یادگارِعُمر
درباره وبلاگ


حافظ سخن بگوی که بر صفحۀ جهان ------- این نقش ماند از قلمت یادگارِ عُمر ---------- خوش آمدید --- علی
نويسندگان
شنبه 02 مرداد 1395 :: 19:23 :: نويسنده : yadgareomr

حروف المعاني ثلاثة أقسام:

قسم يختصّ بالأسماء
و قسم بالأفعال
و قسم مشترك بين الفريقين‏.

الحروف المشتركة ستة أقسام:

أحرف العطف تسعة:
«الواو و
الفاء و
ثمّ و
حتّى و
أو و
أم و
لا و
بل و
لكن»

حرفا الاستفهام:
«هل و الهمزة»

حرفا التفسير:
«أي و أن»

حرفا الاستنتاج:
«ألا و أما»

أحرف النفي سبعة:
«ما و
لا و
لات و
إن و
لم و لمّا
(لم و لما تختصّان بالفعل المضارع.
و لات و إن بالاسم.
و ما و لا مشتركتان بين الاسم و الفعل‏) و
لن»

أحرف الجواب ستّة:
«نعم و
بلى و
إي و
أجل و
جير و
جلل»

شنبه 02 مرداد 1395 :: 19:17 :: نويسنده : yadgareomr

حروف المعاني ثلاثة أقسام:

قسم يختصّ بالأسماء
و قسم بالأفعال
و قسم مشترك بين الفريقين‏.

الحروف المختصّة بالفعل ثمانية أقسام:

أحرف النصب أربعة:
«أن و إذن و لن و كي و (لكي)»

أحرف المصدر خمسة:
«أن و أن‏
(أنّ من حروف المصدر لكنّها تدخل على الاسم‏) و كي و ما و لو»

أحرف الجزم خمسة:
«إن و لم و لمّا و لام الأمر و لا النّاهية»

حرفا الشرط:
«إن و لو»

أحرف التحضيض خمسة:
«ألا و أما و هلّا و لولا و لوما (لو لا و لو ما يكونان ايضا للدلالة على امتناع شي‏ء لوجود غيره‏)»

حرفا الاستقبال:
«السين و سوف‏ (و يقال للاوّل حرف تنفيس و الثاني حرف تسويف‏)»

حرف التوقّع:
«قد (يدخل على الماضي فيفيد التحقيق و التقريب. و على المضارع فيفيد التقليل‏)»

حرف الردع:
«كلّا»

شنبه 02 مرداد 1395 :: 15:56 :: نويسنده : yadgareomr

حروف المعاني ثلاثة أقسام:

قسم يختصّ بالأسماء
و قسم بالأفعال
و قسم مشترك بين الفريقين‏.

الحروف المختصّة بالأسماء ثمانية أقسام:
حروف الجرّ تسعة عشر حرفا:
«من
و إلى و
عن و
على و
في و
ربّ و
الكاف و
اللام و
الباء و
التّاء و
الواو و
حتّى و
مذ و
منذ و
خلا و
عدا و
حاشا و
لو لا
و كي»

أحرف القسم ثلاثة:
«الباء و التّاء و الواو»

أحرف الاستثناء أربعة:
«إلّا و خلا و عدا و حاشا»

أحرف النداء سبعة:
«الهمزة و
يا و
آ و
أي و
أيا و
هيا و
وا»

الأحرف المشبهة بالفعل ستّة:
«إنّ و
أنّ و
كأنّ و
لكنّ و
ليت و
لعلّ»

حرفا المفاجأة:
«إذا و إذ»

حرفا التفصيل:
«أمّا و إمّا»

أحرف التنبيه:
«ها و أما و ألا»

(
ألا و أما تدخلان على الجملة فقط).

 

 

شنبه 02 مرداد 1395 :: 15:46 :: نويسنده : yadgareomr

مبانی.
[ م َ ]
(ع اِ)
جاهای بنا و این جمع مَبنی
[ م َ نا ] بمعنی جای است.
عمارتها و بناها و بنیانها و بنیادها و اساسها.
مبناها.
شالوده ها.

- حروف مبانی;
حروفی که معنی ندارد چون «را»، «جیم»، «لام» در کلمۀ «رجل» که هر یک به تنهائی معنی ندهد. (از یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
-
مبانی خیرات;
بناهای خیر مانند کاروانسرا و بیمارستان و آب انبار و جز آن.
-
مبانی نهادن;
بنا کردن.

|| مضامین.

|| کنایه از اعضاء و اندام باشد.

شنبه 02 مرداد 1395 :: 15:41 :: نويسنده : yadgareomr

- حروف معانی;
حروفی است که معنی دارد چون مَن و علی [ ع َ لا ].(یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
مقابل حروف مبانی.
رجوع به ترکیب «حروف مبانی» ذیل مبانی شود.

- حروف مبانی;
حروفی که معنی ندارد چون «را»، «جیم»، «لام» در کلمۀ «رجل» که هر یک به تنهائی معنی ندهد. (از یادداشت به خط مرحوم دهخدا).

شنبه 02 مرداد 1395 :: 15:13 :: نويسنده : yadgareomr

کادِح.
[ دِ ]
(ع ص)
کارکننده و کوشش کننده. (منتهی الأرب)
.

یا أیّها الإنسان إنّک کادحٌ إلی ربّک کدحاً فملاقیه.

شنبه 02 مرداد 1395 :: 15:10 :: نويسنده : yadgareomr

ﺭﻭﻱ ﻋﻦ ﺍﻟﺈﻣﺎﻡ ﺍﻟﺼﺎﺩﻕ (ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴﻠﺎﻡ) ﻗﺎﻝ:
ﺍﻟﺨﺸﻴﺔ ﻣﻴﺰﺍﻥ ﺍﻟﻌﻠﻢ

ﺍﻟﻌﻠﻢ ﺷﻌﺎﻉ ﺍﻟﻤﻌﺮﻓﺔ ﻭ ﻗﻠﺐ ﺍﻟﺈﻳﻤﺎﻥ

ﻣﻦ ﺣﺮﻡ ﺍﻟﺨﺸﻴﺔ ﻟﺎ ﻳﻜﻮﻥ ﻋﺎﻟﻤﺎً
ﻭ ﺇﻥ ﻳﺸﻖ ﺍﻟﺸَﻌْﺮ ﻟﻤﺘﺸﺎﺑﻬﺎﺕ ﺍﻟﻌﻠﻢ.

جمعه 01 مرداد 1395 :: 16:08 :: نويسنده : yadgareomr

سیر و سلوک.
[ س َ / س ِ رُ س ُ ]
(ترکیب عطفی، اِمرکب)
در لغت به معنی طی طریق و راه پیمودن و ریاضت کشیدن.

|| (اصطلاح تصوف)
آداب و رسوم و کیفیت مقامات و احوال و چگونگی در طریقت است و ترقی زندگی روحی را به سفر و سیر تشیبه کرده اند. و از همۀ تشبیهات این تشبیه جامعتر است. صوفی که در طلب خدا پا به راه میگذارد خود را «سالک»، «راهرو» و «مرد راه» مینامد. سالک در طی طریق از همان لحظه ای که به راه میافتد و در پی تکمیل خود برمیآید، در راه وصول بمنظور و مقصود خویش از منازل و مراحل گوناگونی میگذرد ومانند مسافرین جهان پیما هر دم با منظرۀ مخصوصی مواجه میشود و در هر قدمی مثلی مییابد به نشیبها و فرازها برمیخورد. (از تاریخ عصر حافظ).

طی کردن مراحل جهت تهذیب و تصفیۀ نفس; این طی مراحل را سیر و سلوک میخوانند، و سالک را اهل سلوک و نیز اهل طریقت هم مینامند. البته طی مراحل طریقت در هر نوع سیر و سلوک مستلزم شناخت چهار امر است:
١- راه و شناخت آن.
٢- رونده و شناخت آن.
٣- مقصد و شناخت آن.
٤- راهنما و شناخت آن.
بدینگونه سالک که رونده است، غیر از راه و مقصد، باید هم خود را بشناسد و هم راهنمای خود را، و به اعتقاد صوفیه بی حصول این شرط البته سلوک تمام نیست و یا فایده ای از آن حاصل نمیشود. نزد محققان صوفیه سلوک عبارت است از سیر در مراتب وجود به قصد وصول به کمال که در واقع عبارت است از نیل به حقیقت. از این رو سالک هرچند در منتهای سیر الی الله [ = سیر به سوی خدا ] به حق میرسد، اما سیر او با وصول به حق تمام نیست ... (از دائرة المعارف فارسی).

تا بگویم که چه کشفم شد از این سیر و سلوک
به در صومعه با بربط و پیمانه روم

حافظ

جمعه 01 مرداد 1395 :: 01:10 :: نويسنده : yadgareomr

اسد.
(
Le Lion)
برج پنجم از بروج فلک.
خانۀ آفتاب.
بیت آفتاب.
نام صورت پنجم از صور بروج فلکیه است میان سرطان و سنبله و آن را برمثال شیری توهُّم کرده اند و کواکب آن بیست وهفت است و خارج از صورت هشت کوکب، واز کواکب او «قلب الاسد» و «طرفه» است و هر دو از قدر اوّلند.
و عرب آن را لیث نامند.
و بعضی اسد را مرکب از هشتادوپنج ستاره دانسته و گفته اند ستارۀ قلب الاسد و مجموعۀ جبهه و ستارۀ زبره و ذنب الاسد در این صورت باشد.
شیر فلک.
شیر سپهر.
ماه امرداد فارسی (مرداد) مطابق تموز سریانی و آن سی ویک روزاست.
«لا» اول آن مطابق است تقریباً با پنجم امردادماه جلالی و بیست وسیم ژویۀ فرنگی (یولیوس رومی).
در علم احکام نجوم اسد دلالت دارد از خویها و روشها بر:
ملک طبع، باهیبت، خشم آلود، سخت دل و لجوج و جافی، مکرگر، دلیر، معجب بر خویشتن، فرامشت گر با بسیار خطا و اندوهها. (التفهیم).
و از صورتها و چهره ها بر:
تمام بالا و دراز، فراخ بر، پهن روی، سطبرانگشت، باریک دو ران، بلندبینی، فراخ دهان، دندانش یک از یک دور، نیمۀ برسوش بزرگتر، خوبروی، گربه چشم، میگون موی، شکم آور. (التفهیم).
و از علتها و بیماریها:
اولش قوتست با فزونی و معتدل اندر لاغری و فربهی و به آخرش ضعف است و نقصان، و بیمارناک خاصه از اندرون معده و سستی او و درد چشم و موی از سر شدن و اولش گند دهان. (التفهیم).
و از گروهان مردم و پیشه وران بر:
سواران و ضرّابان و صیّادان با شکره ها. (التفهیم).
و از جایگاهها بر:
کوهها و قلعه ها و بناهای بلند و کوشکهای ملوک و بیابانها و سنگ ریزه ها و زمینهای شیرناک. (التفهیم).
و از شهرها و ناحیت ها بر:
ترک تا بیأجوج و مأجوج و سپری شدن آبادانی آنجا. و عسقلان و بیت المقدس و نصیبین و مداین و ملطیه و میسان و مکران و دیلم و ابرشهر و طوس و سغد و ترمد. (التفهیم).
و از گوهرها و کالۀ خانه ها بر:
زره ها و جوشن ها و جامهای ریختۀ مرتفع و آنچ بآتش کنند، و زر و سیم و یاقوت و زبرجد. (التفهیم).
و ازجانوران گوناگون بر:
اسپان صعب و شیران آموخته و هرچ چنگال دارد و ماران سیاه. (التفهیم).
و از درخت و گیاه بر:
کشت های پراکنده و نشاندنیها. (التفهیم).

پنج‌شنبه 31 تیر 1395 :: 12:32 :: نويسنده : yadgareomr

قُطبُ العُلُوم.
جنید بغدادی رحمة الله علیه.
رجوع به جنید بغدادی رحمة الله علیه شود.

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران