یادگارِعُمر
درباره وبلاگ


حافظ سخن بگوی که بر صفحۀ جهان ------- این نقش ماند از قلمت یادگارِ عُمر ---------- خوش آمدید --- علی
نويسندگان
جمعه 02 مرداد 1394 :: 12:28 :: نويسنده : yadgareomr

مؤمنی، آخر در آ  در «صفِّ رزم»
كه تو را بر «آسمان» بوده ست بَزم

بر امیدِ «راهِ بالا»  كُن قیام
همچو شمعی پیشِ محراب، ای غلام

اشك میــبار و  همی سوز از «طَلَب»
همچو شمعِ سَر بُریده  جمله «شب»

لب فرو بند از طعام و از شراب
سویِ «خوانِ آسمانی» كن شتاب

دم به دم از آسمان میدار اُمید
در هوای آسمان، رقصان چو بید

دم به دم از آسمان می آیدت
آب و آتش، رزق می افزایدت

گر تو را آن جا  کشد  نبود عَجَب
منگر اندر «عجز» و بنگر در «طلب»

كاین «طلب» در تو گروگانِ خُدا ست
زآنكه هر طالب به مطلوبی سزا ست

جهد كن تا این طلب افزون شود
تا «دلت» زین «چاهِ تن» بیرون شود

خلق گوید: مُرد مسكین آن فلان
تو بگوئی: زنده ام  ای غافلان

گر تن من همچو تن ها خفته ست
هشت جنّت در دلم بشكفته ست

جان چو خفته در گُل و نسرین بوَد
چه غم ست ار تن در آن سرگین بود؟

جان ِ خفته  چه خبر دارد ز تن؟
كاو به گلشن خفت، یا در گولخن

میزند جان در جهانِ آبگون
نعرۀ "یا لَیتَ قَوْمِی یعلمون"

گر نخواهد زیست جان بی این بدن
پس فلك ایوانِ كه خواهد بُدَن؟

گر نخواهد بی بدن جان ِ تو زیست
"فِی السَّماءِ  ِرزْقُكُمْ" روزیِ كیست؟

مثنوی معنوی دفتر 5

جمعه 02 مرداد 1394 :: 12:18 :: نويسنده : yadgareomr

مالِكُ المُلك ست هر كش سَر نَهَد
بی جهانِ خاك صد مُلكش دهد

لیك، ذوقِ سجده ای پیشِ خُدا
خوشتر آید از دو صد دولت تو را

پس بنالی كه نخواهم مُلكها
مُلكِ آن سجده مسلّم كن مرا

پادشاهانِ جهان، از بَد رَگی
بو نبُردند از «شرابِ بندگی»

ور نه اَدهَم وار، سرگردان و دَنگ
مُلك را برهم زدندی بیدرنگ

مثنوی معنوی دفتر 4

جمعه 02 مرداد 1394 :: 12:12 :: نويسنده : yadgareomr

زآنكه عشقِ مُردگان پاینده نیست
زآنكه مُرده سویِ ما آینده نیست

عشقِ زنده در روان و در بَصَر
هر دَمی باشد ز غنچه تازه تر

عشقِ آن زنده گُـزین كاو باقی ست
وز شرابِ جان فزایت ساقی ست

عشقِ آن بُگزین كه جمله انبیا
یافتند از عشقِ او كار و كیا

تو مگو: ما را بدان شه بار نیست
با كریمان كارها دشوار نیست

مثنوی معنوی دفتر 1

جمعه 02 مرداد 1394 :: 11:59 :: نويسنده : yadgareomr

موسی بن نصیر لخمی بالولاء الاعرج، مکنی به ابوعبدالرحمان، تابعی و فاتح افریقا و اندلس و متوفی به سال ٩٨ ه.ق. به وادی القری و حکمران مصر و افریقا بود و مراکش را در زمان ولید بن عبدالملک فتح کرد و به بندر طنجه رسید و این نقطه را که آخرین قسمت خشکی بود المغرب الاقصی نام نهادند.
(از یادداشت مؤلف).
مردی خردمند و دلیر و پرهیزگار و پاک بود و هرگز سپاهی او را شکست نداد. پدر او از سپاهیان معاویه بود، ولی وقتی معاویه بر ضد حضرت علی قیام کرد او با معاویه همراهی ننمود. موسی در سال ٨٩ ه.ق. از سوی عبدالله بن مروان برادر عبدالملک مروان که والی مصر و افریقیه بود به سوی افریقیه اعزام شد و او همۀ افریقای شمالی و سرزمین بربر و اندلس و مغرب و الجزیره را فتح کرد. چون به دمشق برگشت ولید درگذشت و برادرش سلیمان بجای او نشست. موسی به همراهی خلیفه به حجّ رفت و در راه در وادی القری به سال ٩٧ و به قولی ٩٩ ه.ق. درگذشت. تولد موسی در عهد خلافت عمر بن خطاب به سال ١٩ ه.ق. بود.
(وفیات الاعیان ابن خلّکان)
(الاعلام زرکلی).
و رجوع به تاریخ گزیده و سیرۀ عمر بن عبدالعزیز و قاموس الاعلام ترکی و الوزراء و الکتّاب و فهرست الحلل السندسیه و فهرست عقدالفرید شود.

جمعه 02 مرداد 1394 :: 11:54 :: نويسنده : yadgareomr

سلیمان بن عبدالملک (٩٩ - ٥٤ ه.ق.).
هفتمین خلیفۀ بنی امیه و از فضلای بنی امیه بود. در ایّام او فتوح بسیاراتفاق افتاد. مولد وی در دمشق است. پس از برادرش ولید خلافت به وی رسید. وی در زمان خلافت خود اسرا را آزاد کرد و زندانِ او را از زندانیان خالی نمود و گناهکاران را مورد عفو قرار داد و بمردم نیکی بسیار کرد او مردی عاقل و فصیح و جنگجو بود. در زمان وی گرگان وطبرستان که بدست ترکها بود فتح شد. شهر رمله را در فلسطین تأسیس کرد و با بیزانسیان جنگید و در سال ٩٩ ه.ق. درگذشت.
رجوع به اعلام زرکلی، تجارب السلف و تاریخ اسلام شود.

جمعه 02 مرداد 1394 :: 11:49 :: نويسنده : yadgareomr

ای بی وفا جانی که او بر ذوالوفا عاشق نشد
قهرِ خدا باشد که بر لطفِ خدا عاشق نشد

چون کرد بر عالَم گُذر، سلطانِ «ما زاغَ البَصَر»
نقشی بدید آخر که او، بر نقشها عاشق نشد

جانی کجا باشد که او بر «اصلِ جان» مفتون نشد
آهن کجا باشد که بر آهنـرُبا عاشق نشد

من بر درِ این شهر دی، بشنیدم از جمعِ پَری
خانه ش بده بادا که او، بر شهرِ ما عاشق نشد

ای وایِ آن ماهی که او، پیوسته بر خشکی فتد
ای وایِ آن مسی که او، بر کیمیا عاشق نشد

بسته بُوَد راهِ اَجَل، نَبوَد خلاصش مُعتَجَل
هم عیش را لایق نَبُد، هم مرگ را عاشق نشد

جمعه 02 مرداد 1394 :: 11:30 :: نويسنده : yadgareomr

قتیبة.

[ ق ُ ت َ ب َ ]
(اِخ)

ابن مسلم باهِلی وی در زمان عبدالملک بن مروان ( ٨٥ - ٦٥ ه.ق. ) از طرف حجّاج بن یوسف به حکومت خراسان منصوب شد. حجاج به سال ٨٥ یزید بن مهلّب را از خراسان معزول کرد و خراسان قتیبة بن مسلم را داد. در زمان ولید بن عبدالملک مروان قتیبه از خراسان به ترکستان رفت و سکندریه را با جنگ گرفت و به سال ٨٧ از آنجا خواستۀ فراوان آورد و بتان زرین و سیمین و از آن جمله بت زرین بود دویست و پنجاه هزار مثقال، همۀ بتان را بگداخت و بر لشکر بخش کرد بعد از آن بخارا و سمرقند و سغد و جاج و فرغانه که شهرستان آن را کاشان خوانند و خوارزم و دیگر ولایات ترک در فرمان خود آورد و به خراسان آمد و مرو دارالملک ساخت. در زمان سلیمان بن عبدالملک قتیبه با قوم کاشعر تمیمی به جزیت صلح کرد و بر سلیمان عاصی شد و لشکر بر او بیرون آمدند وکیع بن ابی شوریر تمیمی را بر خود امیر کردند وکیع با قتیبه جنگ کرد و کشته شد و از آن همه لشکر که با او بودند یک کس بیش نرست. سلیمان در عراقین و خراسان و ترکستان با قتیبه جنگ کرد. قتیبه در ترکستان فتح ها کرد و قلاع و بلاد مسخّر گردانید و فتح گرگان و طبرستان که هیچ پادشاه از اکاسره و خلفای اسلام را دست نداده بود او را میسّر شد و چندان خواسته یافت که هزار هزار دینار زر سرخ خمس آن بود و در این معنی نامه ای به سلیمان می نوشت. وزیرش صالح بن عبدالله گفت ذکر مبلغ مکن مبادا بر تو حجّت نشیند. وی بنوشت و بعد از مرگ سلیمان از آن زحمت دید.
(تاریخ گزیده).

دوران خلافت عبدالملک و حکومت عمّال ستم پیشۀ او یعنی حجّاج بن یوسف ثقفی و قتیبة بن مسلم باهلی زمان شدت تعصّب عربی و دورۀ محنت و خواری مسلمین غیرعرب است، مظالم بیست سالۀ حجاج و خونریزیها و خانمانسوزیهای قتیبه در خراسان و ماوراءالنهر تسلط عربی یعنی بنی امیه را که هنوز درست در این نواحی ریشه ندوانیده بود قوّت داد و بسیاری از ایرانیها و آثار و کتب ایشان را یا به اسم ملّت پرستی و ایران دوستی و یا بنام طرفداری از مخالفین بنی امیه نابود ساخت.
(خاندان نوبختی).

و رجوع شود به احوال و اشعار رودکی سمرقندی.

جمعه 02 مرداد 1394 :: 01:11 :: نويسنده : yadgareomr

محمّد بن واسع:

الإبقاء على العمل، أشدّ من العمل.

محمَّد بن واسِع
(000- 123 ه 000- 741 م)
محمد بن واسع بن جابر الأزدي،
أبو بكر:
فقيه ورع، من الزهاد.
من أهل البصرة.
عرض عليه قضاؤها، فأبى.
و هو من ثقات أهل الحديث.
قال الأصمعي:
لما صافّ قتيبة بن مسلم الترك و هاله أمرهم،
سأل عن محمد ابن واسع، فقيل:
هو ذاك في الميمنة ينضنض بإصبعه نحو السماء،
قال:
تلك الإصبع أحب إليّ من مائة ألف سيف!

جمعه 02 مرداد 1394 :: 00:49 :: نويسنده : yadgareomr

ای كه تو طالب نه ای، تو هم بیا



ادامه مطلب ...
پنج‌شنبه 01 مرداد 1394 :: 14:22 :: نويسنده : yadgareomr

الصّبر مفتاح الظّفر،

و التّوكل على الله مفتاح‏ الفرج‏.

ربيع الأبرار و نصوص الأخيار، زمخشرى ق 6 ه.ق.

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران