یادگارِعُمر
درباره وبلاگ


حافظ سخن بگوی که بر صفحۀ جهان ------- این نقش ماند از قلمت یادگارِ عُمر ---------- خوش آمدید --- علی
نويسندگان
شنبه 17 خرداد 1393 :: 00:43 :: نويسنده : yadgareomr

از سخن پُر دُر مكُن همچون صدف هر گوش را
قفلِ گوهر ساز، ياقوتِ زُمُرُّدپوش را

در جوابِ هر سؤالى حاجتِ گفتار نيست
چشمِ بينا عُذر ميخواهد لبِ خاموش را

پنج‌شنبه 15 خرداد 1393 :: 14:14 :: نويسنده : yadgareomr

إِنَّ هَذَا الدِّينَ مَتِينٌ

... عَنْ أَبِي الْجَارُودِ (ره)
عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ الباقرِ (ع)
قَالَ
قَالَ رَسُولُ اللهِ (ص)

إِنَّ هَذَا الدِّينَ مَتِينٌ
فَأَوْغِلُوا فِيهِ بِرِفْقٍ
وَ لَا تُكَرِّهُوا عِبَادَةَ اللهِ إِلَى عِبَادِ اللهِ
فَتَكُونُوا كَالرَّاكِبِ الْمُنْبَتِّ
الَّذِي لَا سَفَراً قَطَعَ
وَ لَا ظَهْراً أَبْقَى.

دین : کیش، آیین، روش.

متين :
درشت و استوار و محکم و سخت و پخته کار و متقن و سخت قوی و سخت نیرومند و صلب.

إیغال : وارد شدن به شهر.

رِفق : نرمی نمودن با کسی.

تَکریه : دشمن گردانیدن،
ناخواست و ناپسند کردن چیزی بر کسی.

مُنبَتّ :
فرومانده در راه از قافله به سبب ماندگی راحلۀ وی.
فرومانده از قافله.
وامانده از کاروان.

ظَهر : چارپای بارکش.

پنج‌شنبه 15 خرداد 1393 :: 13:04 :: نويسنده : yadgareomr

... عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ (ره)
عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ الصّادِقِ (ع)
قَالَ
قَالَ رَسُولُ اللهِ (ص)

نِعْمَ وَزِيرُ الْإِيمَانِ الْعِلْمُ
وَ
نِعْمَ وَزِيرُ الْعِلْمِ الْحِلْمُ
وَ
نِعْمَ وَزِيرُ الْحِلْمِ الرِّفْقُ
وَ
نِعْمَ وَزِيرُ الرِّفْقِ الصَّبْرُ.

پنج‌شنبه 15 خرداد 1393 :: 12:58 :: نويسنده : yadgareomr

اسمِ غیرِمُتَصَرِّف
آن است که در صورت تذکیر و تأنیث و مثنّی و جمع همیشه در حالت واحدی باشد مانند «مَن» چنانکه گویند :
من الرّجل الآتي ؟
مَن المرأة الآتیة؟

 

اسم متصرّف
(اصطلاح صرفيّ)
آن است که تثنیة و جمع بسته شود و مُصَغَّر گردد و بدو نسبت دهند.

 

فعل غیرمتصرّف
آن است که تمام مشتقّات از آن نیاید، مانند :
لیس و نِعم.

چهارشنبه 14 خرداد 1393 :: 19:21 :: نويسنده : yadgareomr

أبوعبدالله محمد بن یحیی الرباحي

أبوعبدالله محمد بن یحیی الرباحي
أبوعبدالله محمد بن یحیی بن عبدالسلام الأزدي الرباحي

1. طبقات النحویین و اللغویین
الزبیدي (ق 4 ه.ق)
ص
310

 

2. تاریخ علماء الأندلس
ابن الفرضي (ق 5 ه.ق)
ج 2
ص 93

 

3. الأنساب
السمعاني (ق 6 ه.ق)
ج 6
ص
68

 

4. إنباه الرواة علی أنباه النحاة
القفطي (ق 7 ه.ق)
ج 3
ص 229

 

5. بغیة الوعاة في طبقات اللغویین و النحاة
السیوطي (ق 10 ه.ق)
ج 1
ص 262

 

6. جذوة المقتبس في تاریخ علماء الأندلس
الحمیدي (ق 5 ه.ق)
ص 147

 

7. تاریخ الإسلام
الذهبي (ق 8 ه.ق)
ج 26
ص 649

 

8. بغیة الملتمس في تاریخ رجال أهل الأندلس
الضبي (ق 6 ه.ق)
ج 1
ص 313

 

9. الوافي بالوفیات
صلاح الدین الصفدي (ق 8 ه.ق)
ج 5
ص 126

 

10. المقفی الکبیر
المقریزي (ق 9 ه.ق)
ج 7
ص 235

 

11.توضیح المشتبه
ابن ناصرالدین (ق 9 ه.ق)
ج 4
ص 120

سه‌شنبه 13 خرداد 1393 :: 18:21 :: نويسنده : yadgareomr

أَبُو الأَسْود الدُّؤَلي

أَبُو الأَسْود الدُّؤَلي
(1 ق.ه - 69 ه.ق 605 - 688 م.)
ظالم بن عمرو بن سفيان بن جندل
الدؤلي الكناني :
واضع علم النحو.
كان معدودا من
الفقهاء و الأعيان و الأمراء و الشعراء و الفرسان
و الحاضري الجواب،
من التابعين.
رسم له «عليّ بن أبي طالب» شيئا من أصول النحو،
فكتب فيه «أبو الأسود».
و أخذه عنه جماعة.
و في «صبح الأعشى»
أن «أبا الأسود» وضع الحركات و التنوين لا غير.
سكن «البصرة» في خلافة «عمر»،
و ولي إمارتها في أيام «علي»،
استخلفه‏ عليها «عبد الله بن عباس»
لما شخص إلى «الحجاز».
و لم يزل في الإمارة إلى أن قتل «عليّ».
و كان قد شهد معه «صفين».
و لما تم الأمر لـ«معاوية»
قصده
فبالغ «معاوية» في إكرامه.
و هو - في أكثر الأقوال - أول من نقط المصحف.
و له شعر جيد،
في «ديوان - ط» صغير،
أشهره أبيات يقول فيها :

«لا تنه عن خلق و تأتي مثله»

مات بالـ«بصرة».
و لأبي أحمد عبد العزيز بن يحيى الجلودي،
كتاب «أخبار أبي الأسود»
و للدكتور فتحي عبد الفتاح الدجني
«أبو الأسود الدؤلي و نشأة النحو العربيّ - ط»
في الكويت.

دوشنبه 12 خرداد 1393 :: 12:51 :: نويسنده : yadgareomr

مُسنَد

(اصطلاح نحو) در اصطلاح نحویان، خبر را گویند. فعل نیز مسند میشود، چنانکه در «ضرب زید» ضرب مسند است و زید مسندٌالیه.
یکی ازارکان اصلی جمله است و آن کلمه ای است که مفهوم آن را به مسندٌالیه نسبت داده باشند. مثلاً در جملۀ «هوا روشن است»، «روشن» مسند است.
خبر ( مقابل مبتدا ).
مقابل مسندٌالیه.
مسندٌ به.

مسندٌ الیه

آنچه به آن اسناد دهند و بدان منسوب گردانند.
اسناد داده شدۀ به او.
(اصطلاح نحو) در اصطلاح نحویان، مبتدا. مقابل خبر. مثلاً در جملۀ «العلم نور»، «علم» مسندٌ الیه یا مبتدا است. دراصطلاح دستور زبان فارسی، مسندٌ الیه کلمه ای است که عمل یا صفتی را به وی نسبت دهند یا سلب کنند، مانند : «محمد نیامد» یا «سهراب رفت» یا «هوا گرم است» که به ترتیب در سه جملۀ فوق محمد، سهراب و هوا مسندٌ الیه میباشد.
کسی یا چیزی است که فعل یا صفت یا حالتی را به ایجاب یا سلب بدان نسبت دهند، مثلاً در جملۀ «هوا روشن است»، «هوا» مسندٌالیه است و «روشن» مسند و «است» رابطه
-
مسندالیه مفعولی ;
ممکن است که یک کلمه در یک جمله چنان واقع شود که نسبت به یک قسمت از جمله مسندٌ الیه و نسبت به قسمت دیگر مفعول باشد، به عبارت دیگر یک لفظ هم به حالت مفعول باشد و هم به حالت مسندٌالیه. این گونه ترکیب از خواص جمله بندی زبان فارسی است و آن را مسندٌ الیه مفعولی یا مبتدای مفعولی اصطلاح کرده اند، مانند : «آن را که خدای خوار کرد ارجمند نشود» کلمۀ «آن را» نسبت به «ارجمند نشود» فاعل و مسندٌالیه و نسبت به «خوار کرد» مفعول صریح است.

دوشنبه 12 خرداد 1393 :: 12:41 :: نويسنده : yadgareomr

اسمِ مُتَمَکِّن

اسمی است که آخر آن به اختلاف عوامل متغیّر شود و شبیه به مبنی الاصل نباشد. و آن مرادف اسم معرب است.

دوشنبه 12 خرداد 1393 :: 12:39 :: نويسنده : yadgareomr

اسم مُنصرف

به اصطلاح نحو اسمی که قبول کند کسره و تنوین را. به خلاف غیرمنصرف که کسره و تنوین را قبول نمی کند.
اسمی است که جرّ و تنوین در وی داخل گردد.
قسمی از اسم معرب.
معرب بر دو نوع است :
اسم متمکن و فعل مضارع.
اسم تمکن یا منصرف است و یا غیرمنصرف،
و غیرمنصرف را به جهت امتناع از قبول کسره و تنوین ممتنع نیز گویند.
و در قدیم منصرف مجری و غیرمنصرف غیر مجری نامیده میشد.

اسم غیرمنصرف

در زبان عربی اسم معرب بر دو قسم است :
منصرف و غیرمنصرف.
منصرف آن است که تنوین بر آن درآید و همۀ حرکات اعراب بر آخر آن ظاهرگردد، مانند «رجل» که به صورت رَجُلٌ و رجلاً و رجلٍ درمیآید.
غیرمنصرف اسمی است که کسره و تنوین نپذیرد و تنها ضمه و فتحه بر آن درآید، مانند ابراهیم.
اسماء غیرمنصرف از مفردها «علم» و «صفت» و از جمعها جمعی است که بر وزن «مَفاعِل» یا «مَفاعیل» باشد و هر اسمی است که به «الف تأنیث» ختم شود و هر یک از اینها را شروطی است به شرح زیر :

اول علم،
اسم علم در شش جا غیرمنصرف میشود
١- در آخر آن الف و نون زاید باشد، مانند: عثمان و رضوان و زیدان.
٢- وزن فعل داشته باشد، مانند : یزید و احمد و تغلب.
٣- مرکب مزجی باشد، مانند : بعلبک و بیت لحم.
٤- مؤنث باشد خواه لفظی باشد، مانند : معاویة یا معنوی، مانند : مریم، یا لفظی و معنوی، مانند: وردة و نبیهة.
٥- اعجمی و بیش از سه حرفی باشد، مانند : یعقوب و ابراهیم.
٦- معدول باشد، مانند : عُمَر که معدول از عامر است.
در مورد شرط سوم باید دانست که هرگاه علمی که مؤنث معنوی است ثلاثی ساکن الوسط باشد صرف و عدم آن هر دو رواست، مانند : حضرت هُندٌ یا هندُ، مگر اینکه اعجمی باشد که در این صورت غیرمنصرف است، مانند : بلخ (نام شهری).

دوم صفت،
غیرمنصرف بودن صفت به سه شرط است
١- بر وزن «فَعلان» باشد که مؤنث آن «فَعلی» است، مانند: سکران و سَکری.
٢- صفتی که بر وزن «اَفعَل» باشد به شرطی که تأنیث آن با تاء نباشد، مانند : احمر و اعرج و افضل.
٣- معدول از لفظ دیگری باشد مانند اُخَر جمعِ اُخری که مؤنث آخَر است. باید دانست که معدول بودن در هر عددی که بر وزن فُعال و مَفعَل باشد قیاسی است، مانند اُحاد و مَوحَد و ثُناء و مَثنی تا عشار و معشر.

سوم، جمع
جمع به دو شرط غیرمنصرف است
١- بر وزن «مَفاعِل» باشد، مانند : مساجد و اکارم و فیاصل.
٢- بر وزن «مَفاعیل» باشد، مانند : مصابیح و قنادیل و اناشید. باید دانست که این صیغه های جمع که غیرمنصرف هستند «صیغۀ منتهی الجموع» نامیده میشوند و شرط غیرمنصرف بودن آن این است که مختوم به تاء نباشد وگرنه منصرف خواهد بود، مانند : اساتذة و تلامذة.

چهارم، اسم مختوم به الف تأنیث
اسمی که در آخر آن الف مقصوره یا ممدوه باشد غیرمنصرف است و شرطی هم ندارد، خواه مفرد باشد، مانند : سَکری و حمراء، و خواه جمع، مانند : مَرضی و اَصدِقاء و خواه عَلَم مانند سَلمی و خنساء.

باید دانست که هرگاه اسم غیرمنصرف اضافه شود یا الف و لام تعریف بدان درآید کسره را در مقام جرّ میپذیرد، مانند: مررت بأفضلِ العلماءِ.

دوشنبه 12 خرداد 1393 :: 09:53 :: نويسنده : yadgareomr

زیارة العبّاس سلام الله علیه

... عَنْ أَبِي حَمْزَةَ الثُّمَالِيِّ (ره) قَالَ
قَالَ الصَّادِقُ (ع)
إِذَا أَرَدْتَ زِيَارَةَ قَبْرِ «الْعَبَّاسِ بْنِ عَلِيٍّ»
وَ هُوَ عَلَى شَطِّ الْفُرَاتِ
بِحِذَاءِ الْحَيْرِ
فَقِفْ عَلَى بَابِ السَّقِيفَةِ
وَ قُلْ

سَلَامُ اللهِ
وَ سَلَامُ مَلَائِكَتِهِ الْمُقَرَّبِينَ
وَ أَنْبِيَائِهِ الْمُرْسَلِينَ
وَ عِبَادِهِ الصَّالِحِينَ
وَ جَمِيعِ الشُّهَدَاءِ وَ الصِّدِّيقِينَ
وَ الزَّاكِيَاتِ الطَّيِّبَاتِ
فِيمَا تَغْتَدِي وَ تَرُوحُ
عَلَيْكَ يَا ابْنَ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ
أَشْهَدُ لَكَ بِالتَّسْلِيمِ وَ التَّصْدِيقِ وَ الْوَفَاءِ وَ النَّصِيحَةِ
لِخَلَفِ النَّبِيِّ الْمُرْسَلِ
وَ السِّبْطِ الْمُنْتَجَبِ
وَ الدَّلِيلِ الْعَالِمِ
وَ الْوَصِيِّ الْمُبَلِّغِ
وَ الْمَظْلُومِ الْمُهْتَضَمِ
فَجَزَاكَ اللهُ
عَنْ رَسُولِهِ
وَ عَنْ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ
وَ عَنِ الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ
صَلَوَاتُ اللهِ عَلَيْهِمْ
أَفْضَلَ الْجَزَاءِ
بِمَا صَبَرْتَ
وَ احْتَسَبْتَ
وَ أَعَنْتَ
فَنِعْمَ عُقْبَى الدَّارِ
لَعَنَ اللهُ مَنْ قَتَلَكَ
وَ لَعَنَ اللهُ مَنْ جَهِلَ حَقَّكَ وَ اسْتَخَفَّ بِحُرْمَتِكَ
وَ لَعَنَ اللهُ مَنْ حَالَ بَيْنَكَ وَ بَيْنَ مَاءِ الْفُرَاتِ
أَشْهَدُ أَنَّكَ قُتِلْتَ مَظْلُوماً
وَ أَنَّ اللهَ مُنْجِزٌ لَكُمْ مَا وَعَدَكُمْ
جِئْتُكَ يَا ابْنَ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ
وَافِداً إِلَيْكُمْ
وَ قَلْبِي مُسَلِّمٌ لَكُمْ وَ تَابِعٌ
وَ أَنَا لَكُمْ تَابِعٌ
وَ نُصْرَتِي لَكُمْ مُعَدَّةٌ
حَتَّى يَحْكُمَ اللهُ
وَ هُوَ خَيْرُ الْحاكِمِينَ
فَمَعَكُمْ مَعَكُمْ
لَا مَعَ عَدُوِّكُمْ
إِنِّي بِكُمْ وَ بِإِيَابِكُمْ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ
وَ بِمَنْ خَالَفَكُمْ وَ قَتَلَكُمْ مِنَ الْكَافِرِينَ
قَتَلَ اللهُ أُمَّةً قَتَلَتْكُمْ
بِالْأَيْدِي وَ الْأَلْسُنِ

ثُمَّ ادْخُلْ
فَانْكَبَّ عَلَى الْقَبْرِ
وَ قُلِ

السَّلَامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا الْعَبْدُ الصَّالِحُ
الْمُطِيعُ لِلهِ وَ
لِرَسُولِهِ وَ
لِأَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ وَ
الْحَسَنِ وَ
الْحُسَيْنِ
السَّلَامُ عَلَيْكَ وَ رَحْمَةُ اللهِ وَ بَرَكَاتُهُ وَ مَغْفِرَتُهُ وَ رِضْوَانُهُ
عَلَى رُوحِكَ وَ بَدَنِكَ
أَشْهَدُ وَ أُشْهِدُ اللهَ
أَنَّكَ مَضَيْتَ عَلَى مَا مَضَى بِهِ الْبَدْرِيُّونَ
وَالْمُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللهِ
الْمُنَاصِحُونَ لَهُ فِي جِهَادِ أَعْدَائِهِ
الْمُبَالِغُونَ فِي نُصْرَةِ أَوْلِيَائِهِ
الذَّابُّونَ عَنْ أَحِبَّائِهِ
فَجَزَاكَ اللهُ
أَفْضَلَ الْجَزَاءِ
وَ أَكْثَرَ الْجَزَاءِ
وَ أَوْفَرَ الْجَزَاءِ
وَ أَوْفَى جَزَاءِ أَحَدٍ مِمَّنْ وَفَى بَيْعَتَهُ
وَ اسْتَجَابَ لَهُ دَعْوَتَهُ
وَ أَطَاعَ وُلَاةَ أَمْرِهِ
أَشْهَدُ أَنَّكَ قَدْ بَالَغْتَ فِي النَّصِيحَةِ
وَ أَعْطَيْتَ غَايَةَ الْمَجْهُودِ
فَبَعَثَكَ اللهُ فِي الشُّهَدَاءِ
وَ جَعَلَ رُوحَكَ مَعَ أَرْوَاحِ السُّعَدَاءِ
وَ أَعْطَاكَ مِنْ جِنَانِهِ
أَفْسَحَهَا مَنْزِلًا
وَ أَفْضَلَهَا غُرَفاً
وَ رَفَعَ ذِكْرَكَ فِي عِلِّيِّينَ
وَ حَشَرَكَ مَعَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقِينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحِينَ
وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفِيقاً
أَشْهَدُ أَنَّكَ
لَمْ تَهِنْ
وَ لَمْ تَنْكُلْ
وَ أَنَّكَ مَضَيْتَ عَلَى بَصِيرَةٍ مِنْ أَمْرِكَ
مُقْتَدِياً بِالصَّالِحِينَ
وَ مُتَّبِعاً لِلنَّبِيِّينَ
فَجَمَعَ اللهُ بَيْنَنَا وَ بَيْنَكَ وَ بَيْنَ رَسُولِهِ وَ أَوْلِيَائِهِ
فِي مَنَازِلِ الْمُخْبِتِينَ
فَإِنَّهُ أَرْحَمُ الرَّاحِمِين‏

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران