|
یادگارِعُمر درباره وبلاگ حافظ سخن بگوی که بر صفحۀ جهان ------- این نقش ماند از قلمت یادگارِ عُمر ---------- خوش آمدید --- علی آخرین مطالب
آرشيو وبلاگ
نويسندگان چهارشنبه 15 مرداد 1393 :: 18:23 :: نويسنده : yadgareomr
التَّيْمِيّ *** أخبار التيمي و نسبه *** يَزِيد بن مَزْيَد یزید بن مزید بن زائده شیبانی، مکنی به ابوخالد و ابوزبیر و معاصر هارون الرشید، در سخا و کرم مشهور بود. شاعران در مدح وی اشعار فراوانی گفته و صله های بیکرانی گرفته اند. وی برادرزادۀ معن بن زائد معروف بود و در مکارم او نوادر بسیاری مشهور است. یزید به سال ١٨٥ ه.ق. درگذشت. (از قاموس الاعلام ترکی). *** يَزِيد بن مَزْيَد چهارشنبه 15 مرداد 1393 :: 17:41 :: نويسنده : yadgareomr
جهشیاری. *** ابن عَبْدوس الجَهْشَيَاري چهارشنبه 15 مرداد 1393 :: 15:26 :: نويسنده : yadgareomr
مِدحَت کن و بستای کسی را که پیمبر آن کیست بدین حال و که بوده ست و که باشد ؟ این دین هُدی را به مَثَل دایرهای دان علم همه عالَم به علی داد پیمبر *** کِسائی مَروَزی (ره) چهارشنبه 15 مرداد 1393 :: 14:18 :: نويسنده : yadgareomr
دیک الجنّ. *** ديك الجِنّ چهارشنبه 15 مرداد 1393 :: 11:49 :: نويسنده : yadgareomr
شَنفَری. *** الشَّنْفَرَى أقيموا بني أبي صدور مطيكم شرحها الزمخشريّ چهارشنبه 15 مرداد 1393 :: 11:15 :: نويسنده : yadgareomr
اقتراح. چهارشنبه 15 مرداد 1393 :: 01:38 :: نويسنده : yadgareomr
یادِ صنعت فرضـتر یا «یادِ مرگ» ؟ سالها این مرگ طَبلَك میزَنَد گوید اندر نَزع از جان : «آه! مرگ» این گلویِ مرگ از نعره گرفت در دقایق خویش را دَرتافتی روزِ عاشورا همه اهلِ حَلَب گِرد آید مرد و زن جمعی عظیم تا به شب نوحه كنند اندر بُكاء بشمرند آن ظلمها و امتحان از غریو و نعرهها در سرگذشت یك غریبی شاعری از ره رسید شهر را بگذاشت، و آن سو رای كرد پُرس پُرسان میشد اندر اِفـتِـقاد این رئیسی زَفت باشد كه بِمُرد نامِ او، و القابِ او شرحم دهید چیست نام و پیشه و اوصافِ او ؟ مرثیه سازم، كه مردِ شاعرم آن یكی گفتش كه : تو دیوانهای روزِ عاشورا نمیدانی كه هست پیشِ مؤمن كی بود این قصّه خوار ؟ پیشِ مؤمن ماتمِ آن پاك روح گفت : آری، لیك كو دورِ یزید ؟ چشمِ كوران، آن خسارت را بدید خفته بودستید تا اكنون شما ؟ پس عزا بر خود كنید، ای خفتگان روحِ سلطانی، ز زندانی بجَست چونكه ایشان، خسروِ دین بودهاند سوی شادُروانِ دولت تاختند دورِ مُلك ست و گَهِ و شاهنشهی ور نهای آگه، برو بر خود گِری بر دل و دینِ خرابت نوحه كُن ور همی بیند چرا نبود دِلیر ؟ در رُخَت كو از «میِ دین» فرُّخی ؟ آن كه جو دید، آب را نكند دریغ ******* مثنوی معنوی چهارشنبه 15 مرداد 1393 :: 01:15 :: نويسنده : yadgareomr
سید نعمت الله جزایری رحمة الله علیه سید نعمت الله ******* الجزائريّ
له كتب، جایدَر. [ دَ ] (اِخ) محلّی است در لرستان. (مرآت البُلدان ج ٤ ص ١٣٥). دهی است از دهستان بالا گریوه بخش مَلاوی شهرستان خرّم آباد. در ١٥ هزارگزی جنوب ملاوی و ١٧ هزارگزی خاور راه شوسۀ خرم آباد به اندیشمک واقع شده و محلّی جلگه و گرمسیر و مالاریائی است که ٢٠٠ تن سکنه دارد مذهب آنان شیعه و زبان لُری فارسی است . آب آن از رودخانۀ کشکان و محصول آن غلات و لبنیّات است . شغل اهالی زراعت و گله داری و راه آن اتومبیل رو و ساکنین آن از طایفۀ جودکی و در کپر سکونت دارند بنای بقعۀ «سید نعمت الله جزایری» از آثار قدیم آنجا است. (فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٦).
سهشنبه 14 مرداد 1393 :: 21:14 :: نويسنده : yadgareomr
وُتَـــیـــرَة. سهشنبه 14 مرداد 1393 :: 00:31 :: نويسنده : yadgareomr
از آن روزي كه از تو شد چه نالى
|
||
|
|