|
یادگارِعُمر درباره وبلاگ حافظ سخن بگوی که بر صفحۀ جهان ------- این نقش ماند از قلمت یادگارِ عُمر ---------- خوش آمدید --- علی آخرین مطالب
آرشيو وبلاگ
نويسندگان سهشنبه 27 خرداد 1393 :: 15:27 :: نويسنده : yadgareomr
فرهنگ اصطلاحات آثار شيخ اشراق جوهر: «و هر چه او را محلّ نيست از ممكنات، او را جوهر خوانيم و بر آن اختصار و اقتصار كنيم كه گوييم : «... و آنچه قائم است به خود، از چيزهايى كه ممكن الوجود است آن را جوهر نام كرديم، اصطلاح مشّائين چيزى ديگر است ...». «... كلّ شىء له وجود فى خارج الذّهن فامّا ان يكون حالّا فى غيره شايعا فيه بالكلّيّة و نسمّيه «الهيئة»، او ليس حالّا فى غيره على سبيل الشّيوع بالكليّة و نسمّيه جوهرا». در تعريف جوهر، اقوال مختلفى آمده است و اين اختلاف به تعريف عرض هم راه پيدا كرده است؛ ... در مورد جوهر : سهشنبه 27 خرداد 1393 :: 13:47 :: نويسنده : yadgareomr
463 - وَ قَالَ (ع) : الدُّنْيَا خُلِقَتْ لِغَيْرِهَا، وَ لَمْ تُخْلَقْ لِنَفْسِهَا. سهشنبه 27 خرداد 1393 :: 13:09 :: نويسنده : yadgareomr
حاج ملّا هادی سبزواری هادی. (حاجی ملا هادی سبزواری) سبزواری که در شعر «اسرار» تخلص یافت. به سال ١٢١٢ ه.ق. متولد شد. مدت عمرش ٧٨ (حکیم) سال و به سال ١٢٨٩ ه.ق. چشم از جهان فروبست. «غریب» ماده تاریخ تولد اوست. و حاج ملاحسین با اینکه خود کلام و حکمت دیده بود و از طرفی شوق و استعداد نیز در حاجی میدید از منطق و ریاضی به جز اندکی با وی نگفت. در اینجا آتش حکمت در دل حاج ملاهادی زبانه کشید و چون از علوم نقلی و دینی حظی به سزا یافت، ترک اموال و املاک گفت و به اصفهان عزیمت کرد. و نزدیک هشت سال در اصفهان بماند و اغلب اوقات را صرف تحصیل حکمت اشراق کرد. پنج سال در نزد آخوند ملا اسماعیل (اصفهانی) حکمت دید و در اوایل ورود به اصفهان در نزد آقا محمدعلی مشهور به نجفی هر روز یک ساعت فقه میخواند. چون به خراسان بازگشت، پنج سال در مشهد به تدریس حکمت و اندکی فقه و تفسیر پرداخت، زیرا در آن روزگار علما را اقبال به فقه و تفسیر بیشتر بود و از حکمت روگردان بودند. هر حکیم متألَّه و عارف متصوف و مرتاض متشرع که در عصر ما هست انتسابش به اوست. حاج ملا هادی سبزواری بزرگترین حوزۀ بحث و تدریس حکمت اشراق و مشّاء را در سبزوار تأسیس کرد. آوازۀ وی در سراسر ایران و در بعضی از کشورهای اسلامی، مانند عراق، افغانستان و هند پیچید ومشتاقان حکمت اسلامی از هر سو به سبزوار میـشتافتند تا عقائد و آراء حکیمان ایران و یونان و اسلام را از آخرین حکیم اسلامی بشنوند. صنیع الدوله در کتاب «مطلع الشمس» تفصیل زندگانی شخصی حاجی را مستقیماً از زبان پسران حاجی و عیال وی که در وراء پرده نشسته بوده آورده و در ضمن آن چنین گوید : در روز بیست و هشتم ذیحجۀ هزار و دویست و هشتاد و نه، سه ساعت به غروب مانده مرغ روحش از قفس تن به آشیان قدس پرید. ملا محمدکاظم پسر آخوند ملا محمدرضای سبزواری متخلص به «سرّ» که ازشاگردان حاجی بود. در تاریخ فوت آن بزرگوار گوید : اسرار چو از جهان به در شد جسد آن بزرگوار را در بیرون دروازۀ سبزوار که معروف به دروازۀ نیشابور و بر سر راه زُوّار است به خاک سپردند و پس از چندی میرزا یوسف بن میرزا حسن مستوفی الممالک که در این اواخر در دولت علیّه منصب صدارت عظمی یافت تکیه و بقعه ای برای آن مرحوم بنا کرد. طول تکیه صد و ده قدم و عرض آن پنجاه و پنج قدم است ... فلسفۀ اسرار : هزاران آفرین بر جان حافظ از انواع مختلف شعر غزل را پسندیده و بدان پرداخته است. از نظر لفظ و معنی غزلهای وی اغلب تقلیدِ ناسازی از غزلهای خواجه است : ما ز میخانۀ عشقیم گدایانی چند
دمی نه کآرزوی مرگ بر زبانم نیست تألیفات سبزواری به قرار زیر است : سهشنبه 27 خرداد 1393 :: 12:22 :: نويسنده : yadgareomr
جبیره کردن : جبیرة به معنای: دوشنبه 26 خرداد 1393 :: 21:55 :: نويسنده : yadgareomr
أَخباريّ - منسوب به اخبار. - در مقابل اصولی و مجتهد. - در زمان و زبان ابن الندیم یعنی عالم به تاریخ و تراجم. ج، اخباریون، اخباریین. ******* اصولی -عالم متعمّق در اصول علوم یا متمسّک به اصول یا رونده بر مقتضای اصول. - طایفه ای از علمای اسلام که در امور شرعیه به «علم اصول» عمل میکنند. - در برابر فروعی. - نسبت به اصول، و گویند این لفظ بر علم کلام اطلاق شود و اصولی کسی است که این نوع دانش را بداند. دوشنبه 26 خرداد 1393 :: 21:42 :: نويسنده : yadgareomr
إمامیّه نام عموم فرقه هایی که به نصّ جلیّ «عليّ بن أبي طالب (ع)» را جانشین پیغمبر اسلام (ص) دانند و معتقدند که امامت در فرزندان علی (ع) باقی است و دنیا هیچگاه از امام خالی نیست و منتظرند که یکی از علویان در آخر الزمان ظهور و خروج کند و دنیا را پر از عدل و داد و قسط کند. در مقابل اینان «اهل سنت و جماعت» پس از پیغمبر (ص) امر خلافت را به شورای مسلمانان و تصویب آنان منوط میدانند، و شرح این اجمال آن است که چون بعد از رحلت پیغمبر اسلام (ص) خبر انتخاب ابوبکر به خلافت منتشر شد عده ای با این امر از در مخالفت درآمدند زیرا علی بن ابی طالب (ع) را بیشتر شایستۀ این مقام میدانستند از جملۀ این معترضان نخست علی بن ابی طالب (ع) و جماعتی از صحابه مانند عَمّار بن یاسر و اباذر غفاری و سلمان فارسی و جابر بن عبدالله و عباس بن عبدالمطّلب و جز آن بودند و بدینسان بلافاصله پس از رحلت پیغمبر اسلام (ص) دستۀ کوچکی از سایر مسلمانان جدا شدند و هستۀ ایجاد یک فرقۀ بزرگ از مسلمانان گردیدند. این فرقه در مفهوم وسیع خود «شیعه» و در مفهوم محدودتری «امامیّه» نامیده میشود. ظهور این فرقه با همین اعتراض ساده شروع شد ولی به تدریج در تعلیمات این فرقه توسعه حاصل گشت و آنگاه این اعتقاد به وجود آمد که امر امامت در صلاحیت عامه نیست یعنی عامه حق تعیین امام و جانشین ندارند بلکه این موضوع مانند نبوّت امر الهی و رکن دین است و به همین سبب هم پیغمبر (ص) نسبت به آن غفلت نمیورزید و حتی باید گفت تعیین امام از باب حفظ مصالح امت بر او واجب بود و او هرگز چنین امرخطیری را به امت تفویض نمیکرد. کسی که پیغمبر (ص) میبایست به جانشینی خود برمیگزید لازم بود که معصوم از گناهان صغیره و کبیره و از خاندان رسالت باشد و چنین کسی علی بن ابی طالب (ع) است. امامیه در اثبات این مطالب نصوصی دارند که اغلب اهل سنت آنها را نمیپذیرند. امامیه میگویند علی وصی پیغمبر و امام به تعیین و نصّ است و این امر یعنی تعیین و نصّ شرط اصلی امامت میباشد چنانکه سایر ائمه نیز هریک جانشین خود را به صراحت تعیین کردند. جانشینان علی (ع) یعنی باقی ائمه نیز معصوم هستند و خطا بر آنان جایز نیست. عقیدۀ امامیه در باب امامت اگرچه پس از علی بن ابی طالب (ع) و فرزندش امام حسن (ع) هیچگاه صورت خارجی نیافت و هیچکس از ائمه به خلافت نرسیدند و همه یا بدست مخالفان کشته شدند و یا در حبس و قید ستمکارانۀ خلفای عهد مُردند، لیکن به مناسبت استواری مبانی اخلاقی و اتّکاء آنان بر مظلومیت خاندان پیغمبر و تذکر سرگذشتهای جانگداز هریک که به ظلم و ستم کشته شده و یا مورد شکنجه و عذاب فرمانروایان روزگار خویش قرار گرفته بودند گروه بسیاری و به ویژه ایرانیان به تشیّع گرویدند و دلایل آنان مُحکم و برای مردم باانصاف و حقیقت بین انکارناپذیر بود. فرقۀ امامیه در ابتداء یعنی پیش از ظهور علم کلام مانند سایر فرقه های اسلامیِ آن زمان در اصول و فروع به کلام الله و سنّت نبوی استناد میکردند و در این مورد فرق ایشان با سایر فرقه های اسلامی در این بود که امامیه در تفسیر و تأویل آیات قرآنی وسنتهای پیغمبر همیشه به امامان خود مراجعه میکردند و بیانات ائمه که حکم دستور دینی داشت مشکلات آیات و سنن را حل میکرد. فرقه ای از امامیه که به اثناعشری مشهورند پس از علی بن ابی طالب (ع) فرزندان او حسن بن علی، حسین بن علی، علی بن حسین، محمد بن علی، جعفر بن محمد، موسی بن جعفر، علی بن موسی، محمد بن علی، علی بن محمد، حسن بن علی و سرانجام محمد بن حسن (ع) را یکی پس از دیگری امام میدانند. فرقۀ دیگری پس از جعفربن محمد (امام جعفر صادق) به جای موسی بن جعفر فرزند دیگر امام جعفر صادق، اسماعیل را که در زمان حیات پدرش درگذشت امام میدانند و جمعی از اسماعیلیه او را زنده و قائم منتظر میدانند و میگویند خبر فوت او از جانب امام جعفر صادق بنا به مصلحتی بوده است. همچنین امامیۀ اثناعشری امام دوازدهم یعنی محمد بن حسن عسکری را زنده و قایم منتظر میدانند و معتقدند که یکی از نشانه های ظهور وی آن است که جهان را جور و ستم فرا خواهد گرفت و او ظاهر خواهد شد و دنیا را پر از عدل و قسط خواهد کرد. فرقه های امامیه را تا قرن چهارم (زمان مسعودی صاحب مروج الذهب) سی و سه فرقه تعداد کرده بوده اند و فرقه های شیعه را در همان روزگار هفتاد و سه فرقه نوشته اند. درالفرق بین الفرق امامیه پانزده فرقه قلمداد شده است به این ترتیب : شهرستانی ناورسیه، افطعیه، شمیطیه، موسویه، اسماعیلیه و اثناعشریه را در ذیل عنوان باقریه و جعفریه آورده است. دوشنبه 26 خرداد 1393 :: 19:36 :: نويسنده : yadgareomr
جزائری از جمله کسانی که به ذکر شرح احوال مترجم پرداخته اند یکی نواده اش سیدعبدالله بن سیدنورالدین جزائری و دیگری شیخ حُرّ عامِلی و همچنین محدّث نیشابوری است. ******* جزائری ******* جزائری دوشنبه 26 خرداد 1393 :: 19:14 :: نويسنده : yadgareomr
ادیب فراهانی (ره) محمد صادق متخلص به امیری ملقب به ادیب الممالک فرزند حاجی میرزا حسین نوۀ میرزا معصوم محیط برادر میرزا ابوالقاسم قائم مقام وزیر مشهور محمدشاه است. دوشنبه 26 خرداد 1393 :: 19:06 :: نويسنده : yadgareomr
جوهر (اصطلاح منطق و فلسفه) هیولی، صورت، جسم، نفس و عقل زیرا جوهر یا مجرد است یا غیرمجرد، قسمت نخست یا متعلق به بدن است به علاقۀ تدبیر و تصرف، یا متعلق نیست. اولی عقل و دومی نفس است. و قسم دوم از شق اول و آن جوهری که مجرد نباشد یا مرکب است یا نیست اولی جسم است و دومی یا حال است یا محل است اولی صورت است و دومی هیولی است و این حقیقت جوهری در اصطلاح اهل الله نفس رحمانی و هیولای کلی نامیده میشود. جوهر منقسم میشود به بسیط روحانی، چون عقول و نفوس مجرد و به بسیط جسمانی چون عناصر و به مرکب در عقل نه در خارج چون ماهیات جوهری مرکب از جنس و فصل و به مرکب در عقل و در خارج چون مولدات سه گانه. در اساس الاقتباس آمده : ماده، صورت، جسم، نفس و عقل و این هر پنج، یا جزوی باشند یعنی اشخاص، و آن را جواهر اولی خوانند، یا کلی باشند، یعنی انواع و اجناس و آن را جواهر ثانیه و ثالثه خوانند. این است انواع جواهر به قسمت اولی. دوشنبه 26 خرداد 1393 :: 17:16 :: نويسنده : yadgareomr
466 - وَ قَالَ (ع) : الْعَيْنُ وِكَاءُ السَّتَهِ [ِالسَّهِ]. عین : ******* قال الرضي (ره) : ******* |
||
|
|