یادگارِعُمر
درباره وبلاگ


حافظ سخن بگوی که بر صفحۀ جهان ------- این نقش ماند از قلمت یادگارِ عُمر ---------- خوش آمدید --- علی
نويسندگان
یکشنبه 03 دی 1396 :: 10:58 :: نويسنده : yadgareomr

رگ خواب کسی را گرفتن و به دست داشتن;
سر رشته و چم کسی را به دست آوردن و مطیع خود ساختن. (آنندراج).
مجازاً کسی را در امری تابع خود کردن و این مجاز از آنجا برخاسته که گویند در انسان رگی هست که اگر آن را فشار دهند به خواب میرود. (فرهنگ نظام).

دوشنبه 13 آذر 1396 :: 15:22 :: نويسنده : yadgareomr

اقتراح
درخواست کردن.
سئوال کردن.
-
اقتراح کردن ; درخواستن . طلبیدن.

از بهر بزرگ زادگی تو که دست تنگ شده ای و بر ما اقتراحی کنی تو را حقی گزاریم. (تاریخ بیهقی).

|| به تحکم از کسی چیزی را خواستن.
خواستن چیزی بی تأمل و فکر.

|| در وقت و بی اندیشه گفتن و از خود برآوردن.
بی اندیشه سخن گفتن.

|| نو پیدا کردن چیزی را بی آنکه آن را از کسی شنیده باشند.

|| برگزیدن چیزی را و اختیار کردن.

|| سوار شدن شتری را که هنوز بر وی سوار نشده باشند.

|| در جای بی آب چاه کندن.

|| تمام دندان شدن ستور.

قال الله عزّ و جلّ:

فَأَتَى‏ اللهُ بُنْيانَهُمْ مِنَ الْقَواعِدِ؛

أَي

هَدَم بُنْيانَهم

و قلَع بُنْيانهم من قَواعِدِه و أَساسه

فهدَمه عليهم

حتّى أَهلكهم‏.

وَ لَكِنْ لِنَرِدَ الْمَعَالِمَ مِنْ دِينِكَ

اللَّهُمَّ

إِنَّكَ تَعْلَمُ أَنَّهُ

لَمْ يَكُنِ الَّذِي كَانَ مِنَّا مُنَافَسَةً فِي سُلْطَانٍ

وَ لَا الْتِمَاسَ شَيْ‏ءٍ مِنْ فُضُولِ الْحُطَامِ

وَ لَكِنْ لِنَرِدَ الْمَعَالِمَ مِنْ دِينِكَ

وَ نُظْهِرَ الْإِصْلَاحَ فِي بِلَادِكَ

فَيَأْمَنَ الْمَظْلُومُونَ مِنْ عِبَادِكَ

وَ تُقَامَ الْمُعَطَّلَةُ مِنْ حُدُودِك

چهارشنبه 08 آذر 1396 :: 15:59 :: نويسنده : yadgareomr

اساف. [ اِ ] (اِخ) گویند که صفا و مروة نام مردی و زنی بوده است که در زمان جاهلیت در خانۀ کعبه زنا کردند، حق تعالی ایشان را سنگ گردانید. اهل مکه مرد را بر سر کوه صفا و زن را بر سر کوه مروة بردند تا بینندگان را عبرت باشد و آن کوهها بدین نام مشهور شد. بعضی گویند که این نام خود این کوهها راست و نام آن مرد و زن اساف و ناهله (نابله، نايله) بوده است. (نزهة القلوب ج ٣ ص ٧).
گویند که اساف نام پسر عمرو است که با نائله دختر سهل در خانۀ کعبه زنا کردند و به سنگ مسخ شدند و سپس قریش آن دو را چون بتی بپرستیدند. ابن اسحاق گوید که اساف و نائله مسخ شدند و ایشان اساف بن بناء و نائلة دختر ذئب بودند و گفته اند اساف بن عمرو نائلۀ بنت سهیل بود. (از معجم البلدان).
نام بتی است که آن را عمرو بن لحی بر صفا نهاد و نائله را که بتی دیگر است بر مروة و بر نام این هر دو بت روبروی خانۀ کعبه ذبح کردی یا اساف پسر عمرو نائله دختر سهل است و از قبیلۀ جرهم بودند که در خانۀ کعبه زنا کردند پس به سنگ مسخ شدند و جهت عبرت اساف را بر صفا و نائله را بر مروه نهادند وبعد از مرور ایام قریش هر دو را پرستش کردند.
و رجوع به قاموس الاعلام ترکی و امتاع الاسماع و مفاتیح العلوم خوارزمی و رجوع به بت شود.

یکشنبه 05 آذر 1396 :: 14:22 :: نويسنده : yadgareomr

عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ ع

قَالَ:

الْقَلْبُ يَتَّكِلُ عَلَى الْكِتَابَةِ.

یکشنبه 05 آذر 1396 :: 00:07 :: نويسنده : yadgareomr

الإرشاد،
شیخ مفید رحمة الله علیه.
قرن پنجم ه.ق.
ج 2
ص125

أسماء من قتل مع الحسين بن علي ع من أهل بيته بطف كربلاء
و هم سبعة عشر
نفسا الحسين بن علي ع ثامن عشر
منهم العباس و عبد الله و جعفر و عثمان بنو أمير المؤمنين ع أمهم أم البنين.
و عبد الله و أبو بكر ابنا أمير المؤمنين ع أمهما ليلى بنت مسعود الثقفية.
و علي و عبد الله ابنا الحسين بن علي ع.
و القاسم و أبو بكر و عبد الله بنو الحسن بن علي ع.
و محمد و عون ابنا عبد الله بن جعفر بن أبي طالب رحمة الله عليهم.
و عبد الله و جعفر و عبد الرحمن بنو عقيل بن أبي طالب.
و محمد بن أبي سعيد بن عقيل بن أبي طالب رحمة الله عليهم أجمعين.
فهؤلاء سبعة عشر نفسا من بني هاشم رضوان الله عليهم أجمعين إخوة الحسين و بنو أخيه و بنو عميه جعفر و عقيل
و هم كلهم مدفونون مما يلي رجلي الحسين ع في مشهده
حفر لهم حفيرة و ألقوا فيها جميعا و سوى عليهم التراب
إلا العباس بن علي رضوان الله عليه
فإنه دفن في موضع مقتله على المسناة بطريق الغاضرية و قبره ظاهر
و ليس لقبور إخوته و أهله الذين سميناهم أثر
و إنما يزورهم الزائر من عند قبر الحسين ع و يومئ إلى الأرض التي نحو رجليه بالسلام و علي بن الحسين ع في جملتهم
و يقال إنه أقربهم دفنا إلى الحسين ع.
فأما أصحاب الحسين رحمة الله عليهم الذين قتلوا معه
فإنهم دفنوا حوله
و لسنا نحصل لهم أجداثا على التحقيق و التفصيل
إلا أنا لا نشك أن الحائر محيط بهم
رضي الله عنهم و أرضاهم و أسكنهم جنات النعيم.

شنبه 04 آذر 1396 :: 12:47 :: نويسنده : yadgareomr

حَجَّةُ الإسلام

حَجَّةُ الإسلام.
[ ح َج ج َ تُل اِ ] (ع، اِ مرکب)
اولین حجّ که بر مسلمان واجب است، در مقابل حجّ بالنّذر که وجوب آن بواسطۀ نذر است و مقابل حجّه های مکرّر که استحبابی انجام گیرد. (اصطلاح فقهی) و لایجب فی الشّرع إلّا مرّة واحدة و هي حجّة الإسلام (شرایع الإسلام اوّل کتاب الحجّ).

|| (اِخ) آخرین حجّ پیغمبر. حجّة الوداع. حجّة البلاغ. حجّة التّمام. (امتاع الاسماع ج ١ ص ٥١٠). حجّة الکمال.

چهارشنبه 01 آذر 1396 :: 15:49 :: نويسنده : yadgareomr

«ثلاثةٌ لا أصلَ لها
التّفسيرُ
و المَغازي
و المَلاحِمُ.»

چهارشنبه 01 آذر 1396 :: 15:43 :: نويسنده : yadgareomr

انصاب.
[ اَ ]
(ع، اِ)
جِ نَصب.
رجوع به نصب شود.

|| جِ نُصُب.
سنگها که گرداگرد کعبه برپای میکردند و میپرستیدند و بر آنها ذبح و قربان میکردند.
بتها که کفار میپرستیدند.
-
انصاب الحرم; حدهای حرم.
سنگها که بر کنار حرم نهاده بود.

|| جِ نَصَب.
رجوع به نصب شود.

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران