|
یادگارِعُمر درباره وبلاگ حافظ سخن بگوی که بر صفحۀ جهان ------- این نقش ماند از قلمت یادگارِ عُمر ---------- خوش آمدید --- علی آخرین مطالب
آرشيو وبلاگ
نويسندگان شنبه 21 دی 1392 :: 23:18 :: نويسنده : yadgareomr
بودا بودا. این لغت از سانسکریت «بودها» (به معنی بیدار، آگاه، باهوش، زرنگ، خردمند) نام وی سیدارتمه گوتمه و مشهور است به ساکیامونی (حکیم قبیلۀ ساکیا) یا ساکیاسینها (و دو نام اخیر نام خانوادگی او بوده)، ولی گویا اسمی است مأخوذ از نام نژادی که خاندان وی بدان تعلق داشت. پدر او سود دنه و مادر وی مایا دوی نام داشت. سود دنه، راجه بود و بر قبیلۀ ساکیا در کاپیله وستو (جنوب غربی نپال در هند شمالی) حکومت میکرد و مادر بودا نیز دختر راجه سو پرابودها بود. بنابراین بودا از طبقۀ کاشتریا (نجبا و امرا) است و او در حدود 560 ق.م. (به قول ویلیامز حدود 500 ق.م.) متولدشد. وی مؤسس آیین بودایی است. و این آیین مبتنی است بر اینکه : حیات رنج است و رنج از هوس زاید و ترک نفس، تنها وسیلۀ رهایی از هوی و هوس است. کمال مطلوب بودایی عبارت است از : وصول به «نیروانا» یا فنای کل. مرگ بودا در هشتاد سالگی اتفاق افتاد. امروزه در حدود پانصد میلیون تن در هند و بیرمانی و سراندیب و تبت و چین و ژاپن پیرو آیین بودایی هستند. شنبه 21 دی 1392 :: 20:24 :: نويسنده : yadgareomr
سَنائي سنائی. حکیم ابوالمجد مجدود بن آدم سنائی شاعر عالیمقدار و عارف بلند مقام قرن ششم هجری و از استادان مسلم شعر فارسی است. نام او را عوفی، مجدالدین آدم السنایی و حاجی خلیفه محمد بن آدم نوشته اند و در تاریخ گزیده نیز محمد ضبط شده است، لیکن جامی و هدایت نام او را به همان نحو که آورده ایم ذکر کرده اند و اشارات خود او نیز نظماً و نثراً بر همین منوال است، چنانکه درمقدمۀ منثورِ دیوان خود گفته و در «حدیقة الحقیقة» چنین آورده است : هرکه او گشته طالب مجد ست و از معاصران او نیز محمد بن علی الرقا در دیباچۀ «حدیقة الحقیقة» نام وی را «ابوالمجد مجدود بن آدم السنائی» آورد و این اشاره مسلم میـدارد که مجدالدین و محمد غلط و تحریفی است. در دیوان سنایی ابیاتی دیده میـشود که در آن اشاره به نام دیگری برای شاعر است یعنی در آنها گوینده خود را «حسن» خوانده است مانند این بیت : حسن اندر حسن اندر حسنم به همین مناسبت بعضی از محققان معتقد شده اند که نام او اصلاً حسن بوده است و بعدها «مجدود» نامیده شده است. ولادت او باید در اواسط یا اوایل نیمۀ دوم قرن پنجم در غزنین اتفاق افتاده باشد و بعد از رشد و بلوغ و مهارت در این فنّ به عادت زمان روی به دربار سلاطین نهاد و به دستگاه غزنویان راه جُست و با رجال و معاریف آن حکومت آشنائی حاصل کرد. به هر حال سنایی در آغاز به مداحی اشتغال داشت، ولی نصیبی از اشعار استادانه خود نمیـگرفت تا آنکه یک باره واله و شیدا شد و دست از جهان و جهانیان بشست : حسب حال آنکه دیوِ آز مرا سنائی چند سال از دورۀ جوانی خود را در شهرهای بلخ و سرخس و هرات و نیشابور گذرانید و گویا در همان ایام که در بلخ بود راه کعبه پیش گرفت. قصیده ای به مطلع ذیل در اشتیاق کعبه سروده : گاه آن آمد که با مردان سوی میدان شویم بعد از بازگشت از سفر مکه شاعر مدتی در بلخ به سر برد و از آنجا به سرخس و مرو و نیشابور رفت و هر جا چندی در سایۀ تعهد و نیکو داشتِ بزرگان علم و رؤسای محل به سر برد تا در حدود سال ٥١٨ ه.ق. به غزنین بازگشت. یادگارهای پرارزش این سفر دراز مقداری از قصاید و اشعار سنایی است که در خراسان سروده و «کارنامۀ بلخ» که در شهر بلخ ساخته است. بعد از بازگشت به غزنین سنائی خانه نداشت و چنانکه میگوید یکی از بزرگان غزنین خواجه عمید احمد بن مسعود خانه ای به وی بخشید. از این پس تا پایان حیات خود در غزنین به گوشه گیری و عُزلَت گذرانید. و در همین ایام است که به نظم و اتمام مثنوی مشهور به «حدیقة الحقیقة» توفیق یافت. در وفات او اختلاف کرده اند و سال وفات وی به قول تقی الدین کاشی ٥٤٥ ه.ق . است . مقبرۀ سنائی در غزنین زیارتگاه خاصّ و عامّ است. غیر از دیوان مذکور چند مثنوی از سنایی باقی مانده که به اختصار نام میبریم ١ - حدیقة الحقیقة و شریعة الطریقة ; که آن را الهی نامه نیز نامند و آن مهمترین مثنوی سنایی است ٢ - سیَر العِباد الی المعاد; مثنوی است بر وزن «حدیقة الحقیقة» که سنایی آن را در سرخس سروده است ٣ - طریق التحقیق; مثنوی است بر وزن حدیقه و بر آن اسلوب که در سال ٥٢٨ ه.ق. یعنی سه سال بعد از اتمام حدیقه به پایان رسانید ٤ - کارنامۀ بلخ; مثنوی است بر وزن حدیقه در پانصد بیت که ظاهراً نخستین نظم مثنوی سنایی است و آنرا «مطایبه نامه» هم میـــگویند. مثنویهای دیگر به نام عشقنامه و عقل نامه و تجربة العلم از وی در دست است. شنبه 21 دی 1392 :: 10:13 :: نويسنده : yadgareomr
حَواریّون. شنبه 21 دی 1392 :: 10:06 :: نويسنده : yadgareomr
مُـــرقُـــس مُـرقُـس. نویسندۀ یکی از اناجیل اربعه. صاحب یکی از چهار انجیل. مُصَنِّفِ یکی از چهار انجیل بود و عموم دانشمندان را در صحّت این مطلب شکّی نیست که مُرقُس همان شخصی است که در کتاب اعمال رسولان (یکی از کتب عهد جدید) به یوحنا و مُرقُس موسوم است که خویش (فامیل) و شاگرد «بارنابا (بارنابِه)» بود. گویند که او بانی کلیسای اسکندریه که در مصر واقع است بوده است. *** یــوحَــنّـــا یوحنّا. ابن زبدی. نام پدرش زبدی و نام مادرش سالومه بود. او یکی از دوازده حواری مسیح و برادر یعقوب زبدی و صاحب یکی از اناجیل اربعه است. رؤیا یا مکاشفات حضرت مسیح را میــنوشت و نیز رسائل سه گانه و کتاب مکاشفه بدو منسوب است. یاد و ذکران او به بیست وهفتم دسامبر است. *** بارنابه بارنابِه. (مقدس) یکی از قدیم ترین تلامذۀ حواریون و پسر عموی مارکوس حواری است. اصلاً یهودی و از اهالی جزیرۀ قبرس بود و کمی پس از پولس دین مسیح را پذیرفته و به همراه وی آناطولی و یونان را سیاحت کرد و سرانجام در تاریخ ٦٣ م. در قبرس کشته شد، یک انجیل و مطالب دیگر از او به جای مانده است. ذکران وی را در١١ حزیران (١١ ژوئن) گیرند. شنبه 21 دی 1392 :: 09:44 :: نويسنده : yadgareomr
الْجُنَيْد البَغْدادي [رحمة الله علیه و رضوانه] شنبه 21 دی 1392 :: 09:15 :: نويسنده : yadgareomr
ابنُ عربيّ ابنُ عربی. ابوبکر محیی الدین محمد بن علی حاتمی طائی اندلسی. یکی از اعاظم حکمای صوفیه. مولد او در سال ٥٦٠ ه.ق. به مرسیه. در هشت سالگی با کسان خویش به اشبیلیه رفته و مقدمات علم در آنجا فراگرفته و سپس نزد دانشمندان بزرگ محل مانند ابن بشکوال و جز او به تکمیل معلومات خود پرداخته و به سال ٥٩٠ به تونس و در ٥٩٨ به مشرق سفر کرده و بدانجا متوطن شده و در همین سال توفیق زیارت خانۀ خدا یافته و دو بار یکی به سنۀ ٦٠١ و دیگری در ٦٠٨ به بغداد مسافرت و مدتی کوتاه در آنجا بوده و در سال ٦١١ نوبت دوم حج گذارده و سال بعد به حلب و پس از آن به موصل و آسیة الصغری شده و در همه جا سلاطین و امراء عصر مَقدَمِ او را عزیز داشته و رواتب و صلات بدو داده اند و او به فقراء بخشیده است. و در دمشق به سال ٦٣٨ درگذشته است. قبر او در دامنۀ جبل قاسیون هم اکنون برجا و مشهور است. چندی ارباب تعصّب آنجا را مزبله کردند وچون سلطان سلیم عثمانی شام را بگشود امر به تنظیف و تعمیر آن کرد. لقب شیخ به مغرب «ابن سراقه» و در مشرق به «الشیخ الاکبر» معروف است. محیی الدین را کتب بسیاری است نزدیک دویست جلد که هنوز یکی از مراجع اصحاب طریقت و دانشمندان دیگر است، از آنجمله : کتاب فتوحات مکیه. کتاب فصوص الحکم. کتاب تاج الرسائل و منهاج الوسائل. کتاب العظمة. کتاب السبعه. کتاب حلیة الابدال. کتاب محاضرات الابرار. کتاب التدبیرات الالهیه. کتاب مفاتیح الغیب. کتاب التجلیات. کتاب الخلوه. کتاب المدخل الی معرفة الاسماء. کتاب النقباء. کتاب عقیدة اهل السنة. کتاب المقنع فی ایضاح السهل الممتنع. کتاب الهویة و الاحدیه. کتاب الاتحاد العشقی. کتاب الجلاله. کتاب الازل. کتاب عنقاء مغرب. کتاب ختم الاولیاء. کتاب شمس المغرب. کتاب الشواهد. کتاب مناصحة النفس. کتاب الیقین. مشکوة الانوار فیما روی عن الله عز و جل من الاخبار. کتاب الاجوبه. قاموسی در اصطلاحات تصوف. الامرالمحکم. تحفة السَّفَرة الی حضرة البرره. مجموع الرسائل الالهیه و جز آن. و بعض کتب را نیز به غلط بدو نسبت کرده اند از قبیل تفسیر قرآن که از عبدالرزاق کاشی است. ابن عربی را اشعاری صوفیانه نیز بوده که گرد کرده و به طبع رسانده اند. فقهاء و علمای ظاهر چه در زمان او و چه پس از او همیشه ابن عربی را به مذهب حلول و اتحاد متّهم کرده اند و نیز عقیدۀ او به وحدت وجود و دعاوی او در مکاشفات غریبه اهل شرع را برخلاف او برانگیخته است و با اینهمه بعض از علماء و فقهای عصرِ او و جز آن عصر مانند عبدالرّزاق کاشی و سیوطی و فیروزآبادی در تعدیل و تزکیه و تصحیح عقاید او کوشیده اند. *** صدرالدّینِ قونويّ صدرالدین. قونیوی، محمد بن اسحاق. مؤلف حبیب السیر آرد : شیخ در میدان کسب علوم ظاهری و باطنی و فنون عقلی و نقلی قصب السبق از امثال و اقران میــرُبود و مولانا قطب الدین علامۀ شیرازی علم حدیث نزد آن جناب فراگرفت. در نفحات الانس است که شیخ صدرالدین پسر سببی شیخ محیی الدین العربی است و تربیت از وی یافته و او را مؤلفاتی است چون تفسیر فاتحة الکتاب و مفتاح الغیب و نصوص و فکوک و شرح حدیث و نفحات الهیه و او بر مولوی جلال الدین نماز گزاشت. آن نـیـسـت رهِ وصـل کـه انگاشته ایم آن چشمه که خضر خورده زو آبِ حیات شنبه 21 دی 1392 :: 09:14 :: نويسنده : yadgareomr
فَریسی فَریسی. یکی از فرق «یهود» است که در ایّام خداوندِ ما تا به حال بوده و هستند اما این اسم در کتاب «عهد عتیق» به هیچ وجه مذکور نیست و نیز اصل این فرقه هم معلوم نیست به جز اینکه میــگویند «فریسیان» خلفاء و جانشینان فرقۀ «خسیدیه» یعنی مقدّسین مذکور در «مَکابیان» بوده اند .... *** مَکابیان مَکابیان. نام خاندانی از قوم یهود که اسم حقیقی آنها حسمونیان بود از حسمون که پدر جد «متاتیاس» و از پسران «یهویاریب» است و یهود بن متاتیاس به مکابیوس ملقب شد و از آن پس این نام بر همۀ آن خاندان اطلاق گردید و بالاخره همۀ طایفه را که در تحت ظلم سلوکیان پیدا شدند مکابیان گفتند. بعضی را گمان چنان کند که معنی این اسم محل زدن می باشد و دیگران معنی آن را خاموش کننده و سایرین خراب دانسته اند. هنگامی که مأمورانی از جانب «آنتیوخوس اپیفانیس» پادشاه سلوکی به «مودن» آمدند و قوم را به تقدیم قربانیهای بت ترغیب نمودند «متاتیاس» که کاهن فرقۀ «یهویاریب» بود قیام نمود و مأموران را مقتول ساخت و با پسرش در سال 168 قبل از مسیح به کوهستان گریخت و در آن جا جمعی از اهل خانواده و هموطنانش به وی پیوستند و سر به عصیان برداشتند. متاتیاس در سال 166 ق.م. درگذشت و یهودا به جانشینی او برگزیده شد. یهودا پس ازآنکه در «عمواس» بر دشمنان خود پیروز شد اورشلیم را فتح کرد و هیکل را پاک ساخت و در سال 161 ق.م. بر سلوکیه چیره شد و بدینسان یهود استقلال خود را بازیافتند. اما یهودا در جنگ کشته شد. پس از وی «یوناتان» برادرش، جنگ را تجدید کرد و در سال 135 ق.م. درگذشت. «یوحنا هرکانس» پسر «شمعون» مبادی سیاسی خاندان مکابیه را تغییرداد و با «صدوقیان» همدست گشت. آخرین فرمانروا از این خاندان «ارستبولس» پسر «هرکانس انتیگونیس» است که در سال 40 - 37 ق.م. به جای پدر نشست و پس از وی ملک و سلطنت از حسمونیان به هیرودیس منتقل شد. اسفار مکابیان پنج است که شامل تاریخ استقلال یهود و تأسیس سلسلۀ مکابیان است. اسفار مزبور را «اپوکریفا» یا اسفار مجعول گویند و مجمع «ترنت» رومانی دو سفر اول را در ضمن کتب قانونی مقدسه قبول کرده اند اما سفر پنجم جز در ترجمۀ قدیم عربی یافته نمی شود. *** صَدوقیان صَدوقیان. طایفه ای از یهودند که در «عهد جدید» مکرّراً مذکور می باشند اما مبدأ اشتقاق این اسم و معنایش مبهم است، لکن رأی محکم آنکه ایشان از صادوق کاهن متسلسل شده متدرجاً بدین اسم شهرت یافتند (کتاب اعمال رسولان ١٧:٥) و خود صادوق رئیس کَهَنه بود که سلیمان ملک بعد از عزل ابی یاثار به جایش مقرر و منصوب داشت (اول پادشاهان ٣٥:٢) این طایفۀ صدوقیان جمع قلیل و دارای اقتدار بسیار نبودند و اغلب تمایل به فلسفه داشتند. و خیالات و افکار ایشان در بارۀ دین ظاهری بود، بدین لحاظ چندان در میان عوام شهرت نیافته بودند و تعلیمات ایشان دارای چهار مادۀ عمده بود : اوّلاً انکار نوامیس و شرایع سماعی یعنی تفسیر شریعت مکتوبة که به رغم «فریسیان» از موسی دست به دست مأخوذ و سندش به وی میرسید. ثانیاً قبول تعلیم موسی به تنها و از این معلوم میــشود که ایشان کتب «عهد قدیم» را رَدّ میــکردند و فقط اسفار حضرت موسی را قبول داشتند. ثالثاً، انکار قیامت اموات یعنی ایشان معتقد بودند که نفس هم با جسد فانی میــشود (انجیل متی ٢٣:٢٢) و از قرارِ معلوم، بعد از آنکه انکار قیامت را نمودند البته منکر تعلیم ثواب و عقاب و اعتقاد به ملائکة و ارواح نیز میــباشند (کتاب اعمال رسولان ٨:٢٣) رابعاً اعتقاد بر وجود آزادی و مختاریت مطلقه و بعبارةٍ اخری تفویض تامّه از برای بنی نوع بشر و به حدّی در این اعتقاد راسخ بودند که نزدیک بود توجه و عنایت حضرت اقدس را نسبت به عالم نیز منکر شوند. و حضرت مسیح به قدری که «فریسیان» را سرزنش میــنمود «صدوقیان» راملامت نمیــفرمود، لکن ایشان نیز با وی نهایت ضدّیت را داشتند و با «فریسیان» در موقع شکایت و صلیب کردنش موافقت کردند و «حنانیا» و «قیافا» صدوقی بودند. این طایفه در صفحات تاریخ ذکری ندارند امّا آنهائی که فعلاً به این اعتقادند «صدوقی» می باشند. شنبه 21 دی 1392 :: 08:55 :: نويسنده : yadgareomr
انجیل. نام کتب مقدس مسیحیان که اهم آنها چهار است : انجیل متی. انجیل مرقس، انجیل لوقا و انجیل یوحنا. جمعه 20 دی 1392 :: 13:54 :: نويسنده : yadgareomr
أَلْقَابُهُ (ع) جمعه 20 دی 1392 :: 13:43 :: نويسنده : yadgareomr
بَابُ مَوْلِدِ أَبِي مُحَمَّدٍ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ (ع) |
||
|
|