یادگارِعُمر
درباره وبلاگ


حافظ سخن بگوی که بر صفحۀ جهان ------- این نقش ماند از قلمت یادگارِ عُمر ---------- خوش آمدید --- علی
نويسندگان
چهارشنبه 01 آذر 1396 :: 15:35 :: نويسنده : yadgareomr

لِعان.
[ ل ِ ]
(ع ، اِمص)
راندگی، اسم است.
لعانیة.

|| (مص)
حکم کردن.
یقال:
لاعن الحاکم بینهما لعاناً; اذا حکم.

|| یکدیگر را لعنت کردن و نفرین نمودن.
ملاعنة.
لعنت خواندن شوی و زن بر یکدیگر.

|| (اصطلاح فقه)
در اصطلاح فقه، آن است که چون مردی زن خود را به زنا نسبت کند، امام هر دو را به لعن یکدیگر وادارد بدانسان که در فقه مضبوط است و سپس آن زن بر مرد همیشه حرام شود و اگر بارور شود بچه نسب از مرد نبرد.
آن است که شوهر زن را متهم به زنا کند و گواه در میان نباشد و زن مرافعه پیش قاضی برد و قاضی حکم کند که شوهر چهار بار شهادت دهد که در این قول صادق است و لعنت خدا بر او اگر کاذب باشد و زن نیز چهار بار شهادت دهد که شوهر کاذب است.
مباهلۀ بین زوج و زوجه که به ترتیب خاص به عمل آید، برای آنکه لعان صورت خارجی یابد تحقق یکی از این دو سبب لازم است:
١- اتهام زوج زوجۀ عفیفۀ خود را به ارتکاب زنا با ادّعاء مشاهدۀ آن و عدم وجود شاهد.
٢- انکار پدر ولدی را که بر طبق مقررات مذکور در ذیل کلمۀ فراش، اگر این انکار نمیبود بدو ملحق میشد، یا عدم اعتراف به انتساب ولد به خود قبلاً.
پس از تحقق یکی از دو سبب مزبور زوج و زوجه رسوم چندی را در محضر حاکم معمول میدارند و از انجام آن نتایج ذیل حاصل میشود:
ابطال علاقۀ زوجیت،
تحریم مؤبد زوجه به زوج،
عدم انتساب ولد به پدر (در صورتی که سبب لعان نفی ولد باشد)،
سقوط حد از هر دو.
رجوع به تمدن اسلامی جرجی زیدان و رجوع به قذف شود.
هی شهادات مؤکدة بالایمان مقرونة باللعن قائمة مقام حد القذف فی حقه و مقام حدّ الزنا فی حقها. (تعریفات).
صاحب کشاف اصطلاحات الفنون آرد:
لعان شرعاً شهادات مؤکدة بالایمان من الجانبین، ای الزوج و الزوجة موثقة باللعن فی جانبه، ای جانب الزوج و بالغضب فی جانبها، ای جانب الزوجة و انما سمی به مع انه لیس اللعن الا فی آخر کلامه تغلیباً او لان الغضب قائم مقام اللعن و هو فی جانبه یقوم مقام حد القذف و فی جانبها مقام حد الزنا. کذا فی جامع الرموز.

چهارشنبه 01 آذر 1396 :: 14:54 :: نويسنده : yadgareomr

زُهَيْر بن أَبي سُلْمى

زُهَيْر بن أَبي سُلْمى‏
(...- 13 ق.ه. ...- 609 م.)
زهير بن أبي سُلمى ربيعة بن رياح المزني، من مضر:
حكيم الشعراء في الجاهلية. و في أئمة الأدب من يفضله على شعراء العرب كافّة. قال ابن الأعرابي:
كان لزهير في الشعر ما لم يكن لغيره، كان أبوه شاعرا، و خاله شاعرا، و أخته سلمى شاعرة، و ابناه كعب و بجير شاعرين، و أخته الخنساء شاعرة. ولد في بلاد «مزينة» بنواحي المدينة، و كان يقيم في الحاجر (من ديار نجد) و استمر بنوه فيه بعد الإسلام. قيل: كان ينظم القصيدة في شهر و ينقحها و يهذبها في سنة فكانت قصائده تسمى «الحوليّات» أشهر شعره معلّقته التي مطلعها:

«أ من أمّ أو في دمنة لم تكلم»

و يقال: إن أبياته التي في آخر هذه القصيدة تشبه كلام الأنبياء. له «ديوان- ط» ترجم كثير منه إلى الألمانية. و للمستشرق الألماني ديروفّ Dyroff كتاب في «زهير و أشعاره» بالألمانية طبع في منشن سنة 1892 م. و لفؤاد أفرام البستاني «زهير بن أبي سُلمى- ط» و مثله لحنّا نمر، و للدكتور إحسان النّص.

چهارشنبه 01 آذر 1396 :: 14:46 :: نويسنده : yadgareomr

حدیث زائدُ الثِّقَة

حدیث زائدُ الثِّقَة.
(ترکیب وصفی، اِ مرکب)
یکی از سیزده قسم حدیثهای صحیح و حَسَن. (کشاف اصطلاحات الفنون از خلاصة الخلاصة).
و رجوع به حدیث شود.

چهارشنبه 01 آذر 1396 :: 14:43 :: نويسنده : yadgareomr

حدیث حَسَن

حدیث حَسَن.
(ترکیب وصفی، اِ مرکب)
یکی از اقسام حدیث نبوی است که آنچه پیغمبر به زبان مبارک ارشاد فرموده به صحت روایات پیوسته باشد. (غیاث).
و سید جرجانی گوید:
الحسن من الحدیث، ان یکون راویة مشهور بالصدق و الامانة غیر انه لم یبلغ درجة الحدیث الصحیح لکونه قاصراً فی الحفظ و الوثوق و هو مع ذلک یرتفع عن حال من دونه. (تعریفات جرجانی).

چهارشنبه 01 آذر 1396 :: 14:40 :: نويسنده : yadgareomr

اصول الحدیث.
(ع، اِ مرکب)
دانش اصول حدیث، که آن را علم روایت حدیث نیز نامند.
رجوع به علم روایت و علم حدیث و حدیث و کشف الظنون و مقدمۀ ابن خلدون ترجمۀ پروین گنابادی ج ٢ شود.

چهارشنبه 01 آذر 1396 :: 14:39 :: نويسنده : yadgareomr

اصحاب حدیث

اصحاب حدیث.
(اِخ)
اصحاب حدیث مالک و شافعی و سفیان ثوری و احمد بن حنبل و اصحاب ایشان و غیرهم.(نفایس الفنون).
یکی از دو مذهب سنّت و جماعت و آنان پنج فرقه اند:
داودیه.
شافعیه.
مالکیه.
حنبلیه.
عشریه. (بیان الادیان).

و شهرستانی آرد:
از مردم حجاز بودند و در زمرۀ اصحاب مالک بن انس و اصحاب محمد بن ادریس شافعی و اصحاب سفیان ثوری و اصحاب احمد بن حنبل و اصحاب داود بن علی بن محمد اصفهانی بشمار میرفتند و آنان را از اینرو اصحاب حدیث میخواندند که عنایت آنان به تحصیل احادیث و نقل اخبار بود و بنای احکام را بر نصوص مینهادند و به قیاس جلی و خفی هنگام یافتن خبر یا اثری رجوع نمیکردند.
شافعی (رض) گفت:
هرگاه برای من مذهبی بیابید و آنگاه خبری بدست آورید که برخلاف آن مذهب من باشد باید بدانید که مذهب من همان خبر است، و این کسان از اصحاب شافعی بودند:
ابو ابراهیم اسماعیل بن یحیی مزنی.
ربیع بن سلیمان جیزی.
حرملة بن یحیی تجیبی.
ربیع مرادی.
ابویعقوب بویطی.
حسن بن محمد بن صباح زعفرانی.
محمدبن عبدالله بن عبدالحکم مصری
و ابوثور ابراهیم بن خالد کلینی.
و این گروه افزون بر اجتهاد شافعی به اجتهادی نمیپرداختند بلکه در آنچه از وی نقل شده بود از لحاظ توجیه و استنباط تصرف میکردند و همۀ توجیهات و استنباطات خود را از منقولات وی صادر میکردند و به هیچ رو با نظر وی بمخالفت برنمیخاستند. (از ملل و نحل شهرستانی).

خواجه بوبکر حصیری سر اصحاب حدیث
حجت شافعی و معجزۀ پیغمبر.
فرخی.
و رجوع به اصحاب رای شود.

چهارشنبه 01 آذر 1396 :: 14:17 :: نويسنده : yadgareomr

إسناد في الحدیث.
(ع، اِ مرکب)

ان یقول المحدث حدثنا فلان عن فلان عن رسول الله (ص). (تعریفات جرجانی).

چهارشنبه 01 آذر 1396 :: 14:16 :: نويسنده : yadgareomr

أحوالُ رُواةِ الحدیث.
(ع، اِمرکب)
علم احوال رواة الحدیث. من وفیاتهم و قبائلهم و اوطانهم و جرحهم و تعدیلهم و غیر ذلک و هذا العلم من فروع التواریخ من وجه و من فروع الحدیث من وجه آخر و فیه تصانیف کثیرة- انتهی.
ما ذکره المولی ابوالخیر و قد اورده من جملة فروع الحدیث و لایخفی انه علم اسماء الرجال فی اصطلاحات اهل الحدیث. (کشف الظنون).

چهارشنبه 01 آذر 1396 :: 14:13 :: نويسنده : yadgareomr

حدیث مرسل

حدیث مرسل.
[ ح َ ث ِ م ُ س َ ]
(ترکیب وصفی، اِ مرکب )
یکی از دوازده قسم حدیث ضعیف.
رجوع به حدیث شود.

چهارشنبه 01 آذر 1396 :: 14:11 :: نويسنده : yadgareomr

جنم.
[ ج َ ن َ ]
(اِ)

شکل و هیأت.
صورت.
قیافه.

|| ذات.
سرشت.
طبیعت.
جنم فلانی بد است، فلانی بدجنم است; بدخو و بدخلق است.

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران