|
یادگارِعُمر درباره وبلاگ حافظ سخن بگوی که بر صفحۀ جهان ------- این نقش ماند از قلمت یادگارِ عُمر ---------- خوش آمدید --- علی آخرین مطالب
آرشيو وبلاگ
نويسندگان سهشنبه 20 مرداد 1394 :: 23:11 :: نويسنده : yadgareomr
مَستانِ شَبانه را بِشارَت جانم به فِدای آن سلیمان از دیوان شمس سهشنبه 20 مرداد 1394 :: 22:14 :: نويسنده : yadgareomr
تکذیب. || به دروغ داشتن. || بازایستادن. || رفتن شیر ناقه. || برگردانیدن از کسی. || یک دو تک رفتن وحشی و ایستادن تا ببیند آنچه پس اوست. || گشنی کردن ناقه و دم برداشتن آن. || بددلی کردن. || درنگی کردن.
تکذیب کردن. نسبت دروغگویی بکسی دادن و انکار کردن. سهشنبه 20 مرداد 1394 :: 22:10 :: نويسنده : yadgareomr
خاشِعَةً أَبْصارُهُمْ تَرْهَقُهُمْ ذِلَّةٌ وَ قَدْ كانُوا يُدْعَوْنَ إِلَى السُّجُودِ وَ هُمْ سالِمُونَ (43) القلم ******************** إِنَّ الَّذينَ اتَّخَذُوا الْعِجْلَ سَـــيَنالُـــهُمْ غَضَبٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَ ذِلَّةٌ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ كَذلِكَ نَجْزِي الْمُفْتَرينَ (152) الأعراف ******************** لِلَّذينَ أَحْسَنُوا الْحُسْنى وَ زِيادَةٌ وَ لا يَرْهَقُ وُجُوهَهُمْ قَتَرٌ وَ لا ذِلَّةٌ أُولئِكَ أَصْحابُ الْجَنَّةِ هُمْ فيها خالِدُونَ (26) وَ الَّذينَ كَسَبُوا السَّيِّئاتِ جَزاءُ سَيِّئَةٍ بِمِثْلِها وَ تَرْهَقُهُمْ ذِلَّةٌ ما لَهُمْ مِنَ اللهِ مِنْ عاصِمٍ كَأَنَّما أُغْشِيَتْ وُجُوهُهُمْ قِطَعاً مِنَ اللَّيْلِ مُظْلِماً أُولئِكَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فيها خالِدُونَ (27) یونس علیه السّلام ******************** خاشِعَةً أَبْصارُهُمْ تَرْهَقُهُمْ ذِلَّةٌ ذلِكَ الْيَوْمُ الَّذي كانُوا يُوعَدُونَ (44) المعارج ******************** كلمۀ " ذلّت " مصدرى است كه براى نوع ساخته شده و كلمه" ذُلّ " به ضمّه بطورى كه راغب گفته، به معناى ذلّتى است كه از قهر و غلبه ناشى شود، و با كسرۀ ذال، به معناى ذلّتى است كه از ناحيۀ تعصّب و تكبّر ناشى گردد. و معناى عمومى آن (كه هم در ذُلّ - به ضمّه - هست و هم در ذِلّ - به كسره - و هم در بناى نوع - و هم در ساير مشتقّات) عبارت است از انكسار و رام شدن در برابر خصم، و در مقابل آن مادۀ " عزّ " است، كه به معناى رام نشدن و نپذيرفتن تأثير طرف مقابل است. سهشنبه 20 مرداد 1394 :: 21:55 :: نويسنده : yadgareomr
(الفرق) بين الإذلال و الإهانة أن اذلال الرجل للرجل هنا أن يجعله منقادا على الكره أو في حكم المنقاد، و الاهانة أن يجعله صغير الأمر لا يبالي به و الشاهد قولك استهان به أي لم يبال به و لم يلتفت اليه، و الاذلال لا يكون الا من الأعلى للأدنى، و الاستهانة تكون من النظير للنظير و نقيض الاذلال الاعزاز و نقيض الاهانة الاكرام ... سهشنبه 20 مرداد 1394 :: 21:49 :: نويسنده : yadgareomr
وحدت وجود. موجودات را همه یک وجود حق سبحانه و تعالی دانستن و وجود ماسوی را محض اعتبارات شمردن چنانچه موج و حباب و گرداب و قطره و ژاله همه را یک آب پنداشتن. یکی از مسائل مهم فلسفی مسألۀ وحدت وجود است. این اصل اساس فلسفی و هم عرفانی دارد. فرض آنکه جهان وجود از جمادات و نباتات و حیوانات و معادن و مفارقات و فلکیات همه یک وجودند که در مرتبت فوق و اقوی و اشد وجود خدا قرار دارد و بقیۀ موجودات برحسب مراتب قرب و بعد به مبدأ اول که طرف اقوی است متفاوت اند بعضی شدید و بعضی ضعیفند وجود را دو طرف است یک طرف آن واجب الوجود و طرف دیگر آن هیولی و یا هر موجود ضعیفی که ضعیف تر از آن نباشد. مسألۀ وحدت وجود از نظر طبیعیان نیز بطرز دیگری بیان شده است. آنان نیز موجودات عالم را کلاً مرتبط به یکدیگر میدانسته و اجزاء ترکیب کنندۀ آنها را ماده میدانستند و بدین ترتیب یک جهان طبیعت است و طبیعت و مادۀ اشیاء نیز یکی است. بدیهی است که وحدت وجود الهیان با وحدت وجود طبیعیان متفاوت است. معتقدان به خدای عالم نیز در بیان این معنی هر یک راهی انتخاب کرده اند بعضی خدای آفریننده را خارج از وجود عالم میدانند. و بعضی جزء وجود عالم میدانند نهایت در مرتبت اشد و اقوی و میدانیم که از قدمای فلاسفه اکسینوفانس و پارمینا و رواقیان و فلوطینی وحدت وجودی بودند. عده ای مانند قیصری و صدرالدین نظر به اشکالات و لوازمی که مترتب بر وحدت وجود است قائل به وحدت وجود و کثرت موجود شده اند بدین طریق که گویند درست است که وجود واحد است و ذومراتب و همه رشح فیض حق و وجود واجب اند و یک وجود است که سرتاسر عالم را فراگرفته و وجود دریای بیکران است و موجودات همه امواج اویند و امواج عین دریا و در عین حال خود موجودند ولو موجود به وجود تبعی پس وجود واحد و موجود متکثر است. سهشنبه 20 مرداد 1394 :: 21:40 :: نويسنده : yadgareomr
سجد و سَجَدَ الرّجل سُجوداً، و أصل السّجود إدامة النّظر في إطراق إلى الأرض، و كذلك أسجدَ، إذا أدام النّظرَ أيضاً. سهشنبه 20 مرداد 1394 :: 21:03 :: نويسنده : yadgareomr
وَ عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ رِفَاعَةَ عَنْ رَجُلٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ ع قَالَ دَخَلْتُ عَلَى أَبِي الْعَبَّاسِ بِالْحِيرَةِ فَقَالَ يَا أَبَا عَبْدِ اللهِ مَا تَقُولُ فِي الصِّيَامِ الْيَوْمَ ؟ فَقُلْتُ ذَاكَ إِلَى الْإِمَامِ إِنْ صُمْتَ صُمْنَا وَ إِنْ أَفْطَرْتَ أَفْطَرْنَا فَقَالَ يَا غُلَامُ عَلَيَّ بِالْمَائِدَةِ فَأَكَلْتُ مَعَهُ وَ أَنَا أَعْلَمُ وَ اللهِ أَنَّهُ يَوْمٌ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ فَكَانَ إِفْطَارِي يَوْماً وَ قَضَاؤُهُ أَيْسَرَ عَلَيَّ مِنْ أَنْ يُضْرَبَ عُنُقِي وَ لَا يُعْبَدَ الله. سهشنبه 20 مرداد 1394 :: 20:46 :: نويسنده : yadgareomr
(الفرق) بين الاستغفار و التوبة أن الاستغفار طلب المغفرة بالدعاء و التوبة أو غيرهما من الطاعة، و التوبة الندم على الخطيئة مع العزم على ترك المعاودة فلا يجوز الاستغفار مع الاصرار لأنه مسلبة لله ما ليس من حكمه و مشيئته ما لا تفعله مما قد نصب الدليل فيه و هو تحكم عليه كما يتحكم المتأمر المتعظم على غيره بأن يأمره بفعل ما أخبر أنه لا يفعله. سهشنبه 20 مرداد 1394 :: 20:24 :: نويسنده : yadgareomr
ابن أَبي دُوَاد (160 - 240 ه.ق. 777 - 854 م.) أحمد بن أبي دواد أحد القضاة المشهورين من المعتزلة، سهشنبه 20 مرداد 1394 :: 20:12 :: نويسنده : yadgareomr
ابودلف. قاسم بن عیسی بن ادریس بن معقل بن عمیر بن شیخ بن معاویة بن خزاعی بن عبدالعزی بن دُلف عجلی. انما الدنیا ابودلف و دیگر از شعراء مادح او ابوتمام طائی است ونیز بکر بن نطاح که گوید: یا طالباً للکیمیاء و علمه و گویند ابودلف او را بدین دو بیت ده هزار درم صله داد و این امیر را با آنکه خدمت خلفا داشت کتب بسیار است از جمله: ******************* افشین. بیشتر فرهنگها ذیل این کلمه آورده اند: نام شخصی بود کریم و صاحب همت و مکرم و بزرگ و باسخا مانند حاتم و معن و از اصل و نسب و مقام و منصب او چیزی نیاورده اند بجز صاحب انجمن آرا که مؤلف آنندراج نیز از او پیروی کرده است، چنین آورده: نام مردی بود اصلش از عجم و در نزد خلیفۀ بغداد ملازمت یافته و معتصم او را سردار کرده، بجنگ بابک خرم دین فرستاد بابک را مغلوب و منکوب کرده، آخرالامر در نزد خلیفه متهم بطغیان گردیده و کشته گشت. یکی چون معتصم دایم زرافشان ست در مجلس ای بر بهنرمندان از صاحب و از صابی هرکه جود و کرم او بعیان دیده بود گه سخاوت معن است و حاتم و افشین و برای نمونه های شعر عربی که ذکر افشین در آن آمده رجوع به البیان والتبیین و فهرست آن و عِقدالفرید و فهرست آن شود. افشین اشروسنی. همان افشین سردار معروف معتصم است. افشین غلام. همان افشین معروف که در نزهة القلوب با وصف غلام معتصم آمده است. |
||
|
|