یادگارِعُمر
درباره وبلاگ


حافظ سخن بگوی که بر صفحۀ جهان ------- این نقش ماند از قلمت یادگارِ عُمر ---------- خوش آمدید --- علی
نويسندگان
دوشنبه 26 خرداد 1393 :: 12:05 :: نويسنده : yadgareomr

افعال ناقصه.
فعلهای ناتمام.
مقابل تام.
و در اصطلاح فن نحو :
افعالی را گویند که برای دلالت بر تقریر و تثبیت فاعل بر صفتی وضع شده اند.
و در اصطلاح فن منطق آنها را کلمات وجودیه نامند.
مانند :
کان.
صار.
لیس
و نظائر آن.
که مقابل افعال تامه مانند
قعد،
ضرب،
قرار دارند
و مقصود از «تقریر» در تعریف جعل و اثبات است و مقصود از «صفت» حدث.
بنابراین مفاد افعال مزبور ادراک ثبوت صفت است برای فاعل در ذهن خواه سلبی باشد خواه ایجابی و بدین صورت فعل «لیس» را هم شامل میشود. بنابراین معنی افعال ثابت بودن فاعل بر صفتی چنانکه برخی توهم کرده اند نیست. و به هرحال تقریر فاعل بر صفتی تمام ماوضع له این افعال نیست، چه افعال مزبور علاوه بر آن معانی دیگری از قبیل زمان و دوام و انتقال نیز افاده کنند. و اینکه امور مزبور در تعریف ذکر نشد بدینجهت است که عمدۀ ماوضع له همان تقریر است، زیرا تقریر همان نسبت میان فاعل و صفت است و معلوم است که طرفین نسبت یعنی فاعل و صفت داخل در معنی، ماوضع له نیستند. بخلاف دیگر افعال یعنی افعال تامه که صفت داخل در ماوضع له است و همین نکته فرق میان مفاد افعال تامه و ناقصه است.
برخی به وجه دیگر افعال ناقصه را تعریف کرده و فرق آنها را با افعال تامه بیان داشته اند به این بیان که :
افعال تامه برای تقریر فاعل یعنی انتساب حدث بذات وضع گردیده، بخلاف افعال ناقصه که برای تقریر فاعل بر صفتی یعنی انتساب ذات به حدث وضع شده است.
باید توجه داشت که این تعریف بر مذهب اهل منطق که افعال مزبور را دالّ بر حدث نمیدانند درست میآید و علماء علم بیان هم از آنها پیروی کرده اند. ولی این عقیده خالی از اشکال نیست.
باری علامه رضی (ره) را عقیده بر آن است که مرفوع به این افعال را اسم آن افعال نامیدن بهتر است از اینکه آن را فاعل آنها نامند. و همچنین منصوب بدانها را مفعول نگویند بلکه خبر آنها نامند.

این افعال از نواسخ مبتدا و خبر بشمارند یعنی مبتدا را مرفوع کنند و آن را اسم افعال ناقصه گویند و خبر را منصوب کنند و آن را خبر افعال ناقصه نامند و آنها عبارتست از :
کان،
ظل،
بات،
اضحی،
اصبح،
امسی،
صار،
لیس،
زال،
برح،
فتی،
انفک.
و این افعال برخی بمعنی برخی دیگر بکار روند و افعال دیگری غیر از آنچه مذکور افتاد بمعنی «صار» یعنی فعل ناقص بکار میروند. مانند :
رجع،
قعد،
عاد
و جز آن.

و به هرحال این افعال را از جهت تصریف اقسامی است بعض آنها ماضی و مضارع و امر و مصدر و صفت را دارند مانند :
کان و صار و غیره
و بعض دیگر تنها ماضی و مضارع دارند مانند :
زال
و قسم دیگر تنها ماضی دارند و مضارع و امر و مصدر و وصف آنها استعمال نشده است مانند :
لیس.
و به هر حال تمام مشتقات این افعال از نواسخ مبتدا و خبرند و اسم را مرفوع و خبر را منصوب میسازند.

یکشنبه 25 خرداد 1393 :: 12:59 :: نويسنده : yadgareomr

بحرالعلوم، سید محمد مهدی بن مرتضی بن محمد بن عبدالکریم حسنی طباطبائی بروجردی الاصل، نجفی المسکن از اعاظم علماء اثناعشریه و از بزرگان فقهای امامیه است. مامقانی در رجال درجت او را بین الوثاقه و العصمة ذکر کرده است.
بسال ١١٥٤ یا ١١٥٥ ه.ق. متولد شد و بسال ١٢١٢ ه.ق. درگذشت.
بر وحید بهبهانی و شیخ یوسف بحرانی و سید حسین قزوینی و شیخ محمد تقی دورقی و آقا محمد باقر هزار جریبی و گروهی دیگر از بزرگان فقها تلمذ کرد.
شیخ محمد علی اعسم و سید جواد صاحب مفتاح الکرمة و سید محمد باقر شفتی بر او تلمذ کردند.
شرح حال وی درروضات الجنات و قصص العلماء و ریحانةالادب و دیگر کتب تراجم علمای شیعه آمده است.
با علو مقامی که در فقه وعلوم دینی داشت و با آنکه گروهی از بزرگان علما بر وی علم آموخته اند مؤلفات فراوانی ندارد.
او راست :
الاثناعشریات در مراثی.
اجماع امر و نهی.
ارجوزه در جمل و عقود.
اصالة البرائة.
تاریخ مکه و مسجدالحرام.

یکشنبه 25 خرداد 1393 :: 12:53 :: نويسنده : yadgareomr

شیخ مفید رحمه الله

شیخ مفید، محمد بن محمد بن نعمان بغدادی معروف به ابن المعلّم (ذیقعدۀ سال ٤١٣ - ٣٣٦ ه.ق. در بغداد).
وی استاد شیخ طوسی و سید مرتضی بوده است و سید مرتضی در میدان اشنان بغداد بر جنازۀ او نماز گزارده.
شیخ مفید فقیه و متکلم امامیۀ اثناعشری است که در زمان خود بیشتر در علم کلام تبرّز داشت و مکتب کلامی شیعه در عصر او به اوج کمال خود رسید و کرسی علم کلام که در آن زمان یکی از بزرگترین مناصب علمی به شمار میآمد به وی تعلق داشت.
ابن الندیم در حق او گوید :
انتهت فی عصرنا ریاسة متکلم الشیعة الیه مقدم فی صناعة الکلام علی مذهب اصحابه دقیق الفطنة ماضی الخاطر شاهدته فرأیته بارعاً.
و از مفاد کلام مترجمان مفید برمیآید که او در مناظره و حاضرجوابی تبرّز خاصّی داشته است.
شیخ مفید که معاصر قاضی عبدالجبار (متوفی ٤١٥ ه.ق.) (رئیس معتزلۀ بغداد) و قاضی ابوبکر باقلانی (رئیس اشاعره) (متوفی ٤٠٣ ه.ق.) بود با آن دو مناظراتی داشته که شرح آن در روضات الجنات آمده است و همین مناظرات باعث شهرت او و تقرب وی نزد عضدالدولۀ دیلمی گردید و گویند لقب «مفید» را علی بن عیسی رمانی معتزلی (متوفی ٣٨٤ ه.ق.) یکی از متکلمان نامی آن زمان - در عهد جوانی مفید در نتیجۀ مباحثه با وی و غلبۀ بر او به وی داد و طی نامه ای به استادِ مفید شیخ ابی عبدالله معروف به جعل برای مفید توصیه نوشت.
یافعی در مقدمۀ رجال گوید :
مفید در کلام و فقه و جدل برجسته بود و با اهل هر عقیده و هر مسلک با عظمت و جلال در دولت آل بویه مناظره میکرد.
از سخن خطیب بغدادی در تاریخ بغداد چنین برمیآید که اهل سنت از تأثیر سخن مفید و استحکام منطق وی در دعوت به مذهب شیعه به تنگ آمده بودند و با درگذشت وی آسوده شدند.
در حدود دویست تألیف به مفید نسبت داده اند و از آن جمله نزدیک به صدوهشتاد رساله و کتاب را شاگرد وی نجاشی در رجال خود نام میبرد. و بیشتر این تألیفات در رد بزرگان علمای مذاهب دیگر از قبیل : جاحظ، ابن عباده، علی بن عیسی رمانی، ابی عبدالله بصری، ابن نباته، جبائی، ابن کلاب، خالدی، نسفی، الکرابیسی، عتبی، حلاج و غیر ایشان است و تعداد زیادتر در پاسخ سؤالات وارده از بلاد دور و نزدیک است و موضوع کتب و رسائل بیشتر مسألۀ امامت و عقائد مخصوص شیعه و همچنین احکام فقهی خاص مذهب شیعه است و برخی از این کتب در ابطال آراء مشایخ وی از طایفۀ شیعه مانند ابن جنید و صدوق و دیگران نسبت به مسائلی از قبیل قیاس و سهو النّبی و جز آن به رشتۀ تحریر درآمده است. و رسالة «المقنعة» که متن فقهی جامع و محکمی است از آثار مفید است که توسط شیخ طوسی شرح گردید و بصورت «التهذیب» درآمد و یکی از کتب اربعۀ حدیث است و قسمتهای اول کتاب درحال حیات مفید نوشته شده است.

یکشنبه 25 خرداد 1393 :: 12:45 :: نويسنده : yadgareomr

ابوجعفر طوسی، محمد بن الحسن بن علی الطوسی، ملقب به شیخ الطائفه. رئیس فقهای شیعه و چنانکه علامۀ حلّی گوید : رئیس الطائفه، جلیل القدر، عظیم المنزله، عین، صدوق، عارف به اخبار و رجال و فقه و اصول و کلام و ادب است و جمیع فضائل بدو بازگردد و او مصنف در همۀ علوم اسلام و پیرایشگر عقاید در اصول و فروع و جامع کمالات در علم و عمل است.
مولد وی به سال ٣٨٥ ه.ق. و از شاگردان شیخ مفید محمد بن محمد بن نعمان است، ابوجعفر در سال ٤٠٨ به عراق شد و در بغداد میزیست و در محرم ٤٦٠ به هفتادوپنج سالگی در نجف اشرف درگذشت.
او در اول طریقۀ وعیدیه داشت و عفو از کبائر را بی توبه روا نمیشمرد سپس از این عقیدت بازگشت و از خوف فتنه ها که در سال ٤٤٨ میان شیعه و اهل سنت به بغداد برخاست و در این فتن خانۀ او به بات کرخ و کتب خانه و منبری که بر آن مجلس میگفت بسوختند، به مشهد امیرالمؤمنین علی علیه السلام هجرت کرد.
و چنانکه صاحب لؤلؤة البحرین گوید وی ابتدا نزد مفید و پس از مرگ او پیش سید مرتضی به تحصیل علوم وقت پرداخت و مشایخ دیگر نیز او را بوده است مانند ابن الغضائری و جز او.
شیخ را در کتب مختلفۀ او مسلکهای مختلف است چنانکه در کتاب نهایه به طریقۀ اخباری صرف و در مبسوط مجتهد بحث مینماید.
او راست :
کتاب تفسیر کبیر موسوم به تبیان در بیست مجلد.
کتاب المبسوط.
کتاب الخلاف.
کتاب النهایه.
کتاب الجمل و العقود.
کتاب التهذیب.
کتاب الاستبصار.
کتاب الفهرست در رجال.
کتاب الایجاز در میراث
و کتاب یوم و لیلة در عبادات یومیه.
کتاب العدة در علم اصول.
کتاب الابواب المرتب علی الطبقات من اصحاب رسول الله الی العلماء الذین لم یدرکوا احداً من الائمة علیهم السلام.
کتاب الاختیار و آن تهذیب معرفة الرجال کشّي است.
کتاب تلخیص الشافی در امامت.
کتاب المفصح در امامت.
کتاب ما لایسع المکلف الاخلال به.
کتاب ما یعلل و ما یعلل.
شرح جمل العلم و العمل و ما یتعلق منه بالاصول.
کتاب فی اصول العقائد کبیر.
هدایة المسترشد و بصیرة المتعبد.
کتاب مصباح المتهجد.
کتاب مختصر المصباح و مناسک الحج مجرد العمل و الادعیه.
کتاب المجالس و الاخبار.
کتاب مقتل الحسین علیه السلام.
کتاب اخبار المختار.
کتاب النقض علی بن شاذان فی مسئلة الغار و مسئلة فی العمل بخبر الواحد و مسئلة فی تحریم الفقاع.
مسائل الرحبیة فی آی القرآن.
المسئلة الرازیه فی الوعید.
المسائل الجیلانیه.
المسائل الدمشقیه.
المسائل الالیاسیه.
المسائل الحائریه.
المسائل الحلبیة.
مسائل فی الفرق بین النبی و الامام.
مسائل ابن براج.
کتاب انس الوحید.
کتاب الغیبه.
کتاب شرح الشرح فی الاصول و این کتاب ناتمام مانده است.
قبر او معروف و مزار است و مسجد و آثار او در نجف اشرف تا امروز برجای است.
رحمة الله علیه.

یکشنبه 25 خرداد 1393 :: 12:35 :: نويسنده : yadgareomr

ابن بابویه، ابوالحسن علی بن حسین بن موسی بن بابویه قمی را از کنیزکی دیلمی سه پسر آمد :
١- ابوجعفر محمد بن علی بن حسین، فرزند مهتر ابوالحسن مذکور، محدث و فقیه شیعی. وفات ٣٨١ ه.ق. او از اساتید بسیار و از جمله پدر خود و محمد بن حسن بن الولید ادب و فقه فراگرفت و مشایخ دیگر وی نزدیک دویست تن بوده اند. صدوق با سلاطین و اعاظم شیعۀ زمان خود آمیزش داشت و سفری برای ملاقات ابوعبدالله نعمت نقیب به بلخ رفت و کتاب من لایحضره الفقیه را به نام او نوشت. وقتی در بغداد تدریس میکرد. در اواخر عمر در ری متوطن بود و در دربار آل بویه محترم میزیست، رکن الدوله و وزیر او صاحب بن عَبّاد او را گرامی میداشتند. ابن بابویه عیون اخبارالرضا را به نام صاحب بن عباد نوشته و در بعض مواضع کتب خود ذکری از مباحثات خویش در مجلس رکن الدوله به میان آورده است. ابن بابویه در ری درگذشت و بدانجا مدفون شد، قبر وی تاکنون باقی و مزار است. کتب او در فهرست نجاشی مذکور و معروفتر از همه :
کتاب من لایحضره الفقیه.
اکمال الدین.
امالی. عیون اخبارالرضا.
معانی الاخبار.
کتاب التوحید.
ثواب الاعمال.
علل الشرایع.
کتاب الخصال.
کتاب الاعتقادات
است که همه به طبع رسیده است.
٢- حسن بن علی، فرزند اوسط ابوالحسن، او زاهد و متعبد بوده است.
٣- ابوعبدالله حسین بن علی بن حسین بن بابویه که او نیز مانند برادر مهتر، فقیه و محدث بود و سیدمرتضی و غضائری از شاگردان اویند، کتبی تألیف کرده که فعلاً در دست نیست. و نسب منتجب الدین صاحب فهرست معروف بدین طریق به وی میپیوندد : منتجب الدین علی بن عبدالله بن الحسن (معروف به حسکا) (ظ : حسنکا) بن حسین.

شنبه 24 خرداد 1393 :: 23:17 :: نويسنده : yadgareomr

صفی علیشاه رحمه الله

حاجی میرزا محمد حسن اصفهانی ملقب به صفی علیشاه از معاریف مشایخ متصوّفۀ طهران و از فضلا و علمای ذی شأن، در سوم شعبان سنۀ هزار و دویست و پنجاه و یک هجری قمری متولد شد و در اوایل امر مدتی در شیراز و کرمان و یزد و هندوستان به سر برد و بالاخره به طهران آمده در آنجا اقامت گزید و بعدها یکی از خواص مریدان وی قطعۀ زمینی به مقدار دو هزار ذرع به وی تقدیم نمود و او در آن خانقاهی وسیع بنا نهاد و قریب هشت سال در آنجا به سر برد و در روز چهارشنبۀ بیست و چهارم ذی القعدۀ سنۀ هزار و سیصد و شانزده هجری قمری وفات یافت و در همان خانقاه مدفون گردید.
وی را تألیفات عدیده است از جمله تفسیری منظوم از بحر رمل مسدّس به وزن مثنوی مولوی (ره) که در طهران به طبع رسیده است.  او در جوانی از مریدان حاجی میرزا زین العابدین ملقب به رحمت علیشاه پدر صاحب طرائق الحقایق بوده است و بعد از وفات حاجی میرزا زین العابدین در جزو ارادت کیشان حاجی آقا محمد شیرازی ملقب به منوّرعلیشاه عمّ رحمت علیشاه مذکور درآمد.
مرحوم یاسمی در کتاب خود به نام «ادبیات معاصر»، ذیل احوال صفی علیشاه نویسد :
حاج میرزا حسن صفی علیشاه اصفهانی در سوم شعبان ١٢٥١ ه.ق. در اصفهان متولد و پس از شصت و پنج سال در ٢٤ ذی القعده ١٣١٦ ه.ق. در تهران درگذشت. مقبرۀ او در خانقاهی است که مریدانش در محلۀ شاه آباد تهران ساخته اند. (خیابان خانقاه منشعب از خیابان صفی علیشاه است و خیابان اخیر از شاهرضا شروع و به میدان بهارستان ختم میشود، این دو به نام صفی و خانقاه او معروفند). جمعی کثیر به او ارادت میورزیدند و او را قطب سلسلۀ نعمت اللّهی میشناختند.
صفی علیشاه مردی دانا و سخن سنج و نیک محضر و خوش صحبت بود و مریدانش از او کرامتها نقل میکنند. طبعی روان و منطقی استوار داشته است.
آثار او زبدة الاسرار و بحرالحقائق و عرفان الحقّ و میزان الفرقة و تفسیر و دیوان غزلیات و قصاید است که همه به طبع رسیده است.
مهمترین اثر او تفسیر قرآن است که به نظم آورده و حاوی اشعار خوب و مهیّج است.
پس از او مرحوم علی خان ظهیرالدوله در این طریقه مقام ارشاد یافت. او را نیز اشعار بسیار هست و چند مثنوی دارد که چاپ شده است.
غزل :

صبا چو در چمن آورد بوی پیرهنش
درید غنچه گریبان ز حسرت بدنش
خیال سرزده آورد در کنار منش
ولی نیافت پی بوسه راه بر دهنش
لطافت تن او ناورم به یاد مباد
که از تصوّر عقل آفتی رسد به تنش
ز آب و رنگ عذارش نسیم صبح مگر
به لاله گفت که خاطر شکفت در چمنش
مرا بس ست تماشای زلف و عارض او
بهل بهشت برین را به سنبل و سمنش
چرا شکفته نباشد ز تاب طرۀ او
دلی که دید به عمری شکنجۀ شکنش
به پیش قامت آن کس که جان سپرده به حشر
قیامت است چو از تن براوفتد کفنش
بزیر جامه ز روح روان لطیف تر ست
نموده ایم به تحقیق امتحان تنش
به چین زلف تو دل بر خطا نرفت ولیک
خطا نموده مماثل به نافۀ ختنش
«صفی» سفر ز دو عالم نمود و خود نگرفت
دلش قرار به جائی کجاست تا وطنش

شنبه 24 خرداد 1393 :: 22:57 :: نويسنده : yadgareomr

ابوجعفر محمد بن یعقوب کلیني رحمه الله
قرن 4 ه.ق.

ابوجعفر محمد بن یعقوب بن اسحاق کلینی رازی معروف به ثِقَةُ الاسلام، شیخ مشایخ شیعه و رئیس محدثین علمای امامیه و اوثق و اعدل و اثبت و اضبط ایشان و مروّج مذهب شیعه در غیبت امام (ع) و ممدوح خاص و عام و مفتی طوایف اسلام و جلالت وی مسلّم فریقین است و عامّه و خاصّه در فتاوی بدو مراجعه میکردند و بدان جهت به ثقة الاسلام شهرت یافته است و او نخستین کسی است که در دورۀ اسلامی بدین لقب اختصاص داشته است.
وی یکی از صاحبان کتب اربعه و صاحب کتاب کافی است که در عقاید حقّۀ اسلامیه و استنباط احکام دینی مرجع اکابر و مورد استفادۀ فُحول فقها و محدثین بزرگ است و به تصدیق شیخ مفید اجل کتب اسلامی و اعظم مصنفات شیعه و حاوی شانزده هزارویکصدونودونه حدیث و به نام اصول و فروع و روضه شامل سه قسمت است.
کلینی اولین محدث امامی است که به جمع و نظم و ترتیب و تبویب اخبار دینی پرداخته و تا آن زمان اصول اربع مائه اصحاب ائمه (ع) متداول بوده است وی ازسعد بن عبدالله اشعری و حمید بن زیاد نینوایی و عبدالله بن جعفر حمیری و علی بن ابراهیم قمی صاحب تفسیر معروف و خال خود علان کلینی که از مشایخ وقت بلکه از وجوه و اعیان ایشان بوده روایت میکند.
شیخ جعفر بن محمد بن قولویه و ابوغالب زراری احمد بن محمد و هارون بن موسی تلعکبری و محمد بن عبدالله بن مطلب شیبانی و بعضی دیگر از اکابر مشایخ محدثین قرن چهارم از کلینی روایت میکنند.
او راست :
١- تعبیر الرؤیا
٢- رد قرامطه
٣- رسائل الائمه
٤- الکافی
٥- کتاب الرجال
٦- ما قیل فی الائمة من العشر.
کلینی از علمای زمان غیبت صغری است و وفات او شصت ونه سال بعد از وفات امام حسن عسکری (ع) در ماه شعبان ٣٢٩ ه.ق. اتفاق افتاده است و قبرش در باب الکوفۀ بغداد نزدیکی جسر مشهور و مزار عموم است.

شنبه 24 خرداد 1393 :: 22:46 :: نويسنده : yadgareomr

حروف مدّ
حروف علة یعنی الف ، واو، یاء را چون حرکت حرف ما قبل آنها از جنس آنها باشد [ به ترتیب : فتحه ، ضمه ، کسره ] حروف مد گویند. مثال هر سه را در کلمه «اوتینا» یافته اند.
اگر حرف مد به صورت اصلی خود [ ا، و، ی ] نوشته شود آن را در تجوید مد حقیقی گویند، مانند : کان علیم قلوب.
اگر حروف مد را در بین حروف کلمه ننویسند و به جای آن علامتی بر بالا یا زیر کلمه نهند آن را مد حکمی گویند. مثلاً به جای «ذالک» بنویسند «ذلک» و همچنین در کلمات «به» [ تلفظ میشود : بهی ] و له، [ تلفظ میشود : لهو ]

حروف لین
حروف لین؛ واو و یاء ساکنۀ ماقبل مفتوح است. هرگاه ماقبل حروف سه گانۀ واو و الف و یاء حرکتش از جنس آنها نباشد حروف لین نامند، مانند لفظ : عَین و حولَین.

شنبه 24 خرداد 1393 :: 14:37 :: نويسنده : yadgareomr

ابن ابی لیلی
دو تن بدین کنیت مذکورند

١- عبدالرحمن ابوعیسی بن یسار از مشاهیر تابعین متولد در سال ١٦ یا ١٧ ه.ق. و در جنگ جمل علم دار لشکر حضرت امیرالمؤمنین علی (ع) بود. در سال وفات او خلاف است (٨١ یا ٨٣)

٢- کنیت محمد بن عبدالرحمن فرزند ابوعیسی، نامبرده فقیهی از اصحاب رأی و قاضی کوفه بود و در بین فقها شهرتی به سزا دارد. سی و سه سال از جانب بنی امیه و پس از آن از سوی بنی عباس در کوفه والی قضا بوده و به زمان منصور در همین شغل درگذشته است. ولادت ٧٤ ه.ق. وفات در کوفه ١٤٨. و کتاب الفرائض از تألیفات اوست. و ابن الندیم گوید او را قرائتی است.

ابن أَبي لَيْلى‏
(74 - 148 ه.ق. 693 - 765 م.)
محمد بن عبد الرحمن
بن أبي ليلى
يسار (و قيل : داود) ابن بلال
الأنصاري
الكوفي :
قاض،
فقيه،
من أصحاب الرأي.
ولي القضاء و الحكم بالكوفة
لبني أمية، ثم لبني العباس.
و استمر 33 سنة.
له أخبار مع الإمام أبي حنيفة و غيره.
مات بالكوفة.

شنبه 24 خرداد 1393 :: 14:26 :: نويسنده : yadgareomr

قَالَ الْكُلَيْنِيُّ (ره)
فِي أَوَّلِ الْكَافِي :

اعْلَمْ يَا أَخِي
أَنَّهُ
لَا يَسَعُ أَحَداً
تَمْيِيزُ شَيْ‏ءٍ
مِمَّا اخْتَلَفَتِ الرِّوَايَةُ فِيهِ عَنِ الْعُلَمَاءِ (ع) بِرَأْيِهِ
إِلَّا عَلَى مَا أَطْلَقَهُ الْعَالِمُ (ع) بِقَوْلِهِ :

اعْرِضُوهُمَا عَلَى كِتَابِ اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ
فَمَا وَافَقَ كِتَابَ اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ
فَخُذُوهُ
وَ مَا خَالَفَ كِتَابَ اللهِ
فَرُدُّوه‏

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران