یادگارِعُمر
درباره وبلاگ


حافظ سخن بگوی که بر صفحۀ جهان ------- این نقش ماند از قلمت یادگارِ عُمر ---------- خوش آمدید --- علی
نويسندگان
سه‌شنبه 19 آبان 1394 :: 22:48 :: نويسنده : yadgareomr

منبع: الأعلام زِرِکليّ

عُمَر بن سَعْد
(000 - 66 ه.ق. 000 - 686 م.)
عمر بن سعد بن أبي وقاص
الزهري
المدني:
أمير،
من القادة الشجعان.
سيره عبيد الله بن زياد على أربعة آلاف لقتال الديلم،
و كتب له عهده على الريّ.
ثم لما علم ابن زياد بمسير الحسين بن علي (رضي الله عنه)
من مكة متجها إلى الكوفة،
كتب إلى صاحب الترجمة
أن يعود بمن معه،
فعاد،
فولاه قتال الحسين،
فاستعفاه،
فهدده،
فأطاع.
و توجه إلى لقاء الحسين،
فكانت الفاجعة بمقتله.
و عاش عمر إلى أن خرج المختار الثقفي
يتتبع قتلة الحسين،
فبعث إليه من قتله بالكوفة.
طبقات ابن سعد 5: 125
و المسعودي، طبعة باريس 5: 143 و 147 و 174 و 196
و ابن الأثير 4: 21 و ما بعدها، و 94.

سه‌شنبه 19 آبان 1394 :: 22:37 :: نويسنده : yadgareomr

از لغتنامۀ مرحوم دهخدا
مُسَیَّب. [ م ُ س َی ی َ ] (اِخ) ابن نجبة بن ربیعة بن ریاح الفزاری. تابعی و از سران قوم خود بود. وی از سرداران حضرت علی (ع) در جنگهای آن حضرت با دشمنان و نیز از جمله کسانی است که در سال ٦٥ ه.ق. به طلب خون حسین (ع) قیام کردند و در همین سال در وقایع عراق کشته شد.(الاعلام زِرِکلی).

سه‌شنبه 19 آبان 1394 :: 22:27 :: نويسنده : yadgareomr

سليمان بن صرد
بن الجون
بن أبى الجون
بن منقذ
بن ربيعة
بن أصرم
الخُزاعيّ،
من ولد كعب بن عمرو بن ربيعة،
و هو لحىّ بن حارثة بن عمرو ابن عامر،
و هو ماء السماء بن الغطريف،
و الغطريف هو حارثة ابن امرئ القيس بن ثعلبة بن مازن،
و قد ثبت نسبه في خزاعة لا يختلفون فيه،
يكنى أبا مطرف،
كان خيّرا فاضلا،
له دين و عبادة،
كان اسمه في الجاهلية
يسارا
فسمّاه رسول الله صلّى الله عليه و سلم
سليمان،
سكن الكوفة،
و ابتنى بها دارا في خزاعة،
و كان نزوله بها في أول ما نزلها المسلمون،
و كان له سنّ عالية،
و شرف و قدر،
و كلمة في قومه،
شهد مع عليّ صفّين،
و هو الّذي قتل حوشبا ذا ظليم الألهاني
بصفّين مبارزة،
ثم اختلط الناس.
و كان فيمن كتب إلى
الحسين بن على رضى الله عنهما
يسأله القدوم إلى الكوفة،
فلما قدمها
ترك القتال معه،
فلما قتل الحسين ندم هو،
و المسيّب بن نجبة الفزاري،
و جميع من خزله
إذ لم يقاتلوا معه،
ثم قالوا:
"ما لنا من توبة مما فعلنا
إلا أن نقتل أنفسنا في الطلب بدمه"
،
فخرجوا
فعسكروا بالـ نّخيلة،
و ذلك مستهلّ ربيع الآخر
سنة خمس و ستين،
و ولّوا أمرهم سليمان بن صرد،
و سمّوه أمير التوّابين،
ثم ساروا إلى عبيد الله بن زياد،
فلقوا مقدمته في أربعة آلاف
عليها شرحبيل ابن ذي الكلاع،
فاقتتلوا،
فقتل سليمان بن صرد
و المسيب
بموضع يقال له عين الوردة.
و قيل:
إنهم خرجوا إلى الشام
في الطلب بدم الحسين رضى الله عنه،
فسمّوا التوّابين،
و كانوا أربعة آلاف،
فقتل سليمان بن صرد،
رماه يزيد بن الحصين بن نمير
بسهم فقتله،
و حمل رأسه
و رأس المسيب بن نجبة
إلى مروان بن الحكم
أدهم بن محيريز الباهلي،
و كان سليمان يوم قتل
ابن ثلاث و تسعين سنة.
أخبرنا سعيد بن نصر،
حدثنا قاسم بن أصبغ،
حدثنا ابن وضاح،
حدثنا أبو بكر بن أبى شيبة،
حدثنا حفص بن غياث،
عن الأعمش،
عن عدي بن ثابت،
عن سليمان بن صرد -
أنّ رجلين تلاحيا فاشتدّ غضب أحدهما،
فقال النبي صلّى الله عليه و سلم:
"إني لأعرف كلمة لو قالها سكن غضبه:
أعوذ بالله من الشيطان الرجيم."

منبع
الاستيعاب فى معرفة الأصحاب،
مؤلف
أبو عمر يوسف بن عبد الله بن محمد  بن عبد البَرّ
(وفات 463 ه.ق.)
ج 2
ص 649

سه‌شنبه 19 آبان 1394 :: 22:10 :: نويسنده : yadgareomr

توّابین.
جماعتی از مردم کوفه که با مخالفین حضرت امام حسین علیه السّلام ساخته و در جنگ برخلافِ آن حضرت شرکت کرده بودند، پس از مرگ یزید و استعفای پسرش، از کرده پشیمان شده؛ توبه کردند، و نام خود را «توّابین» گذاشتند و قسم خوردند که به خونخواهی آن حضرت قیام کنند.
رجوع به خاندان نوبختی تألیف عباس اقبال ص ٦١ شود.

سه‌شنبه 19 آبان 1394 :: 22:08 :: نويسنده : yadgareomr

اُبَیّ.
[ اُب َی ی ]
(اِخ)

ابن کعب بن قیس بن عبید بن زید بن معاویة بن عمرو بن مالک بن النجار الانصاری النجاری.
مکنی به ابوالمنذر و ابوالطفیل
و ملقب به سیّدالقراء.
یکی از صحابۀ کبار
و از اصحاب عقبۀ ثانیة
و از کُتّابِ وحی.
او بدر و دیگر مشاهد را دریافته است و رسول صلی الله علیه و آله بدو فرمود:

لیهنئک العلم اباالمنذر.
و نیز فرمود:
انّ الله امرنی ان اقرء علیک.
و عمر بدو سیدالمسلمین می گفت
و گویند رسول صلوات الله علیه نیز بدو این خطاب میکرد.
و ائمۀ احادیث او را در صِحاح آورده اند
و مسروق او را یکی از شش تن اصحاب فتیا میشمارد.
واقدی گوید:
او نخستین کس است که برای رسول اکرم کتابت کرد
و هم اوست اوّل کس که در آخر نامه ها ((کَتَب َ فلان بن فلان)) را در عرب مرسوم داشت
و از اصحاب رسول،
عمر
و ابوایوب
و عبادة بن الصامت
و سهل بن سعد
و ابوموسی
و ابن عباس
و ابوهریره
و انس
و سلیمان بن صرد
و جز آنان
از او روایت کرده اند
و وفات او را به سال ١٩ و ٢٠ و ٢٢ ه.ق. گفته اند
و در آن وقت عمر گفت
امروز سیّد مسلمانان بمرد.
و بعضی گفته اند
مرگ او به روزگار خلافت عثمان
در سال ٣٠ ه.ق. بود
و شهاب الدین ابوالفضل احمد بن علی بن محمد معروف به ابن حجر عسقلانی در کتاب الاصابة فی تمییز الصحابة گوید:
قول اخیر اثبت اقوال است.
و پسر او طفیل اُبَیّ نیز از پدر خویش روایت کند.
و اُبَیّ پیش از زید بن ثابت به کتابت وحی مأمور گردید.
و حاجی خلیفه نسخۀ بزرگی از تفسیر بدو نسبت می کند
و می گوید
آن را ابوجعفر رازی
از ربیع بن انس
و ربیع از
ابی العالیه
و او از
ابی بن کعب
روایت کند
و این اسنادی صحیح است
و ابیّ یکی از چهار کس است که
قرآن را گرد کردند
به زمان رسول صلوات الله علیه.

لغتنامۀ مرحوم دهخدا

سه‌شنبه 19 آبان 1394 :: 21:42 :: نويسنده : yadgareomr

1- إِنَّ لِلْمُتَّقِينَ عِندَ رَبهِِّمْ جَنَّاتِ النَّعِيمِ(34) القلم

2- وَ الاَْخِرَةُ خَيرٌْ وَ أَبْقَى(17) الأعلی

3- فَسَنُيَسِّرُهُ لِلْيُسْرَى‏(7) اللّیل

4- وَ يجَْزِىَ الَّذِينَ أَحْسَنُواْ بِالحُْسْنىَ(31) النّجم

5- إِنَّ الَّذِينَ ءَامَنُواْ وَ عَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ

لهَُمْ جَنَّاتٌ تجَْرِى مِن تحَْتهَِا الْأَنهَْارُ

ذَالِكَ الْفَوْزُ الْكَبِيرُ(11) البروج

6- إِنَّ الْمُتَّقِينَ

فىِ ظِلَالٍ وَ عُيُونٍ(41)

وَ فَوَاكِهَ

مِمَّا يَشْتهَُونَ(42)

كلُُواْ وَ اشْرَبُواْ

هَنِيَأً

بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ(43) المرسلات

إِنَّا كَذَالِكَ نجَْزِى المُْحْسِنِينَ(44)

سه‌شنبه 19 آبان 1394 :: 21:34 :: نويسنده : yadgareomr

هَلْ أَتاكَ

هَلْ أَتاكَ حَديثُ الْجُنُودِ (17) البروج

وَ هَلْ أَتاكَ نَبَأُ الْخَصْمِ إِذْ تَسَوَّرُوا الْمِحْرابَ (21) ص

وَ هَلْ أَتاكَ حَديثُ مُوسى‏ (9) طه (ص)

هَلْ أَتاكَ حَديثُ ضَيْفِ إِبْراهيمَ الْمُكْرَمينَ (24) الذّاریات

هَلْ أَتاكَ حَديثُ الْغاشِيَةِ (1) الغاشیة

هَلْ أَتاكَ حَديثُ مُوسى‏ (15) النّازعات

شنبه 16 آبان 1394 :: 23:59 :: نويسنده : yadgareomr

قضب.
[ ق َ ]
(ع اِ)

هر درخت دراز گسترده شاخ.

|| هر شاخ که برای تیر و کمان بریده باشند.
ما قطعت من الاغصان للسهام و القسی.

|| درختی است که بدان کمان سازند.

|| اَسپِست تر.
اسفست ای الرطب.
قَتّ.
[یونجه]

|| ج ِ قَضبة، به معنی گیاه که تر و تازه خورده شود.

یکشنبه 10 آبان 1394 :: 22:14 :: نويسنده : yadgareomr

خالد بن يَزِيد
[منبع
کتاب الأعلام
تألیف زِرِکليّ
جلد 2
صفحۀ 300]

(000 - 90 ه.ق. 000 - 708 م.)
خالد بن يزيد بن معاوية بن أبي سفيان
الأموي القرشي،
أبو هاشم
حكيم قريش و عالمها في عصره.
اشتغل بالكيمياء و الطب و النجوم،
فأتقنها
و ألف فيها رسائل.
اختلفوا في سنة وفاته،
إلى أن قال الذهبي:
«و فيها - أي سنة 90 - على الأصح،
توفي خالد بن يزيد.
و كان موصوفا بالعلم و الدين و العقل»
و شكّ ابن الأثير في بعض نواحي علمه، فقال:
«يقال:
انه أصاب علم الكيمياء
و لا يصحّ ذلك لأحد»
و قال البيروني:
كان خالد
أول فلاسفة الإسلام
و في سبائك الذهب
و معجم قبائل العرب أن الحمداني
ذكر أقواما في ناحية تندة
و ما حولها
من بلاد الأشمونيين،
من الديار المصرية
يسمّون «بني خالد»
نسبة الى خالد بن يزيد بن معاوية.
و قال ابن النديم
كان خالد بن يزيد
فاضلا في نفسه
له همة و محبة للعلوم،
خطر بباله حب الصنعة (الكيمياء)
فأمر بإحضار جماعة من فلاسفة اليونانيين
ممن كان ينزل مصر
و قد تفصّح بالعربية
و أمرهم بنقل الكتب
من اللسان اليوناني و القبطي إلى العربيّ.
و هذا أول نقل كان في الإسلام من لغة إلى لغة.
و قال الجاحظ:
خالد بن يزيد
خطيب شاعر،
و فصيح جامع،
جيد الرأي،
كثير الأدب،
و هو أول
من ترجم
كتب النجوم و الطب و الكيمياء.
توفي في دمشق
و لسعيد الدّيوه‏جي رسالة في سيرته،
طبعت في دمشق
سنة 1953.
الفهرست لابن النديم 1: 242
و البيان و التبيين 1: 178
و الوفيات 1: 168
و تهذيب ابن عساكر 5: 116
و فيه:
وفاته سنة 90 ه.ق.
و ابن الوردي 1: 179
و ذكره في وفيات سنة 82 ه.ق.

یکشنبه 10 آبان 1394 :: 21:56 :: نويسنده : yadgareomr

خالد بن یزید بن معاویة
از لغتنامۀ مرحوم دهخدا

خالد بن یزید بن معاویة.
وی پسر یزید بن معاویة است .
توضیح آنکه
یزید را سیزده پسر بود:
معاویة،
خالد،
هاشم ،
ابوسفیان ،
عبدالله اکبر.
عبدالله اصغر.
ابوبکر،
عمر،
عقبة،
حرب ،
عبدالرحمن ،
ربیع ،
محمد.
بعد از یزید پسرش معاویة بن یزید چهل روز پادشاهی کرد و بمرد
و خلافت بنام برادرش خالد مقرر گردید.
طبیعت او از حکومت متنفر بود
و به حکمت و علم و صنعت مائل .
لذا از حکومت اجتناب کرد.
وی سرور استادان فن و عالم وقت بود.
اشعار خوب دارد.
در بنی امیه از او عالم تر نبود
و به سبب دانش او
جدش معاویه
با وجود عقل خود
و کودکی او
در امور خطیر از او مشورت خواستی .
در رمضان سنۀ شصت و شش هجری قمری
مروان در مجمعی خالد را گفت :
«اسکت یا ابن البدنة الاست ».
خالد از این حکایت با مادر شکایت کرد
مادرش گفت :
با کس مگوی تا من او را خاموش کنم .
چون مروان پیش زن رسید،
گفت :
خالد شکایت من با تو گفت ؟
زن گفت :
او با عقل تر است که از این انواع گوید.
مروان ایمن شد
چون شب درآمد،
زن بالش در دهان مروان نهاد
و برو نشست تابمرد.
(از تاریخ گزیده صص ٢٦٤ - ٢٦٢)

**********
مرحوم بهار درسبک شناسی آرد:
«در اواسط عهد بنی امیه
مسلمین بوسیلۀ علمائی که زبان سریانی و یونانی می دانستند
شروع به استفاده های علمی کردند
و کتبی زیاد از سریانی
و قسمتی هم از یونانی به عربی ترجمه شد
و بزرگترین مردی که از مترجمان مذکور استفاده کرده
و آنان را تشویق می کرد
خالد بن یزید بن معاویة بود».
(از سبک شناسی ج ١ ص ١٥٣).

**********
حاجی خلیفه
صاحب کشف الظنون
کتب زیر را از آن او میداند
فردوس الحکمة فی علم الکیمیاء.
این کتاب منظومه ای است دارای دوهزار و سیصد و پانزده بیت.
(از کشف الظنون ج ٢ ستون ١٢٥٤).

**********

کتاب الرحمة،
کتابی است مشتمل بر چهار فصل :
فصل اول :
در معرفت حجر.
فصل دوّم :
در اوزان .
فصل سوم :
در تدبیر.
فصل چهارم :
در خواص .
(از کشف الظنون ج ٢ ستون ١٤١٩).

**********
کتاب مقالتا مریانس الراهب و آن دو رسالۀ بزرگی است در کیمیاء.
(از کشف الظنون ج ٢ ستون ١٧٨٤).

**********
کتاب السر البدیع فی فک الرمز المنیع در علم الکاف
و اوّل آن «اعلم ایها ألاخ ...» است .
(از کشف الظنون ج ٢ ستون ٩٨٦).

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران