یادگارِعُمر
درباره وبلاگ


حافظ سخن بگوی که بر صفحۀ جهان ------- این نقش ماند از قلمت یادگارِ عُمر ---------- خوش آمدید --- علی
نويسندگان
یکشنبه 15 تیر 1393 :: 05:31 :: نويسنده : yadgareomr

تَقْرَأُ فِي «صَلَاةِ الزَّوَالِ»

... عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ الصّادق (ع)

قَالَ :

تَقْرَأُ فِي «صَلَاةِ الزَّوَالِ»

فِي الرَّكْعَةِ الْأُولَى

الْحَمْدَ وَ قُلْ هُوَ اللهُ أَحَدٌ

وَ فِي الرَّكْعَةِ الثَّانِيَةِ

الْحَمْدَ وَ قُلْ يَا أَيُّهَا الْكَافِرُونَ

وَ فِي الرَّكْعَةِ الثَّالِثَةِ

الْحَمْدَ وَ قُلْ هُوَ اللهُ أَحَدٌ

وَ آيَةَ الْكُرْسِيِّ

وَ فِي الرَّكْعَةِ الرَّابِعَةِ

الْحَمْدَ وَ قُلْ هُوَ اللهُ أَحَدٌ

وَ آخِرَ الْبَقَرَةِ

آمَنَ الرَّسُولُ إِلَى آخِرِهَا

وَ فِي الرَّكْعَةِ الْخَامِسَةِ

الْحَمْدَ وَ قُلْ هُوَ اللهُ أَحَدٌ

وَ الْخَمْسَ آيَاتٍ مِنْ آلِ عِمْرَانَ

إِنَّ فِي خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ

إِلَى قَوْلِهِ

إِنَّكَ لا تُخْلِفُ الْمِيعادَ

وَ فِي الرَّكْعَةِ السَّادِسَةِ

الْحَمْدَ وَ قُلْ هُوَ اللهُ‏ أَحَدٌ

وَ ثَلَاثَ آيَاتِ السُّخْرَةِ

إِنَّ رَبَّكُمُ اللهُ

الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ

إِلَى قَوْلِهِ

إِنَّ رَحْمَتَ اللهِ قَرِيبٌ مِنَ الْمُحْسِنِينَ

وَ فِي الرَّكْعَةِ السَّابِعَةِ

الْحَمْدَ وَ قُلْ هُوَ اللهُ أَحَدٌ

وَ الْآيَاتِ مِنْ سُورَةِ الْأَنْعَامِ

وَ جَعَلُوا لِلهِ شُرَكاءَ الْجِنَّ

إِلَى قَوْلِهِ

وَ هُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ

وَ فِي الرَّكْعَةِ الثَّامِنَةِ

الْحَمْدَ وَ قُلْ هُوَ اللهُ

وَ آخِرَ سُورَةِ الْحَشْرِ

مِنْ قَوْلِهِ

لَوْ أَنْزَلْنا هذَا الْقُرْآنَ عَلى‏ جَبَلٍ

إِلَى

آخِرِهَا

 

فَإِذَا فَرَغْتَ

قُلْتَ :

 " اللَّهُمَّ

مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَ الْأَبْصَارِ

ثَبِّتْ قَلْبِي عَلَى دِينِكَ

وَ لَا تُزِغْ قَلْبِي بَعْدَ إِذْ هَدَيْتَنِي

وَ هَبْ لِي مِنْ لَدُنْكَ رَحْمَةً

إِنَّكَ أَنْتَ الْوَهَّابُ "

سَبْعَ مَرَّاتٍ

ثُمَّ تَقُولُ :

" أَسْتَجِيرُ بِاللهِ مِنَ النَّارِ "

سَبْعَ مَرَّاتٍ

... عَنْ أَبِي بَصِيرٍ

قَالَ :

قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللهِ الصّادق (ع) :

إِنَّ

عِيسَى بْنَ أَعْيَنَ

يَشُكُّ فِي الصَّلَاةِ

فَيُعِيدُهَا

قَالَ :

" هَلْ يَشُكُّ فِي الزَّكَاةِ

فَيُعْطِيَهَا مَرَّتَيْن ؟ "

قَالَ أبوعبدالله الصادق علیه السّلام :

لَا بَأْسَ

أَنْ

يَعُدَّ الرَّجُلُ صَلَاتَهُ

بِخَاتَمِهِ

أَوْ

بِحَصًى

يَأْخُذُ بِيَدِهِ

فَيَعُدُّ بِهِ

... عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ الصّادق (ع)

قَالَ :

إِذَا

لَمْ تَدْرِ

ثَلَاثاً صَلَّيْتَ أَوْ أَرْبَعاً

وَ وَقَعَ رَأْيُكَ عَلَى الثَّلَاثِ

فَابْنِ عَلَى الثَّلَاثِ

وَ إِنْ وَقَعَ رَأْيُكَ عَلَى الْأَرْبَعِ

فَسَلِّمْ

وَ انْصَرِفْ

وَ إِنِ اعْتَدَلَ وَهْمُكَ

فَانْصَرِفْ

وَ صَلِّ رَكْعَتَيْنِ

وَ أَنْتَ جَالِس‏

شنبه 14 تیر 1393 :: 18:10 :: نويسنده : yadgareomr

حیدر حلی.
ابن داود حلی حسینی.
شاعر اهل بیت پیغمبر در کشور عراق، دانشمندی سخنور بود. مولد و وفات وی در حله و مدفن او در نجف است. در کودکی پدر را از دست داد و در دامان عمّ خود مهدی بن داود پرورش یافت.
دیوان شعر او بنام «الدر الیتیم» منتشر شده است و نیز کتابی دارد بنام العقد المفصل فی قبیلة المجد المؤثل و این مشتمل است بردو جزء و بچاپ رسیده است.
مشهورترین اشعار او اشعارحولیات است که در مرثیۀ حضرت ابوعبدالله حسین بن علی (ع) سروده است.

حَيْدَر الحِلّي
(1246 - 1304 ه.ق. 1831 - 1886 م.)
حيدر بن سليمان بن داود الحلي الحسيني :
شاعر أهل البيت في العراق.
مولده و وفاته في الحلة، و دفن في النجف.
مات أبوه و هو طفل فنشأ في حجر عمّه مهدي بن داود.
شعره حسن، ترفع به عن المدح و الاستجداء،
و كان موصوفا بالسخاء.
له ديوان سماه «الدر اليتيم - ط»
و كتاب «العقد المفصل في قبيلة المجد المؤثل - ط» جزءان،
و «الأشجان في مراثي خير إنسان - خ»
و «دمية القصر في شعراء العصر - خ»
و أشهر شعره حولياته في رثاء الحسين.

شنبه 14 تیر 1393 :: 16:44 :: نويسنده : yadgareomr

 البَيْضاوي
(... - 685 ه.ق. ... - 1286 م.)
عبد الله بن عمر بن محمد بن علي الشيرازي،
أبو سعيد،
أو أبو الخير،
ناصر الدين البيضاوي :
قاض،
مفسر،
علّامة.
ولد في المدينة البيضاء (بفارس - قرب شيراز)
و ولي قضاء شيراز مدة.
و صرف عن القضاء،
فرحل إلى تبريز فتوفي فيها.
من تصانيفه
«أنوار التنزيل و أسرار التأويل - ط» يعرف بتفسير البيضاوي،
و «طوالع الأنوار - ط» في التوحيد،
و «منهاج الوصول إلى علم الأصول - ط»
و «لب اللباب في علم الإعراب - خ»
و «نظام التواريخ - خ» كتبه باللغة الفارسية،
و رسالة في موضوعات العلوم و تعاريفها - خ»
و «الغاية القصوى في دراية الفتوى - خ» في فقه الشافعية.

شنبه 14 تیر 1393 :: 16:28 :: نويسنده : yadgareomr

زَجّاجی
عبدالرحمان بن اسحاق، مکنی به ابوالقاسم، صاحب «الجمل»، منسوب است بسوی شیخ خود که ابواسحاق زجاج است.
عبدالرحمان بن اسحاق نحوی، صاحب «جمل»، اهل بغداد و مقیم دمشق بود. از محمد بن عباس یزیدی و ابن درید و ابن انباری روایت دارد. وی را به استاد او ابواسحاق زَجّاج منسوب دارند و زَجّاجی گویند.
سمعانی آرد :
ابوالقاسم عبدالرحمان بن اسحاق زجاجی نحوی، از شاگردان ابواسحاق زجّاج بود، ادبیات و نحو از او فراگرفت و بملازمت او درآمد تا آنجا که بدو منسوب و معروف گردید. وی اهل بغداد بود و در دمشق اقامت داشت.
از محمد بن عباس ترمدی و علی بن سلیمان اخفش و ابوبکر بن درید و ابوعبدالله نفطویه و ابوبکر بن انباری نقل حدیث کند.
احمد بن محمد بن سلامۀ دمشقی و ابومحمد بن ابی نصر دمشقی و دیگران از او روایت دارند.
زِرِکليّ آرد :
عبدالرحمان بن اسحاق نهاوندی (متوفی ٣٣٧ ه.ق، ٩٤٩ م.)، استاد عربیّت در روزگار خود بود. در نهاوند متولد گردید، در بغداد تربیت یافت و بزرگ شد، و در طبریۀ شام بدرود گفت.
او راست :
«الجمل الکبری» و «الایضاح الکافی» در نحو، «الزاهر» در لغت و نیز «شرح الف و لام مازنی»، «شرح خطبۀ ادب الکاتب»، «المخترع » و «امالی».

الزَّجَّاجي
(... - 337 ه.ق. ... - 949 م.)
عبد الرحمن بن إسحاق النهاوندي الزجاجي،
أبو القاسم :
شيخ العربية في عصره.
ولد في نهاوند،
و نشأ في بغداد،
و سكن دمشق
و توفي في طبرية (من بلاد الشام)
نسبته إلى أبي إسحاق الزجّاج.
له كتاب
«الجمل الكبرى - ط»
و «الإيضاح في علل النحو - ط»
و «الزاهر - خ» في اللغة،
و «شرح الألف و اللام للمازني - خ»  ذكره ناشر الإيضاح،
و «شرح خطبة أدب الكاتب - خ» رسالة في خزانة المنوني بمكناس،
و «المخترع» في القوافي،
و «الأمالي - ط»،
و «اللامات - ط»
و «المجالس» طبع باسم «مجالس العلماء»
و «الإبدال و المعاقبة و النظائر - ط»
و في كتاب «خلال جزولة» ذكر مؤلف للزجاجي في النحو،
أوله «باب اشتغال الفعل عن المفعول بضميره»
كتب سنة 432 ه.ق.،
بخط أندلسي،
و عليه قراءة سنة 490 و هو في 192 صفحة،
في خزانة الحسين بن محمد الإصريفي،
ببلدته «إصريف» بالسوس‏.

شنبه 14 تیر 1393 :: 15:59 :: نويسنده : yadgareomr

العزیز

العزیز علی أربعة أوجُه :
- الغالبُ القاهر
- الجليلُ الشّریف
- القويّ
- بمعنی الشّيءِ القليلِ الوجودِ المنقطعِ النّظیر

شنبه 14 تیر 1393 :: 06:18 :: نويسنده : yadgareomr

بَیضاوی
قاضی ناصرالدین عبدالله بن امام الدین عمر بن فخرالدین محمد بن صدرالدین علی الشافعی البیضاوی مکنی به ابوسعید.
از مردم بیضای فارس و صاحب تفسیر معروف موسوم به «انوارالتنزیل و اسرارالتأویل» و مشهور به تفسیر بیضاوی است و پس از تفسیر «کشّاف» هیچیک از تفاسیر مانند آن مورد توجه واقع نگشته است و نزدیک پنجاه حاشیه و تعلیقه بر آن نوشته اند.
و دیگر کتابی در تاریخ بفارسی تصنیف کرده موسوم به «نظام التواریخ» از آغاز جهان تا غلبۀ مغول بطور اختصار.
دیگر از کتب او «منهاج» است در اصول و شرح آن و شرح مختصر ابن حاجب در اصول، شرح منتخب امام فخر رازی و شرح مطالع در منطق، ایضاح در اصول دین و غایة القصوی در فقه و طوالع در کلام و شرح کافیۀ ابن حاجب و شرح مصابیح بغوی و شرح فصول خواجه نصیرالدین طوسی و منتهی المنی فی شرح اسماء الله الحسنی.
بیضاوی در علوم معقول و منقول هر دو بارِع بود و از معاصرانِ اباقاخان و ارغون خان بوده است.
گویند بیضاوی چون از منصب قضاء شیراز معزول گردید برای اعادۀ آن منصب به تبریز رفت اما با آنکه مورد توجه اولیای دولت و علمای آنجا شد به مقصود خود نائل نگردید و بدانجا درگذشت و گفته اند منصب قضا بار دیگر به او داده شد اما او بنصیحت یکی از مشایخ صوفیه بنام محمد کتختائی از قبول آن امتناع ورزید.
در تاریخ وفات او اختلاف عجیبی است بعضی در٦٨٥ ه.ق. و بعضی در٦٩١ ه.ق. و روضات از کشکول شیخ بهایی و حبیب السیر از یافعی ٦٩٢ ه.ق. را نیز روایت کرده اند و «ریو» در فهرست عربی از دو مأخذ دیگر سال ٧١٦ ه.ق. را نیز روایت، و این قول را گویا اختیار نموده است و از حمدالله مستوفی نیز نقل میکند که بعد از سنۀ ٧١٠ ه.ق. وفات نموده است. شیرازنامه وفات او را در سنۀ ٧٠٨ ه.ق. نوشته است.
مدفن وی در چرنداب تبریز میباشد.

شنبه 14 تیر 1393 :: 06:07 :: نويسنده : yadgareomr

الرّاغب الإصفهانيّ.
راغِبِ اصفهانی (ره).
ابوالقاسم حسین بن محمد بن مفضل بن محمد معروف به راغب اصفهانی، از استادان لغت و عربی و حدیث و شعر و نویسندگی و اخلاق و حکمت و کلام میباشد که امام فخر رازی در «اساس التقدیس» او را با غزالی برابر دانسته و یکی از ائمۀ اهل سنت شمرده است و مطلب اخیر خیلی مهم است زیرا که او به زعم برخی شیعه و معتزلی بوده است.
تاریخ مرگ وی بنا بنوشتۀ فرهنگ نویسان ٥٠٢ ه.ق. است ولی صاحب هدایة العارفین ٥٠٠ نوشته است.
راغب را مؤلفات مهمی است از آنجمله است :
«مفردات ألفاظ القرآن» و نیز
١- تفسیر قرآن کریم که موفق بتکمیل آن نشده است، و بیضاوی در تفسیر خود از آن استفاده کرده است
٢- تفصیل النشأتین و تحصیل السعادتین
٣- الذریعة الی مکارم الشریعة، در تصوف
٤- محاضرات الادباء و محاورات الشعراء و البلغاء

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران