یادگارِعُمر
درباره وبلاگ


حافظ سخن بگوی که بر صفحۀ جهان ------- این نقش ماند از قلمت یادگارِ عُمر ---------- خوش آمدید --- علی
نويسندگان
چهارشنبه 29 اردیبهشت 1395 :: 21:50 :: نويسنده : yadgareomr

ذَنَبُ السِّرحان. [ ذَ ن َ بُس س ِ ] (ع اِ مرکب)
دم گرگ.
گرگ دم.
عمود صبح.
عمود الصُّبح.
بام بالا.
فجر کاذِب.
صبح نخستین.
صبح کاذب.
فجر اوّل.
صبح نخست.
(
Crَepuscule) و آن روشنائی باشد که در آخر شب به جانب مشرق پیدا آید و به وی گمان فجر برند، لکن نباشد و به زودی تاریکی بار دیگر غلبه کند تا آنگاه که فجر صادق یا صبح دوم دمیدن گیرد.
رجوع به منطقة البروج ( نور ... ) شود.

چهارشنبه 29 اردیبهشت 1395 :: 21:47 :: نويسنده : yadgareomr

فجر.
(اِ)
سپیدی آخر شب.
روشنی پگاه که سرخی آفتاب است در سیاهی شب.
بام.
روشنی.
فلق.
فجر دو باشد: فجر اوّل یا کاذب یا ذَنَبُ السِّرحان و فجر ثانی یا صادق که آن را فجر معترض نیز گویند.
سرخی خورشید در سیاهی شب، و گویند که آن پایان شب است چنانکه شفق آغاز آن است.
-
صلوة فجر; نماز بامداد. دوگانه. رجوع به دوگانه شود.

چهارشنبه 29 اردیبهشت 1395 :: 12:38 :: نويسنده : yadgareomr

و طریقاً إلیک مهیعاً

مهیع. [ م َه ی َ ] (ع ص) راه روشن. ج، مهایع. (منتهی الارب، مادۀ ه ی ع).
طریق مهیع; راه گشاد و فراخ.

سه‌شنبه 28 اردیبهشت 1395 :: 13:38 :: نويسنده : yadgareomr

عن جابر
قال رسول الله صلّى الله عليه و آله و سلّم
«و الذى نفسى بيده
انّ العبد ليدعو الله
و أنّه عليه غضبان،
فيعرض عنه
ثم يدعوه
فيعرض عنه
ثم يدعوه،
فيقول الله تعالى للملائكة،
ان عبدى لن يدعو غيرى
فقد استحييت منه،
كم يدعونى
و اعرض عنه،
اشهدكم انى قد استجبت له»

كشف الأسرار و عدّة الأبرار،
ج‏1، ص: 501

کرم بین و لطف خداوندگار
گنه بنده کرده ست و او شرمسار

دوشنبه 27 اردیبهشت 1395 :: 17:05 :: نويسنده : yadgareomr

از امثال و حکم
مرحوم علّامه دهخدا

اندک اندک علم یابد نفس چون عالی بود
قطره قطره جمع گردد وانگهی دریا شود
ناصر خسرو
رحمه الله

***

اندک اندک به هم شود بسیار
دانه دانه ست غلّه در انبار
سعدی
رحمه الله

***

ذرّه ذرّه پشم قالی میشود

***

گرت سیل باید بَرِ قطره شو
تو این نکته از عینِ حکمت شنو

***

التّمرة إلی التّمرة تمر

***

قطره ها چون جمع شد جوئی شود ژرف ای فتی
مولوی
رحمه الله

دوشنبه 27 اردیبهشت 1395 :: 08:49 :: نويسنده : yadgareomr

محقّق مناوی. [ م ُ ح َق ق ِ ق ِ م َ ] (اِخ)
زین الدین عبدالرؤوف بن تاج العارفین بن علی بن زین العابدین.
از بزرگان علمای دین (١٠٣١ - ٩٥٢ ه.ق.).
مردی عالم و متقی بود.
او راست :
الجواهر المضیئة فی الاَّداب السلطانیة.
سیرة عمربن عبدالعزیز.
تیسیرالوقوف علی غوامض احکام الوقوف.
الکواکب الدریة فی تراجم سادة الصوفیة
و کتب دیگر.
مؤلفات او قریب هشتاد مجلد است.
(الاعلام زرکلی ج ٢ ص ٥١٩).

دوشنبه 27 اردیبهشت 1395 :: 08:16 :: نويسنده : yadgareomr

قشیری. [ ق ُ ش َ ] (اِخ) عبدالکریم بن هوازن بن عبدالملک بن طلحۀ نیشابوری، از بنی قشیر بن کعب مکنی به ابوالقاسم و ملقب به زین الاسلام. از پارسایان و دانشمندان بزرگ دینی و در دوران خود پیشوای مردم خراسان بود. وی در نیشابور اقامت داشت و در همان شهر وفات یافت (تولد٣٧٦، وفات ٤٦٥ ه.ق.). سلطان آلب ارسلان او را بسیار احترام و اکرام میکرد. از تألیفات اوست:
التیسیر فی التفسیر، خطی، این کتاب را تفسیر کبیر نیز گویند.
لطائف الاشارات، خطی ، جلد یکم این کتاب نیزدر تفسیر است.
الرسالة القشیریة، چاپی.

وی از مشایخ خطیب بغدادی و داماد شیخ ابوعلی دقّاق رحمه الله بوده و علوم باطنی را از وی اخذ کرده است.
دیگر از کتابهای وی کتاب الضعفاء، و المتروکین فی رواة الحدیث و کتاب لطائف الاشارات و کتاب مختصر المحصل و کتاب المنتخب فی الحدیث و کتاب المؤتلف و المختلف است.

دوشنبه 27 اردیبهشت 1395 :: 08:09 :: نويسنده : yadgareomr

و أخرج «القشيري» في الرسالة و «ابن النجار» عن «أنس» سمعت رسول الله صلى الله عليه و سلم يقول:

التّائب من الذّنب كمن لا ذنب له
و إذا أَحَبَّ اللهُ عَبدَهُ لَم يَضُرَّهُ ذَنبٌ

ثم تلا

إِنَّ اللهَ يُحِبُّ التَّوَّابِينَ وَ يُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِينَ

قيل
يا رسول الله
و ما علامة التوبة؟

قال
الندامة

الدُّرُ المَنثور في تفسير المأثور،
ج‏1، ص: 261
جلال الدّین سیوطیّ
قرن ده ه.ق.

دوشنبه 27 اردیبهشت 1395 :: 08:00 :: نويسنده : yadgareomr

الشَّيْبَاني
(131 - 189 ه.ق. 748 - 804 م.)
محمد بن الحسن بن فرقد،
من موالي بني شيبان،
أبو عبد الله:

إمام بالفقه و الأصول،
و هو الّذي نشر علم أبي حنيفة.
أصله من قرية حرستة،
في غوطة دمشق،
و ولد بواسط.
و نشأ بالكوفة،
فسمع من أبي حنيفة
و غلب عليه مذهبه
و عرف به
و انتقل إلى بغداد،
فولاه الرشيد القضاء بالرقة
ثم عزله.
و لما خرج الرشيد إلى خراسان صحبه،
فمات في الري.
قال الشافعيّ:

«لو أشاء أن أقول
نزل القرآن بلغة محمد ابن الحسن،
لقلت،
لفصاحته»

و نعته الخطيب البغدادي
بإمام أهل الرأي.
له كتب كثيرة
في الفقه و الأصول،
منها
«المبسوط - خ» في فروع الفقه،
و «الزيادات - خ»
و «الجامع الكبير - ط»
و «الجامع الصغير - ط»
و «الآثار - ط»
و «السير - ط»
و «الموطّأ - ط»
و «الأمالي - ط» جزء منه،
و «المخارج في الحيل - ط» فقه،
و «الأصل - ط» الأول منه،
و «الحجة على أهل المدينة - ط» الأول منه،
و لمحمد زاهد الكوثري
«بلوغ الأماني - ط» في سيرته.

شیبانی. [ ش َ ] (اِخ)
محمد بن الحسن بن فرقد، از موالی بنی شیبان. اصل او از قریه ای است در غوطۀ دمشق. به سال ١٣١ ه.ق. به واسط به دنیا آمد و در ١٨٩ ه.ق. در سفری که هارون الرشید به خراسان میرفت و شیبانی ازجملۀ ملازمان او بود در شهر ری درگذشت. شیبانی در شهر کوفه پرورش یافت و محضر ابوحنیفه را درک کرد و زیر تأثیر عقاید ابوحنیفه قرار گرفت و در ترویج مذهب او میکوشید. چون به بغداد آمد هارون الرشید منصب قضا را در رقه بدو تفویض کرد و سپس وی را معزول نمود و با خود به خراسان برد اما اجل وی را مهلت نداد و در ری درگذشت.
او راست:
المبسوط،
الزیادات،
جامع کبیر،
جامع صغیر،
الآثار،
السیر،
الموطّاء،
الامالی،
المخارج فی الحیل و الاصل.
(از اعلام زرکلی).
 

یکشنبه 26 اردیبهشت 1395 :: 21:24 :: نويسنده : yadgareomr

گورپان. (اِخ) دهی است از دهستان میان آباد بخش اسفراین شهرستان بجنورد واقع در ٣٠ هزار گزی جنوب باختری اسفراین و ١٢ هزار گزی باختر شوسۀ عمومی بجنورد به اسفراین. دامنه و گرمسیر است. سکنۀ آن ٢٢٣ تن است. آب آن از قنات تأمین میشود. محصول آن غلّات، بنشن، میوه، پنبه و شغل اهالی زراعت و مالداری و راه آن مالرو است.
(از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٩).

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران