|
یادگارِعُمر درباره وبلاگ حافظ سخن بگوی که بر صفحۀ جهان ------- این نقش ماند از قلمت یادگارِ عُمر ---------- خوش آمدید --- علی آخرین مطالب
آرشيو وبلاگ
نويسندگان شنبه 31 خرداد 1393 :: 11:08 :: نويسنده : yadgareomr
کاتبِ اِسکافی رحمه الله ابوعلی محمد بن احمد بن جنید بغدادی مشهور به «ابن جنید». جمعه 30 خرداد 1393 :: 00:51 :: نويسنده : yadgareomr
کاظم خراسانی، (آخوند ملا ...) آخوند ملا محمد کاظم خراسانی عالم محقق و فاضل مدقق از اکابرعلمای امامیه که جامع علوم عقلیه و نقلیه بود و در سال ١٢٥٥ ه.ق. در طوس متولد گردید و در بیست و دو سالگی به تهران رفت و علوم عقلیه را از اکابر فن فراگرفت. سپس به نجف رفته و مدتی اندک در حوزۀ درس فقه و اصول شیخ مرتضی انصاری حاضر شد و پس از وفات او نزد میرزا محمد حسن شیرازی تلمذ نمود و پس از آنکه میرزای شیرازی به سامرا مهاجرت فرمود صاحب ترجمه بتدریس جمعی از طلاب دینیه اشتغال ورزید تا شمارۀ حاضرین حوزه اش از هزار تن متجاوز گردید و صد و بیست تن از آن جمله مجتهد مسلّم بودند و در اواخر، آوازه اش عالمگیر و مسلّمِ بُرنا و پیر و مرجع تقلید امامیه بود و به خلع محمد علی شاه قاجار و وجوب اتحاد مابین امت اسلامیه حکم قطعی داده و در نجف الاشرف سه مدرسه بنا نهاد و تألیفات مُنیفۀ او بدین شرح است : جمعه 30 خرداد 1393 :: 00:36 :: نويسنده : yadgareomr
سَبُکتَـگین، ناصرالدین، نام پدر سلطان محمود غزنوی. جمعه 30 خرداد 1393 :: 00:17 :: نويسنده : yadgareomr
از پیِ «تقلید» وز رایاتِ نَقل مثنوی معنوی ******* تَقْليد (اصطلاح فقهى) ******* چشم داری تو به چشمِ خود نگر مثنوی معنوی چهارشنبه 28 خرداد 1393 :: 13:15 :: نويسنده : yadgareomr
(علم) كلام فارسى/ (علم) كلام فرانسه/Theo logiedialectique انگليسى/Dialectical theology كلام در لغت لفظ مركبى است كه بر سبيل وضع و اصطلاح دلالت بر معنائى مى كند. اولين استعمال اين لفظ، خارج از معنى لغوى آن دلالت آن به يكى از صفات خداوند بود كه همان صفت كلام است. چهارشنبه 28 خرداد 1393 :: 13:03 :: نويسنده : yadgareomr
حُدوثِ عالَم (اصطلاح کلام و فلسفه) چهارشنبه 28 خرداد 1393 :: 12:33 :: نويسنده : yadgareomr
فرهنگ فلسفى جوهر فارسى/ گوهر فرانسه/Substance انگليسى/Substance لاتين/Substantia هر سنگى كه بتوان چيزى از آن استخراج كرد كه مورد استفاده باشد، گوهر است و گوهرِ هر چيزى سرشت و خلقت اصلى آن است. گوهرهاى نفيس گوهرهائى است كه نگين انگشتر و امثال آن را از آنها میسازند. گوهر شمشير به معنى لعاب روى آن است. گفته اند كه گوهر به معنى اصل هر چيزى است اصل مركبات را نيز گوهر گويند. فيلسوفان اين لفظ را به چند معنى به كار برده اند : ابن سينا گويد : در اصطلاح دكارت، جوهر، شىءِ دائمِ ثابتى است كه توارد صفاتِ متضاد با خود را، بدون اينكه خود تغيير كند میپذيرد. مانند صفاتى از قبيل رنگ، بو، نرمى، مزه، سرما و گرما كه يكى پس از ديگرى وارد بر قطعۀ موم میشود. اين اعراض، متغير است اما خود موم ثابت و لا يتغيّر است. «جوهر اول» به معنى موجودِ منحصر به فردى است كه صفات، مستقيماً به طور سَلبى يا ايجابى بر آن حمل میشود. دكارت گويد : در نظر اسپينوزا جوهر به معنى شىءِ قائم به ذات و مدرك لِذات است. قوام اين معنى به دو چيز است : در نظر كانت، جوهر اولين مقوله از مقولات اضافه است، و تصور پيشينى ناشى از صورت حكم مطلق است، از اين جهت كه چنين حكمى يا اسناد محمولى به موضوعى و يا رفع محمولى از موضوعى است. اولين مقوله از مقولات اضافه، از ايضاح نسبت بين موضوع و محمول به وجود میآيد. اين نسبت عبارت است از نسبت بين جوهر و عرض، و صورت آن، دوام كميت ماده است. تجربه فرصتى است كه امكان تطبيق مقولۀ جوهر را در امورى كه از اكتشاف دوام بعضى اشياءِ قائم به ذات، به دست میآيد، فراهم میسازد، اين معنى چنانكه مشاهده میشود، نزديك است به معنائى كه دكارت از جوهر مراد میكرد و اخيراً ذكر آن گذشت. پديدارشناسان به وجود جوهر معتقد نيستند و موضوعى را كه حامل صفات است، قائم به همان صفات میدانند نه به شىءِ ديگرى. اصل جوهر عبارت است از قول به اينكه هر صفتى داراى جوهرى است كه حامل آن است، و اصلِ دوام جوهر عبارت است از قول به اينكه در زير تمام تغييرات، شىءِ ثابتى وجود دارد كه مقدار آن در طبيعت، افزايش و كاهش نمیيابد. «اصالت جوهر»، عبارت است از قول به اینکه جوهر به عنوان شىءِ قائم به ذات وجود دارد. اين نظريه در مقابل نظريه «اصالت پديدار» قرار دارد. جوهرى منسوب به جوهر و به معنى مقوم جوهر است. مثلا میگوييم صورت جوهرى. صورت به دو معنى آمده است : يكى طبيعت مشترك بين افراد يك نوع، از اين جهت كه قائم به خود و مستقل از افراد مندرج در خود است. اين صورت جوهرى يا تام است، مثل صورت انسان، و يا ناقص است، مثل صورت جنين، پيش از ضمّ نفس ناطقه به آن. دوم به معنى طبيعت اشياء مفرد، از اين جهت كه داراى وحدت حقيقى مركب از مجموع خواص معقول است. لايب نيتس گويد : جوهريت لفظى است دال بر كيفيت وجود جوهر از اين جهت كه جوهر است. مثل اين سخن ابن سينا كه گفته است : چهارشنبه 28 خرداد 1393 :: 12:07 :: نويسنده : yadgareomr
457 - وَ قَالَ (ع) : مَنْهُومَانِ لَا يَشْبَعَانِ طَالِبُ عِلْمٍ وَ طَالِبُ دُنْيَا. ******* منهوم (ن ه م) : شَبع : سهشنبه 27 خرداد 1393 :: 22:36 :: نويسنده : yadgareomr
مثال در اصطلاح صرفیان، لفظی است که فاءالفعل آن «و» یا «یاء» باشد مانند «وعد» و «یسر»؛ اوّلی را «مثال واوی» و دومی را «مثال یائی» گویند. اجوف اجوف، نزد علمای صرف، لفظی را گویند که عین آن حرف علة باشد. ومعتل العین و ذوالثلاثة خوانند، مانند «قول» و «بیع» و «قال» و «باع». پس اگر حرف علة واو بود آن را «اجوف واوی»، و اگر حرف عله یاء بود «اجوف یائی» گویند لفیف کلمه ای که از سه حرف اصلی آن دو حرف علت باشد، خواه مقرون چون «طوی» و خواه مفروق چون «وعی». صحیح است و مثال است و مضاعف لفیف مفروق : سهشنبه 27 خرداد 1393 :: 15:36 :: نويسنده : yadgareomr
ز آبِ خُـرد، مـاهى خُـرد خيزد
|
||
|
|