یادگارِعُمر
درباره وبلاگ


حافظ سخن بگوی که بر صفحۀ جهان ------- این نقش ماند از قلمت یادگارِ عُمر ---------- خوش آمدید --- علی
نويسندگان
چهارشنبه 02 بهمن 1392 :: 14:59 :: نويسنده : yadgareomr

قُبَّةُ الصَّخرَة

قُبَّةُ الصَّخرَة.
(
اِخ)
بنائی است که به امر «عبدالملک بن مروان» خلیفۀ اموی به سال ٧٢ ه.ق. بر بالای «صخرۀ ذبائح» در «اورشلیم» نزدیک «مسجد اقصی» ساخته شد.

چهارشنبه 02 بهمن 1392 :: 14:54 :: نويسنده : yadgareomr

مسجد الحرام

مسجد الحرام.
(اِخ)
کعبه.
مسجدی که محیط بر کعبه است.
مسجدی است که در مکه در گرداگرد کعبه واقع شده.
مردم در اطراف کعبه، خانه بنا می کردند تا اینکه به نزدیکی آن رسیدند و جای آن تنگ شد، «عمر» گفت ای مردم کعبه خانۀ خدا است خانه باید حیاطی داشته باشد، شما بکلی همه جا را گرفتید. در این هنگام مردم از این کار دست برداشتند، پس کسانی که مایل بودند قیمت گرفتند و آنان که راضی نبودند نفروختند و برای زمین ایشان قیمتی تعیین شد که بعدها بگیرند. دیوار مسجد را کمتر از یک قامت قرار دادند و چراغها را روی آن می گذاردند. بعدها «عثمان» خانه های دیگری به قیمت گران خرید و هر کس راضی نبود خانه اش را بفروشد امر داد که آن را خراب کنند. مردم بنای داد و فریاد گذاشتند، گفت حلم و ملایمت شما را به این کار وا می دارد و آنگاه دستور داد که اینان را به زندان ببرند. در این حال عبدالله بن خالد بن سید آنان را از زندان رهایی داد. گویند عثمان اول کسی است که در وقت تجدید بنای مسجد رواقها قایل شد. ابن زبیر دیوارها بر وی افزود، اما به گشادگی و وسعت آن چیزی علاوه نکرد ولی درهای آن را زیاد کرد و ستونهای رخامی برپای نمود و زیبایی و شکوه آن را بیفزود. عبدالملک بن مروان دیوارهای آن را بلند کرد و حجاج به امر او کعبه را با پوشش دیباج بیاراست. ولید بن عبدالملک به زیبایی و بهاء آن بیفزود و ناودان طلا و سقف طلایی برای آن ساخت و زر و سیم مائدۀ سلیمان بن داود را برای این کار صرف نمود و این مائده را هنگام فتح اندلس از شهر طلیطله آورده بودند. سپس منصور عباسی و بعد از او پسرش «مهدی» بر شکوه و جلال مسجد و حسن منظرۀ آن بیفزودند که به همان حال تاکنون (تا زمان یاقوت) باقی است. (از معجم البلدان).
اخیراً از سال ١٣٧٥ ه.ق. دولت عربستان با هزینه ای در حدود٨٠٠ میلیون ریال سعودی به توسعه و تغییرات فراوانی در مسجدالحرام دست زده است که در نتیجه مساحت مسجدالحرام از ٢٧ هزار متر مربع به ١٨٠ هزارمتر مربع بالغ گشت و درهای قدیم مسجد با نامهای اولیۀ خود بر جای خویش باقی نهاده شد و چند در دیگر بدان افزوده گشت و اکنون این مسجد دارای ٦٢ در بزرگ و کوچک است که سه تای آنها درهای اصلی و بزرگ هستند به نامهای باب الملک عبدالعزیز و باب العمرة و باب السلام و بر هر یک از این سه در دو منار هر کدام به ارتفاع ٩٢ متر و با قاعده ای به ابعاد ٧*٧ متر قرار دارد که بر تارک هر منار هلالی به ارتفاع ٥/٦ متر از برنز مطلّا به زر خالص نهاده شده. و هفتمین منار بر باب الصفا قرار گرفته که در کنار آن سقفی است با قبه ای که قطر خارجی آن ٣٥ متر است و بر این قبه نیز هلالی از برنز مطلا به زر خالص نهاده شده. و اینک با این توسعۀ جدید مسجدالحرام گنجایش ٥٠٠ هزار نمازگزار را دارد. (از نشریۀ دولت عربستان سال ١٣٩٨ ه.ق.)

چهارشنبه 02 بهمن 1392 :: 14:46 :: نويسنده : yadgareomr

کعبة

کعبة.
(اِخ)
اسم بیت اﷲ.
در اصل به معنی مرتفع است چون بنای کعبه از زمین مرتفع و بلند است لهذا کعبه نام کردند یا مرتفع است از روی مراتب.
قبله.
بنیة.
ذات الورع.
حمساء.
خانۀ خدای.
بیت ﷲ.
بیت الحرام.
بیت عتیق.
بیت العتیق.
ناصرخسرو در سفرنامه وصف دقیقی از مکه و مسجد الحرام و کعبه و آداب حج دارد و مشاهدات خود را در سال 442 ه.ق. هرچه گویاتر بیان کرده است. وی پس از شرح شهر مکه و وصف مسجد حرام دربارۀ کعبه نویسد:
خانۀ کعبه میان ساحت مسجد است مربع طولانی که طولش از شمال به جنوب است و عرضش از مشرق به مغرب و طولش سی ارش است و عرضش شانزده و در خانه سوی مشرق است و چون در خانه روند رکن عراقی بر دست راست باشد و رکن حجرالاسود بر دست چپ و رکن مغربی جنوبی را رکن یمانی گویند و رکن شمالی مغربی را رکن شامی گویند و حجرالاسود در گوشۀ دیوار به سنگی بزرگ اندر ترکیب کرده اند و در آنجا نشانده چنانکه چون مردی تمام قامت بایستد با سینۀ او مقابل باشد و حجرالاسود به درازی بدستی و چهار انگشت باشد و به عرض هشت انگشت باشد و شکلش مدور است و از حجر الاسود تا در خانه چهار ارش است و آنجا را که میان حجر الاسود و در خانه است ملتزم گویند و در خانه از زمین به چهار ارش برتر است. چنانکه مردی تمام قامت بر زمین ایستاده برعتبه رسد و نردبان ساخته اند از چوب چنانکه بوقت حاجت در پیش در نهند تا مردم برآن بر روند و در خانه روند و آن چنان است که بفراخی ده مرد بر پهلوی هم بدانجا بر توانند رفت و فرود آیند و زمین خانه بلند است بدین مقدار که گفته شد.
صفت در کعبه:
دری است از چوب ساج به دو مصراع و بالای در شش ارش و نیم است و پهنای هر مصراعی یک گز و سه چهار یک چنانکه هر دو مصراع سه گز و نیم باشد و روی در فراز هم نبشته است و بر آن نقره کاری دایره ها و کتابتها نقاشی منبت کرده اند و کتابتهای به زر کرده و سیم سوخته دررانده و این آیت را تا آخر بر آنجا نوشته «ان اول بیت وضع للناس للذی ببکة». و دو حلقۀ نقره گین بزرگ که از غزنین فرستاده اند بر دو مصراع در زده چنانکه دست هرکس که خواهد بدان نرسد و دو حلقۀ دیگر نقره گین خردتر از آن هم بر دو مصراع در زده چنانکه دست هرکس خواهد بدان رسد و قفل بزرگ از نقره بر این دو حلقۀ زیرین بگذرانیده که بستن در بدان باشد و تا آن قفل برنگیرند در گشوده نشود.
صفت اندرون کعبه:
عرض دیوار یعنی ثخانتش شش شبر است و زمین خانه را فرش از رخام است همه سپید و در خانه سه خلوت کوچک است بر مثال دکانها یکی مقابل در و دو بر جانب شمال و ستونها که در خانه است و در زیر سقف زده اند همه چوبین است چهار سو تراشیده از چوب ساج الا یک ستون مدور است و از جانب شمال تخته سنگی رخام سرخ است طولانی که فرش زمین است و می گویند که رسول علیه الصلوة و السلام بر آنجا نماز کرده است و هر که آن را شناسد جهد کند که نماز بر آنجا کند و دیوار خانه به همه تخته های رخام پوشیده است از ایوان و بر جانب غربی شش محراب است از نقره ساخته و به میخ بر دیوار دوخته هریکی به بالای مردی به تکلف بسیار از زر کاری و سواد سیم سوخته و چنان است که این محرابها از زمین بلندتر است و مقدار چهار ارش دیوار خانه از زمین برتر نهاده است و بالاتر از آن همه دیوار از رخام است تا سقف به نقارت و نقاشی کرده و اغلب به زر پوشیده هر چهار دیوار و در آن سه خلوت که صفت کرده شد که یکی در رکن عراقی است و یکی دررکن شامی و یکی در رکن یمانی در هر سو بیغوله دو تخته چوبین به مسمار نقره بر دیوارها دوخته اند و آن تخته ها از کشتی نوح علیه السلام است. هر تخته پنج گز طول و یک گز عرض دارد و در آن خلوت که قفای حجر الاسود است دیبای سرخ در کشیده اند و چون از در خانه در روند بر دست راست زاویۀ خانه چهار سو کرده مقدار سه گز درسه گز و در آنجا درجه ای است که راه آن بام خانه است و دری نقره گین به یک طبقه بر آنجا نهاده و آن را باب الرحمة خوانند و قفل نقره گین بر او نهاده باشد و چون بر بام شدی دری دیگر است افکنده همچون در بامی هر دو روی آن در نقره گرفته و بام خانه به چوب پوشیده است و همه پوشش را به دیبا در گرفته چنانکه چوب هیچ پیدا نیست و بر دیوار پیش خانه از بالای چوبها کتابه ای است زرین بر دیوار آن دوخته و نام سلطان مصر بر آنجا نوشته که مکه گرفته و از دست خلفای بنی عباس بیرون برده - و آن المعز لدین اﷲ بوده است - و چهار تختۀ نقره گین بزرگ دیگر است برابر یکدیگر هم بر دیوار خانه دوخته به مسمارهای نقره گین و بر هریک نام سلطانی از سلاطین مصر نوشته که هریک از ایشان بروزگار خود آن تخته ها فرستاده اند و اندر میان ستونها سه قندیل نقره ای آویخته است و پشت خانه به رخام یمانی پوشیده است که همچون بلور است و خانه را چهار روزن است به چهار گوشه و بر هر روزنی از آن تخته ای آبگینه نهاده که خانه بدان روشن است و باران فرو نیاید و ناودان خانه از جانب شمال است بر میانۀ جای و طول ناودان سه گز است. و سرتاسر به زر نوشته است. و جامه ای که خانه بدان پوشیده بود سپید بود و بدو موضع طراز داشت. طرازی را یک گز عرض و میان هر دو طراز ده گز به تقریب و زیر و بالا به همین قیاس. چنانکه بواسطۀ دو طراز علو خانه به سه قسمت بود هریک به قیاس ده گز و بر چهار جانب جامه محرابهای رنگین بافته اند و نقش کرده و به زر رشته و پرداخته بر هر دیواری سه محراب یکی بزرگ بر میان و دو کوچک بر دو طرف چنانکه بر چهار دیوار دوازده محراب است ...
یاقوت در قرن هفتم در معجم البلدان کعبه را از قول بشاری چنین توصیف می کند:
کعبه در وسط مسجدالحرام قرار دارد و بشکل مربع است و در آن از زمین باندازۀ قامتی بلندتر است و آن را دو لت میباشد که هر لتی از صفحات نقرۀ آب طلا داده شده پوشیده شده است و بطرف مشرق قرار گرفته. طول مسجد الحرام سیصد و هفتاد ذراع و عرض آن 315 ذراع میباشد در حالی که طول کعبه 24 ذراع و یک وجب است و عرض آن 23 ذراع و یک وجب است. اندازۀ دور حجر 25 ذراع و از آن طوف صد ذراع و هفت ذرع است بلندی آن بجانب آسمان 27 ذراع و حجر بطرف شام است و در آن «میزاب» میگردد و دیوارها و زمین آن از سنگ مرمر است و آن را حطیم می نامند. طواف در پشت آن قرار دارد. نمازگزاری بسوی آن جائز نیست. حجرالاسود بر رکن شرقی در مقابل باب است. قبۀ زمزم مقابل باب است و طواف بین این دو قرار گرفته و در عقب این دو قبة الشراب است و در آن حوضی است. مقام ابراهیم در وسط بیتی است که در آن باب قرار دارد و آن به بیت نزدیکتر از زمزم میباشد و بر آن صندوق آهنی است که طول آن از قامت انسانی برتر است و آن از پارچه پوشیده شده. مقام در هر موسم حجی بطرف بیت رفع می شود و چون باز گردیده شد بر روی آن صندوق چوبی که دارای دری است قرار می گیرد. این در از ایام نماز باز می گردد و چون امام سلام داد آن را دست می کشد و سپس در آن را می بندد و در آن اثر پای ابراهیم می باشد و آن سیاه رنگ و بزرگتر از حجرالاسود است. طواف از رمل فرش شده و مسجد از سنگ ریزه و بر گرد صحن سه رواق می گردد که بر روی ستونهای مرمرین قرار دارد و این ستونها را «مهدی» از اسکندریه بر روی آب تا جده آورده است.
یاقوت بعد از تاریخ کعبه و طرز ساختمان آن بوسیلۀ ابراهیم و سختی هایی که برکعبه گذشته است سخن می گوید.
حمداﷲ مستوفی در قرن هشتم وصف کعبه در نزهة القلوب چنین آرد:
مسجد حرام اندر میان شهر است و صحن از طواف گاه حجاج و خانۀ کعبه بر میان آن صحن است و آنکه در جامع های بلاد بر میان صحن عمارتی سازند جهت مناسبت با مسجد حرام و کعبه باشد و مسجد حرام را چهار در است باب بنی شیبه برطرف عراقی است. و مایل شمال و باب صفا بر طرف شرقی است. در عهد رسول پنج سال پیش از مبعث قوم قریش خانۀ کعبه را عمارت کردند به درختهایی که نجاشی پادشاه حبشه جهت کلیسای انطاکیه براه دریا به شام میفرستاد و حق تعالی آن کشتی را غرق کرد و آن چوبها را به جده انداخته و مکیان به اجازت او بردند و خانۀ کعبه بدان مسقف گردانیدند و چهار قائمۀ چوبین در زیر سقفش وضع کردند و حضرت رسول براه حکمی به دست مبارک خود بتراضی قریش حجرالاسود را بیرون خانۀ کعبه در رکن عراقی نشاند بر بلندی کم از قامتی تا دست در آن توان مالید وآن رکن مایل شرقی است و مقام ابراهیم و زمزم نزدیک اوست و رکنی که مایل شمالی است رکن شامی گویند و رکنی که مایل غربی است رکن حبش گویند و آنکه جنوبی است رکن یمانی گویند و دری یک مصراعی بر در خانۀ کعبه نشاندند و رویش را در نقره گرفتند از آهوان نقره که در چاه زمزم یافته بودند. در عهد عبداﷲ بن زبیر چون بنی امیه دیوار کعبه را بسنگ منجنیق خراب کرده بودند و او آن را عمارت کرد و خانه را بزرگتر و دو در گردانید و حجرالاسود در اندرون خانۀ کعبه در دیوار نشاند و گفت که چون رسول فرمود که حجرالاسود از خانۀ کعبه است باید که در اندرون کعبه باشد. بعد از او حجاج بن یوسف ثقفی وضع عمارت او باطل کرد و حجرالاسود را بیرون آورد چنانکه رسول کرده بود بر رکن شمالی که عراقی گویند نشاند و خانه با قدر اول برد و یک در ساخت و طول آن خانه بیست و چهار گز و بدستی در عرض بیست و سه گز و بدستی است و مساحتش پانصد و هفتاد و پنج گز باشد و مساحت اندرون خانۀ کعبه چهارصد و چهل و چهار گز است و علو آن خانه بر بیرون بیست و هفت گز است. و بامش بقلعی اندوده و ناودان سیمین دارد بطرف راست و درچپ خانۀ زمزم است و اول کسی که آن خانه را جامه پوشانید تبع یمن، اسعد، ابوکرب حمیری بود و او معاصر بهرام گور و قصی پنجم پدر حضرت رسول بوده است .
کعبه در قرن سیزدهم هجری بدین شرح وصف شده است:
مسجدالحرام در وسط شهر مکه واقع است که بخاطر فضیلت همان مسجد این شهر به ام القری شهرت یافته است و خانۀ معروف کعبه که بنا بگفتۀ مورخین اسلامی حضرت ابراهیم آن را بنا کرده در مسجد الحرام واقع است و خلفای اسلامی و پادشاهان هریک که بر آنجا دست یافته اند از زمان حضرت محمد تا کنون در زیبایی و تزیین مسجدالحرام کوشیده اند بطوری که از وضع سابق و تزیینات قدیمی آن چیزی اکنون بجای نمانده است. مسجد الحرام صحن وسیع و با شکوهی دارد در اطراف آن طاقنماهائی روی ستونهائی بلند زده شده است و وسط آن ستونها گنبدهای کوچک بسیار دیده میشود و در گوشه های مسجد مناره ها بنا شده است. بسیاری از مساجد دیگر که در شهرهای اسلامی و بخصوص سوریه ساخته اند از روی نقشۀ ساختمان مسجد الحرام بنا شده است. خانۀ کعبه عبادتگاه مسلمانان در وسط صحن واقع شده و آن عبارت است از یک بنای سنگین بشکل مکعب که ارتفاع آن 40 پا و طولش 18 پا و عرض آن 14 پا می باشد. و جز یک در که باندازۀ 7 پا از زمین بلند است در دیگری ندارد و برای رفتن بداخل آن از نردبان متحرکی که در ایام حج در آنجا نصب میکنند استفاده میشود و داخل کعبه از سنگهای مرمر فرش شده و قندیلهای زرین بسیار در اطراف آن آویزان و اطراف آن را با کتیبه های قیمتی تزیین کرده اند. تزیینات داخلی کعبه و اشیاء قیمتی آن همیشه مورد گفتگو بوده است و مسافران بسیار از آن ذکر کرده اند. در قسمت بیرون خانه کعبه در یک قطعه از دیوارهای خارجی آن حجرالاسود سنگ معروف بکار رفته این سنگ چنانچه مسلمانان گویند، فرشتگان آن را از بهشت آورده اند تا ابراهیم هنگام بنای خانه پای خود را روی آن نهد قطرش از مساحت هفت قیراط زیادتر نیست و ما چیز مقدسی سراغ نداریم که زمانی دراز مورد احترم و تعظیم مردم باشد همانند حجرالاسود که از قرنها پیش از اسلام تاکنون مورد احترام و تکریم مردم است. خانۀ کعبه را در هر سال با روپوش سیاهی میپوشانند که همه سمت آن جز جای حجرالاسود و چند قدم از زمین بقیۀ آن را پوشیده است و چون موسم حج شد در قسمت بالای پردۀ کعبه نواری کمربندی میدوزند که آیات قرآنی روی آن زردوزی شده است. در صحن مسجد الحرام یک ساختمان چهار گوش است که بر روی چشمۀ آبی که در آنجا است بنا شده و آن چشمه را چنانکه گویند هنگامی که هاجر تشنگی فرزندش اسماعیل را دید و سراسیمه در آن دره برای پیدا کردن آب به این سو وآن سو میدوید و برای اینکه جان دادن بچۀ خود را از شدت تشنگی نبیند رو از او گردانده بود، فرشته ای در آن بیابان ظاهر ساخت و بدینوسیله آن دو را از تشنگی نجات داد. (تلخیص از ترجمه تمدن اسلام و عرب تألیف گوستاو لوبون ترجمۀ فخر داعی) 

سه‌شنبه 01 بهمن 1392 :: 11:44 :: نويسنده : yadgareomr

مسجد اقصی

مسجد اقصی.
(اِخ)
مسجد الاقصی.
المسجد الاقصی.
اسم بیت المقدس که مسجدی است در شام.
جامعی است در قدس در کنار جامع عمر.
مسجد بیت المقدس.
مزگت بیت المقدس.
جامعی است بزرگ در جنوب قبة الصخرة، ولید بن عبدالملک در فاصلۀ سالهای 705 تا 715 م. آن را بساخت.
از اماکن بسیار مقدس مسلمین است.
دومین مسجد، بعد از مسجد الحرام، نخست داود نبی ساختن آن را آغاز کرد و سلیمان آن رابعنوان یک معبد تکمیل نمود، سپس در طول تاریخ بارها تجدید بنا شد که از آن جمله در عهد عبدالملک بن مروان بود. این مسجد مدتی قبلۀ مسلمین بود و سپس قبله بسمت کعبه تعیین گشت.
ناصرخسرو (درقرن پنجم) مسجد الاقصی را چنین توصیف کرده است: آنجا را عمارتی به تکلف کرده اند و فرشهای پاکیزه افکنده و خادمان جداگانه ایستاده همیشه خدمت آن را کنند، و چون به دیوار جنوبی بازگردی از آن گوشه مقدار دویست گز پوشش نیست و ساحت است و پوشش مسجد بزرگ که مقصوره در او است بر دیوار جنوبی است و غربی. و این پوشش را چهارصد و بیست ارش طول است در صد و پنجاه ارش عرض و دویست و هشتاد ستون رخامی است و بر سر اسطوانه ها طاقی از سنگ در زده و همه سر و تن ستونها منقش است و درزها را به ارزیز گرفته چنانکه محکمتر نتواند بود و میان دو ستون شش گز است همه فرش رخام ملون انداخته و درزها به ارزیز گرفته ومقصوره بر وسط دیوار جنوبی است بسیار بزرگ چنانکه شانزده ستون در آنجاست و قبه ای عظیم بزرگ منقش به مینا ... و در آن جا حصیرهای مغربی انداخته و قندیلها و مسرجها جداجدا به سلسله آویخته است. و محرابی بزرگ ساخته اند همه منقش به مینا و دو جانب محراب دو عمود رخام باشد به رنگ عقیق سرخ ... و بر دست راست محراب معاویه است و بر دست چپ محراب عمر ... و سقف این مسجد به چوب پوشیده است ... بر چهار جانب این پوشش از آن هر شهری از شهرهای شام و عراق صندوقها و مجاوران نشسته ... در اندرون پوشش حوضی است در زمین که چون سرنهاده باشد با زمین مستوی باشد جهت آب تا چون باران آید در آنجا رود ... شهر بیت المقدس بر سر کوهی است و زمین هموار نیست اما مسجد را زمین هموار و مستوی است و از بیرون مسجد به نسبت مواضع هر کجا نشیب است دیوار مسجد بلندتر است ... و هر کجا فراز است دیوار کوتاه تر است ...
مسجد اقصی که از حیث قدمت کمتر از مسجد عمر نیست در همان محوطۀ حرم واقع است. مسجد مزبور در اصل کلیسائی بوده که «ژوستی نین» امپراطور به نام حضرت مریم آن را بنا نمود. مسلمانان طبق دستور خلیفۀ دوم آن را تغییر داده مسجد بنا نمودند. این معبد یک بار بسبب زلزله منهدم شد و در سال 585 م. دوباره آن را ساختند، و تغییر و تبدیلی که در اعصار مختلف در آن پیدا میشد بتدریج صورت بنای اسلامی بخود گرفت و در سال 583 ه.ق. صلاح الدین ایوبی آن را تجدید بنا و مرمت نمود، و قسمت دیگر آن از قبیل دروازه و غیره در قرن نهم هجری ساخته شده است. ستونهای اندرونی مسجد از ابنیۀ مختلف گرفته شده است. طرز طاقنمای مرکزی رومی است و باید در قرن هفتم میلادی ساخته شده باشد. طاقهای آن بیشتر جناقی شکل است. در زمان جنگهای صلیبی نصارا در همین مسجد توقف داشتند حتی دالانی هم که درآن موجود می باشد مخزن اسلحۀ لشکریان آنها بوده است. محراب مسجد مزبور به نقش و نگار بسیار عالی تزیین یافته و کتیبه ای دارد که نشان میدهد صلاح الدین ایوبی در سال 583 ه.ق. این محراب را بنا نموده است و در همین جا یک منبر است از چوب که در آن با عاج و صدف منبت کاری شده که نهایت درجه حیرت انگیز است و از کتیبۀ درون آن معلوم میشود که این منبر در سال 564 ه.ق. ساخته شده و شیشه های پنجره های بالای محراب آن متعلق به قرن دهم هجری است. دو طرف راست و چپ مسجد دو مصلای قدیمی جالب توجهی موجود است که دارای ستونهای مارپیچ و طاقهای جناقی است و آنجا به مقام عُمَر مشهور است و میگویند او در آنجا نماز کرده است، و مصلای دیگری است معروف به مقام حضرت زکریا. (از تمدن اسلام و عرب دکتر گوستاو لوبون).
آیۀ اًسراء در مکانی نازل شد که اکنون بین دیوارهای حرم شریف در قدس محاط است و خداوند آنجا را برای پرستش بندگانش اختصاص داد. آن موقع در آن مکان بنائی معروف به مسجد الاقصی و مسجد صخره یا سایر بناهای موجود در صحن مسجد اقصی وجود نداشت، فقط در آیه از مسجد نام برده شده است زیرا که مکان پرستش و عبادت است لذا خلیفۀ دوم زمانی که در سال 15 هجری به قدس آمد و آنجا را فتح نمود از کعب الاحبار پرسید مسجد کجاست؟ کعب گفت آن را در پشت صخره بنا کن. عمر گفت ای کعب، آن را با یهود مشابه و برابر کردی نه آن را بالای مسجد قرار میدهیم، که امروز به مسجد عمر معروف است سپس با ردا و قبایش خاکها را از صخره بر میداشت و به آنجا انتقال می داد و مسلمانان با او در این عمل شرکت میکردند و ساکنین اردن نیز در نقل بقیۀ آن کمک میکردند. لکن رومیها صخره را مزبله و محل کثافت قرار دادند زیرا آنجا قبلۀ یهود بود.
عبدالملک بن مروان دو مسجد معروف به مسجد اقصی و مسجد صخره را بنا کرد بنابراین اطلاق نام مسجد اقصی به مسجدی که امروزه مشهور است، اصطلاح جدید و تازه ای است و کلیه ٔ مورخین هنگامی که از مسجد اقصی نام میبرند مقصودشان تمام قسمتی است که حصارها و برج و باروها بر مبنای آن استوار است و در آن بابهایی قرار دارد و همان مکانی است که هنگام اسراء و معراج معروف و مشهور بوده است. (از کتاب بیت المقدس در اسلام تألیف معین احمد محمود ترجمۀ علی منتظمی).
این مسجد در تاریخ 30 مرداد 1348 ه.ش. 1969/8/21/ م. دچارآتش سوزی مهیبی شد و قسمتهای زیادی از آن ویران گشت که در سالهای بعد با کمک کشورهای اسلامی جهان (از جمله کشور ایران) به مرمت و بازسازی آن اقدام شد.

سه‌شنبه 01 بهمن 1392 :: 11:42 :: نويسنده : yadgareomr

وحي

وحی.
(ع اِ)
آواز که در مردم و غیر آنان باشد.
|| اشارت.
|| کتابت.
نبشته. مکتوب. نامه. رساله.
|| هرچه به دیگری فرستی و اندازی.
هرآنچه کسی به دیگری فرستد و بدان القاء کند هرچه باشد.
|| پیغام.
|| سخن پوشیده. کلام خفی. الهام. سخن پنهان. سخن نرم. اعلام در خفا.
|| پیغام خدا. پیغام خدا و الهام.
|| هرچیز که به دیگری کنی تا بداند چگونه است و سپس غلبه یافته است بر آنچه که خداوند به پیمبران خود القاء میکند.
|| آنچه از جانب خدای تعالی به سوی انبیاء القاء شود.
هرچه از کلام یا نبشته یا پیغام یا اشاره که به دیگری القاء و تفهیم کنی وحی نامیده میشود و در اصطلاح شرع کلام خداوند است که بر پیغمبر نازل میگردد. وحی بر دو قسم است وحی ظاهر، وحی باطن. اما وحی ظاهر بر سه گونه است اول آنچه بر زبان فرشته رود و پیغمبر آن را شنود «قرآن» از این قبیل است. دوم آنچه واضح گردد به اشارۀ فرشته بدون آنکه بیان و کلام در میان باشد چنانکه پیغمبر فرمود: «روح القدس نفث فی روعی» و سوم الهام، و تمام این اقسام بطور مطلق حجت است به خلاف الهام اولیاء که بر دیگران حجت نیست و وحی باطن آنچه به وسیلۀ رأی و اجتهاد حاصل میگردد....
- وحی آمدن ; از جانب خداوند الهام شدن
- وحی آوردن ; پیغام آوردن. الهام آوردن ...
- وحی مُنزَل ; عبارت از قرآن مجید.
|| (مص)
در دل افکندن. در دل انداختن چیزی. الهام کردن.
|| شتابی نمودن. شتاب کردن.
|| فرستادن.
|| اشاره کردن.
|| نبشتن. نوشتن.
|| سخن پنهان کردن.
|| ذبح کردن گوسفند را به سرعت.

سه‌شنبه 01 بهمن 1392 :: 11:39 :: نويسنده : yadgareomr

جبرئیل

جَبرَئیل.
(اِخ)
نام فرشتۀ وحی.
نام فرشته مقرب.
فرشته ای است که پیک حضرت است.
پیر چهل ساله.
جوهر اول.
هیولائی اول.
سبز کبوتر.
طوطی سدره نشین.
طاوس عرش.
عاشرنه تخته عاج.
روح القدس.
روح الامین.
روح مکرم.
عقل اول.
ناموس اکبر.
روح الاعظم.
ساقی روحانیان
کلیم.
روح.
نام فرشتۀ مقرب.
امین وحی.
فرشتۀ وحی. ...
...
جبر بمعنی عبد و ایل بمعنی خدا است و رویهمرفته بمعنی بندۀ خدا است...

سه‌شنبه 01 بهمن 1392 :: 11:13 :: نويسنده : yadgareomr

تَحجیر

تَحجیر.
(ع مص)
خرمن کردن ماه یا گرد شدن ماه به خطی باریک.
خطی گرد ماه برآمده شدن و خرمن کردن ماه.
گرد شدن ماه به خطی باریک و باشاد فروشدن در میغ.
گرد شدن ماه (احاطه شدن) به خط باریکی که در آن غلظت نباشد و یا در پیرامون آن دایره ای از ابر پدید آید.
هاله برآمدن بر گرد ماه.
|| داغ کردن گرداگرد چشم شتر به آهن مدور.
حجرت عین البعیر; اذا وسمت حولها بمیسم مستدیر.
|| تحجیر گِل ; تحجر آن.
|| (اصطلاح فقه و حقوق) بمعنی سنگ چین کردنست چنانکه در مادۀ ١٤٢ قانون مدنی است: «شروع در احیاء از قبیل سنگ چین اطراف زمین یا کندن چاه و غیره تحجیر است و موجب مالکیت نمیشود ولی برای تحجیرکننده ایجاد حق اولویت در احیاء می نماید». قانون مدنی برای تحجیر دو مثال بیان نموده و به کلمۀ غیره از ذکر اقسام دیگر تحجیر از قبیل دیوار کشیدن و نهر کندن و درخت در دور زمین کاشتن صرف نظر کرده است. منظور ماده ازکندن چاه، چاهی است که هنوز به نتیجۀ مطلوب نرسیده باشد، چنانکه هرگاه چاه برای آب است به آب نرسیده باشد و پس از رسیدن به آب احیاء محسوب میگردد. مادۀ ١٦٠ قانون مدنی به این امر تصریح مینماید: «هر کس درزمین خود یا در اراضی مباحه، بقصد تملک، قنات یا چاهی بکند تا به آب برسد یا چشمه ای جاری کند، مالک آب آن میشود و در اراضی مباحه، مادامی که به آب نرسیده تحجیر محسوب است». و همچنین است کندن نهر، چنانکه مادۀ ١٤٩ قانون مدنی میگوید: «هر کس در زمین مباح نهری بکند و متصل کند به رودخانه، آن نهر را احیاء کرده و مالک آن نهر میشود، ولی مادامی که متصل به رودخانه نشده است تحجیر محسوب است». تحجیری که ایجاد حق اولویت در اراضی موات مینماید دارای شرایط خاصی است که در حقوق مدنی یاد شده است.
رجوع به حقوق مدنی تألیف امامی ... و فرهنگ حقوقی جعفری شود.

سه‌شنبه 01 بهمن 1392 :: 09:07 :: نويسنده : yadgareomr

359 -
وَ قَالَ (ع):
يَا أَسْرَى الرَّغْبَةِ
أَقْصِرُوا
فَإِنَّ الْمُعَرِّجَ عَلَى الدُّنْيَا
لَا يَرُوعُهُ مِنْهَا
إِلَّا صَرِيفُ أَنْيَابِ الْحِدْثَانِ
أَيُّهَا النَّاسُ
تَوَلَّوْا مِنْ أَنْفُسِكُمْ تَأْدِيبَهَا
وَ اعْدِلُوا بِهَا عَنْ ضَرَاوَةِ عَادَاتِهَا.

سه‌شنبه 01 بهمن 1392 :: 08:46 :: نويسنده : yadgareomr

بتول

بتول.
(ع ص)
قطوع. قطع کننده.
|| منقطعۀ از زواج.
|| پاک دامن. پارسا.
|| زن دوشیزه که از مردان رغبت و حاجت خود بریده باشد.
زن دوشیزه و جداشده از مردان و بریده از دنیا.
دوشیزۀ از مردان بریده.
زن باکرۀ بریده شده از دنیا و بریده شده از شوهر.
دختری که شوی نکند.
زنی که از دنیا بریده باشد به جهت خدای تعالی.
بتیل.
بتیلة.
عذراء.
از دنیا گسسته و به خدا پیوسته.
دختری باشد که از دنیا بریده و به خدا پیوسته و پیوند با جهان دیگر استوار کرده باشد و این صفت ویژۀ حضرت سیدة نساء العالمین فاطمة الزهراء سلام الله علیها دخت خاتم النبیین (ص) است.
|| لقب فاطمة بنت نبيّ علیهما الصلوة والسلام بدان جهت که در فضل و دین و حَسَب از زنان زمانۀ خود و زنان امّت متفرّد بود و همتا نداشت.
چون حضرت فاطمه قاطع علائق دنیا بود لهذا بتول گفتند.
چون از مردان بریده و به طاعت خدای عزوجل مختص شده بود بدین نام شهرت یافت.
|| لقب مریم عذراء مادر مسیح علیهاالسلام.
و بتیل وبتیلة نیز بدین معنی آمده است.
لقب سیده مریم عذرا.
لقب حضرت مریم علیها السلام که ممتاز بود از زنان به حسب دین و بریده بود از دنیا به خدا.

دوشنبه 30 دی 1392 :: 16:19 :: نويسنده : yadgareomr

مغرب

مغرب. (کشور مغرب) کشوری است در شمال غربی افریقا. از شمال به دریای مدیترانه، از مشرق به الجزایر و از جنوب به الجزایر و صحرای شمال باختری یا صحرای سابق اسپانی و از مغرب به اقیانوس اطلس محدود است. مساحت این کشور که مراکش نیز نامیده میـشود در حدود 447000 کیلومتر مربع است و 15530000 تن سکنه دارد. سرزمینی است کوهستانی و مهمترین محصولات کشاورزی آن انگور، زیتون، حبوبات و سایر میوه هاست. دارای جنگلهای وسیع است و از ذخایر زیرزمینی آن فسفات و زغال سنگ و گوگرد و نفت و سایر معادن را میـتوان نام برد. پایتخت آن «رباط» است و دارالبیضاء (کازابلانکا)، مراکش ، فاس و مکناس از شهرهای مهم آن به شمار میـرود. زبان مردم عربیِ مراکشی و بربری است. در سال 1955 م. فرانسه و از سال 1956 م. اسپانیا استقلال مغرب را به رسمیت شناختند و این کشور در سال 1957 م. رسماً استقلال خود را اعلام داشت.

***

اَدارِسه

اَدارِسه. آل ادریس. ادریسیون. نام سلسله ای از ملوک علوی در مغرب به مراکش و بربر که از 172 تا 374 ه.ق. درین ناحیت فرمان رانده اند. رئیس و سرسلسلۀ آنان «ادریس بن عبداﷲ بن حسن بن علی بن ابیطالب علیه السلام» است. او در قیامی به سال 168 ه.ق در مدینه به حمایت آل علی همدستی کرد و چون خلفا این شورش را بنشاندند او بگریخت و به مصر شد و از آنجا به مراکش رفت و به ناحیۀ «سبته» علم استقلال برافراشت و او و جانشینان او بیش از دویست سال در مراکش حکم راندند. و شهر تدغه و گاهی «اولی لُ» مقر آنان بوده است ... و با انقراض دولت فاطمیانِ مصر دولت آنان نیز برافتاد.

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران