست دارد و از علقمه بن قیس نخعی است و او از ابن خباب روایت میکند عمر او را ٦٣ سال می آورد. (از اصابه قسم ١ ص ١٠١). سهشنبه 10 دی 1392 :: 19:10 :: نويسنده : yadgareomr
مُنذِر بن الجارود |
||
|
|