یادگارِعُمر
درباره وبلاگ


حافظ سخن بگوی که بر صفحۀ جهان ------- این نقش ماند از قلمت یادگارِ عُمر ---------- خوش آمدید --- علی
نويسندگان
چهارشنبه 13 آذر 1392 :: 11:38 :: نويسنده : yadgareomr

صفین .
[ ص ِف فی ]
(اِخ)
و اِعراب آن اِعراب جموع و مالاینصرف است .
ابی وائل شقیق بن سلمة را گفتند
اشهدت صفین ؟
گفت :
نعم و بئست الصفون .
و آن موضعی است
قرب رقه
بر شاطئ الفرات
از جانب غربی بین رقه و بالس
و بدانجا حرب صفین بود
در غرۀ صفر
به سال ٣٧
بین علی رضی الله عنه و معاویه
و در شمار اصحاب هر یک اختلاف است گفته اند
معاویه با یکصد و بیست هزار بود و
علی با نود هزار و
گفته اند
علی با یکصد و بیست هزار بود و
معاویه با نود هزار و
این درست تر است .
و در این نبرد از دو لشکر هفتاد هزار تن کشته شد
بیست و پنج هزار تن از لشکر علی
و چهل و پنج هزار کس از لشکر معاویه
و از لشکر علی بیست و پنج صحابۀ بدری به قتل رسید
و مدت توقف آنان به صفین صد و ده روز بود
و نود جنگ بدان جا رخ داد
و شعراء وصف صفین بسیار گفته اند...
(معجم البلدان)

چهارشنبه 13 آذر 1392 :: 08:14 :: نويسنده : yadgareomr

صفر.
[ ص َ ف َ ]
(ع اِ)
نام دومین ماه از ماههای عربی
پس از محرم و پیش از ربیع الاول
و در جاهلیت آن را ناجر گفتندی .
ج ، اصفار.
جنگ صفین در غرۀ این ماه
به سال سی و هفتم هجری بود.
و بقولی ولادت حضرت باقر (ع) در این روز است
و روز هفتم صفر
شهادت حسن بن علی علیه السلام است
به سال پنجاهم
و روز ولادت موسی بن جعفر (ع) امام هفتم شیعیان است
به سال ١٢٨ ه.ق
و عامۀ مردم روز سیزدهم صفر را نحس شمارند.
و بیستم آن اربعین است
یعنی چهلم شهادت حسین علیه السلام
و روز بیست و هشتم آن
رحلت رسول اکرم (ص) است
و روز آخر این ماه
بقولی روز شهادت حضرت رضا (ع) میباشد.
مؤلف غیاث اللغات آرد:
این نام مأخوذ است از صِفر بمعنی خالی
چرا که چون این ماه صفر بعد از محرم واقع است
قبل از ظهور پیغمبر ما (ص) قتال در ماه محرم حرام بود.
از این سبب در ماه صفر مردم عرب برای قتال میرفتند
و خانه ها را خالی میگذاشتند.
و بعضی نوشته اند که
بوقت وضع کردن اسم این ماه
موسم خزان و ایام برگ ریز بود
و برگ درختان زرد می شدند،
لهذا این ماه را صفر نام کردند،
در این صورت مأخوذ از صُفر است
که بمعنی زردی باشد.
(غیاث اللغات ).
ظاهراً این وجه تسمیه بر اساسی نیست
.

چهارشنبه 13 آذر 1392 :: 00:24 :: نويسنده : yadgareomr

... و لحروف العربیّة ستّة عشر مخرجا :
فللحلق منها ثلاثة
فأقصاها مخرجا :
الهمزة و الهاء و الألف
و من أوسط الحلق مخرج :
العین و الحاء
و أدناها مخرجا من الفم :
الغین و الخاء ...

الکتاب
سیبویه
قرن دوم ه.ق
ج 4
ص 433
س 3

سه‌شنبه 12 آذر 1392 :: 23:58 :: نويسنده : yadgareomr

مبرَّد.
[ م ُ ب َر رَ ]
(اِخ)
محمد بن یزید بن عبدالاکبر
الازدی
بصری
مشهور به مبرد.
مکنی به ابوالعباس .
وی نحو را از حرمی و مازنی و غیر آن دو فرا گرفت ،
وبرخی او را بصری و یمنی گفته اند.
مولد او بسال ٢٠٧ یا٢١٠ بود
و در٧٧ سالگی بسال ٢٨٥ در بغداد درگذشت
ودر گورستان دارالکوفه مدفون است .
ادب را بر مازنی وابوحاتم سجستانی آموخت .
و نفطویه و جز او نزد وی تعلیم گرفتند.
وی با ابوالعباس احمد بن یحیی ملقب به ثعلب معاصر بود
و تاریخ ادباء به آن دو ختم شد.
مبرد دوست می داشت که با ثعلب فراهم آید
و ثعلب اجتماع با او را ناخوش می داشت .
جعفر بن محمد بن حمدان فقیه موصلی
که دوست مبرد و ثعلب بود، گفت :
از ابوعبدالله دینوری پرسیدم
چرا ثعلب نمی خواهد با مبرد هم مجلس شود.
گفت
چون مبرد خوش سخن ، نیکوبیان ، گشاده زبان است ،
و مذهب ثعلب مذهب معلمان است .
چون در مجلسی فراهم آیند
به ظاهر حکم به نفع مبرد کنند
تا آنگاه که باطن معلوم شود.
وی به بغداد سکونت جست
و در نحو و لغت امام شناخته گشت .
او را در ادب تألیف های نافع است
که مشهورترین آنان کتاب «الکامل» در لغت میباشد
که از ارکان ادب وکلام بشمار میرود.
مبرد لقب محمد بن یزید النحوی بصری است
بدان جهت در براده نشسته درس می گفت .
و نیز او راست :
المقتضب ،
اعراب القرآن ،
طبقات النحاة المبصریین
و نسب عدنان و قحطان .

سه‌شنبه 12 آذر 1392 :: 20:51 :: نويسنده : yadgareomr

سیبویه .
[ ب ِ وَی ه / بوی َ ]
(اِخ)
عمرو بن عثمان ...،
مکنّی به ابوبشر
یا ابوالحسن .
ایرانی
و از مردم شیراز است
و «إمام النُّحاة» لقب اوست .
او نحو را از
خلیل ،
عیسی بن عمر،
یونس
و جز آنان فراگرفت
و علم لغت از
ابی الخطاب اخفش کبیر و جز او کسب کرده .
او راست :
الکتاب در نحو،
کتابی که علمای سلف و خلف از تألیف مانند آن عاجز آمدند.
و او به روزگار رشید
در٣٢ سالگی
به قصد درک خدمت یحیی بن خالد
به عراق رفت
و در حضور یحیی کسائی
و اخفش را با او مناظره رفت
و یحیی ده هزار درهم بدو داد
و او به بصره
و از آنجا به موطن خویش شیراز بازگشت
و در آنجا در چهل واند سالگی به سال ١٧٧ ه.ق درگذشت .
گویند
هر کس که درصدد آموختن و تعلم الکتاب برمی آمد،
ابوالعباس مبرّد بدو می گفت :
«رکبت البحر»،
یعنی به دریا درشدی
و از این سخن تعظیم و استعظام این کتاب را میخواست .
و مازنی می گفت :
پس از الکتاب ،
در نحو
کتابی بزرگ نوشتن
شرم آور است .
و گویند اصل سیبویه سیب بویه است
به معنی بوی سیب .
از جمله وقایع حیات وی
مناظرۀ او با کسایی در حضور یحیی بن خالد است .
در مورد قرائت جملۀ :
«قد کنت اظنّ
انّ العقرب اشدّ لسعة من الزّنبور
فاذا هوهی
و قالوا ایضاً
فاذا هو ایّاها»
سیبویه صورت دوم را انکار کرد
و سرانجام خصمان به قضاوت عربی از مردم بادیه رضا دادند
و آن داور به کسایی فتوی داد
و سیبویه عراق را ترک گفت .
یکی ماجرا را به نظم آورده .
و شعر او به قصیدۀ زنبوریه معروف است .

سه‌شنبه 12 آذر 1392 :: 20:33 :: نويسنده : yadgareomr

همزۀ وصل :
همزه ای را نامند که
چون به حرفِ ماقبل پیوندد
از دَرجِ کلام، ساقِط باشد
چنانچه در بسم الله. و نیز در

اقْرَأْ
اسْتَغْنى‏ [باب استفعال]
اسْجُدْ
اقْتَرِبْ [باب افتعال]
اغْدُوا
انْطَلَقُوا [باب انفعال]
اصْبِرْ
اجْتَبا [باب افتعال]
انْقُصْ
اتَّخِذْ [باب افتعال]
اهْجُرْ
اسْتَغْفِرُوا [باب استفعال]

سه‌شنبه 12 آذر 1392 :: 16:23 :: نويسنده : yadgareomr

الدُّعَاءُ لِلدَّيْنِ

... عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ
عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ [الصّادق] (ع) قَالَ :
أَتَى النَّبِيَّ (ص) رَجُلٌ
فَقَالَ :
يَا نَبِيَّ اللهِ
الْغَالِبُ عَلَيَّ الدَّيْنُ
وَ وَسْوَسَةُ الصَّدْرِ.
فَقَالَ لَهُ النَّبِيُّ (ص) :
قُلْ

" تَوَكَّلْتُ عَلَى الْحَيِّ الَّذِي لَا يَمُوتُ
وَ الْحَمْدُ لِلهِ الَّذِي لَمْ يَتَّخِذْ صَاحِبَةً وَ لَا وَلَداً
وَ لَمْ‏ يَكُنْ لَهُ شَرِيكٌ فِي الْمُلْكِ
وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ وَلِيٌّ مِنَ الذُّلِّ
وَ كَبِّرْهُ تَكْبِيراً "

قَالَ :
فَصَبَرَ الرَّجُلُ مَا شَاءَ اللهُ
ثُمَّ مَرَّ عَلَى النَّبِيِّ (ص)
فَهَتَفَ بِهِ
فَقَالَ :
مَا صَنَعْتَ ؟
فَقَالَ :
أَدْمَنْتُ مَا قُلْتَ لِي يَا رَسُولَ اللهِ
فَقَضَى اللهُ دَيْنِي
وَ أَذْهَبَ وَسْوَسَةَ صَدْرِي
.

الكافي
ج 2
ص 554

 

سه‌شنبه 12 آذر 1392 :: 15:42 :: نويسنده : yadgareomr

 أَبُو حَمْزَة الثُّماليّ
(... - 150 ه.ق ... - 767 م)
ثابت بن دينار
الثُّمالي
الأزدي بالولاء،
أبو حمزة :
من رجال الحديث الثقات عند الإمامية.
و روى عنه بعض أهل السنّة.
و هو من أهل الكوفة.
قتل ثلاثة من أولاده مع زيد بن علي بن الحسين.
و كان الرضا (علي بن موسى) يقول :
هو لقمان زمانه.
و كان أبوه مولى للمهلب بن أبي صفرة.
له كتاب في «تفسير القرآن»
و كتاب «الزهد»
و كتاب «النوادر».

ابوحمزۀ ثُمالی.
[ اَ ح َ زَ ی ِ ث ُ ]
(اِخ)
ثابت بن دینار محدث .
از تابعین است
و خدمت علی بن الحسین
و ابوجعفر
و ابوعبدالله
و ابوالحسن موسی الکاظم علیهم السلام را دریافته است
و از هر چهار امام روایت دارد.
پدر او دینار
از اصحاب امیرالمؤمنین علی علیه السلام بوده است .
ابوحمزه راست :
کتاب تفسیرالقرآن .
و دعای ابوحمزه از ادعیۀ مأثورۀ مشهوره است .
وی به سال ١٥٠ ه.ق وفات یافت .

سه‌شنبه 12 آذر 1392 :: 15:33 :: نويسنده : yadgareomr

الكافي
ج 7
ص 429
... رَسُولُ اللهِ (ص) قَالَ : عَلِيٌّ أَقْضَاكُم ...

... لِقَوْلِ رَسُولِ اللهِ (ص) :
الْوَلَدُ لِلْفِرَاشِ
وَ لِلْعَاهِرِ الْحَجَرُ.

الكافي
شیخ کلیني (ره)
قرن 4 ه.ق
ج 5
ص 492

عاهِر : زناکار.

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران