|
یادگارِعُمر درباره وبلاگ حافظ سخن بگوی که بر صفحۀ جهان ------- این نقش ماند از قلمت یادگارِ عُمر ---------- خوش آمدید --- علی آخرین مطالب
آرشيو وبلاگ
نويسندگان جمعه 23 مرداد 1394 :: 10:16 :: نويسنده : yadgareomr
ثیاب. (ع اِ) || تَعلّق بثیاب الله; || فلان طاهر الثّیاب; || اعمال،
|| ثیاب قبطیّه;
جمعه 23 مرداد 1394 :: 10:11 :: نويسنده : yadgareomr
مطلب دوم در احكام ركعت سوم مغرب و سوم و چهارم از ظهر و عصر و عشاء سُبْحٰانَ اللهِ وَ الْحَمْدُ للهِ وَ لٰا إِلٰهَ إِلَّا اللهُ وَ اللهُ أَكْبَرُ است و اقوى كفايت يك مرتبه گفتن آن است و لكن احوط سه مرتبه است. و بهتر آن است كه بعد از آن استغفار نيز بگويد و لو بگويد: اللّٰهُمَّ اغْفِرْ لِي و كسى كه عاجز است از گفتن تسبيحات و لكن حمد را مىتواند، متعيّن است بر او خواندن حمد و اگر از آن نيز عاجز است هر مقدارى از تسبيحات مىتواند بگويد. و اگر هيچ چيز از آن نتواند كفايت مىكند ذكر خدا هر چه باشد. جمعه 23 مرداد 1394 :: 10:00 :: نويسنده : yadgareomr
فصل ششم در سجود است «مطلب اول» اول سجود نماز و از اين قسم است قضاء سجدهى فراموش شده. اما سجود نماز پس در هر ركعتى از فريضه و نافله دو سجده واجب است و دو سجده، با هم از اركان نماز است كه ترك هر دو با هم مبطل نماز است و هم چنين به زيادتى دو سجده، فريضه باطل مىشود؛ چه نقصان و زيادتى از روى عمد باشد يا سهو يا جهل چنانچه باطل مىشود به نقصان يا زيادى يك سجده عمداً به خلاف نقصان و زيادى يك سجده سهواً كه موجب بطلان نيست بنا بر اقوى. و واجبات سجده چند امر است: اول دوم سوم چهارم پنجم ششم هفتم هشتم نهم دهم جمعه 23 مرداد 1394 :: 09:50 :: نويسنده : yadgareomr
حُذَيْفَة بن اليمَان (000 - 36 ه.ق. 000 - 656 م.) حذيفة بن حسل بن جابر جمعه 23 مرداد 1394 :: 09:43 :: نويسنده : yadgareomr
حذیفة. [ ح ُ ذَ ف َ ] ابن الیمان حسل بن جابر العبسی القناطیری، مکنی به ابی عبدالله. صحابی است. بعضی نام پدر او را حسل و برخی حسیل بن جابر بن عمرو گفته اند. و گروهی گویند لقب جد او جروة بن الحرث است. و چون به قناطر که موضعی نزدیک کوفه است منزل کرد او را قناطیری نیز میخوانند. او با پدر خویش به مدینه شد و رسول اکرم او را مخیّر فرمود تا در زمرۀ مهاجرین یا عداد انصار درآید و او انصاری بودن را اختیار کرد. و کاتب حرص نخیلات بود. گفت زآن فصلی حذیفه با حسن وفات وی چهل روز پس از قتل عثمان بود. و مدفن وی به مداین در پای ایوان است. در سال ١٩٣٣ م. چون قبری که بنام حذیفه است و مزار مردم میباشد در کنار دجله مورد تعرض امواج آب قرار گرفته آن قبر را بداخل خشکی نزدیک قبرستان منتقل کرده وساختمانی برای آن ساختند. جمعه 23 مرداد 1394 :: 09:36 :: نويسنده : yadgareomr
فصل پنجم در ركوع است اول دوم سوم چهارم پنجم جمعه 23 مرداد 1394 :: 09:25 :: نويسنده : yadgareomr
و عن حذيفة رضى الله عنه قال: صلّيت مع رسول الله صلى الله عليه و سلّم فسمعته يقول فى ركوعه: «سبحان ربّى العظيم»، و فى سجوده: «سبحان ربّى الأعلى». و فى لفظ أنّه كان يقول ذلك ثلاث مرّات. جمعه 23 مرداد 1394 :: 00:16 :: نويسنده : yadgareomr
فرا. [ ف َ ] گورخر که فراء و حمارالوحش نامند. - امثال: کلّ الصّید في جوف الفرا; مثل است، یعنی هر صیدی در فرا هست. ****************************** كلّ الصّيد فى جوف الفرا قال ابن السكيت: الفرا الحمار الوحشى و جمعه فراء قالوا و أصل المثل ان ثلاثة نفر خرجوا متصيدين فاصطاد أحدهم أرنبا و الآخر ظبيا و الثالث حمارا فاستبشر صاحب الارنب و صاحب الظبى بما نالا و تطاولا عليه فقال الثالث كل الصيد فى جوف الفرا أى هذا الذى رزقت و ظفرت به يشتمل على ما عندكما و ذلك أنه ليس مما يصيده الناس أعظم من الحمار الوحشى و تألف النبى صلى الله عليه و سلم أبا سفيان بهذا القول حين استأذن على النبى صلى الله عليه و سلم فحجب قليلا ثم أذن له فلما دخل قال ما كدت تأذن لى حتى تأذن لحجارة الجلهمتين قال أبو عبيد الصواب الجلهتين و هما جانبا الوادى فقال صلى الله عليه و سلم يا أبا سفيان أنت كما قيل كل الصيد فى جوف الفرا يتألفه على الاسلام و قال أبو العباس معناه اذا حجبتك قنع كل محجوب. يضرب لمن يفضل على أقرانه. ****************************** کُلُّ الصَّیْدِ فی جَوْفِ الفَرَا: همه شکار در شکم گورخر جمع است. ابن سکیت گوید: کاربرد: ریشه مثل: پیامبر (ص) با این ضربالمثل صمیمیتی با ابوسفیان ایجاد کرد، هنگامی که ابوسفیان اجازهی ورود خواست مدتی او را معطل کردند، سپس به او اجازه دادند هنگامی که وارد شد گفت: معادل: ****************************** في الحديث: إن أبا سُفْيان استأذن على النبيّ صلى الله عليه و سلم فَحَجَبَه، ثم أَذِن له، فقال له: ما كِدْتَ تَأْذن لي حتى تأذن لِحجارة الجُلْهُمَتَيْن، فقال: يا أبا سفيان، أنْت كما قال القائل: كُلّ الصَّيْد في جوف الفَرأ. سهشنبه 20 مرداد 1394 :: 23:23 :: نويسنده : yadgareomr
تو نمی دانی که آخر كیستی چون نهی بر پشت كشتی بار را تو نمی دانی كه از هر دو كه ای گر بگوئی: تا ندانم من كیم من در این ره ناجی ام یا غرقه ام؟ من نخواهم رفت این ره با گمان هیچ بازرگانیی ناید ز تو تاجر ترسنده طبع شیشه جان بل زیان دارد كه محروم ست و خوار چونكه بر بوك ست جمله كارها نیست دستوری در اینجا فتح باب مثنوی معنوی سهشنبه 20 مرداد 1394 :: 23:19 :: نويسنده : yadgareomr
ماهیان را بحر نگذارد برون اصل ماهی زآب و، حیوان از گِل ست قفل زفت ست و گشاینده خدا ذره ذره گر شود مفتاحها چون فراموشت شود تدبیر خویش چون فراموش خودی، یادت كنند گر تو خواهی حرّی و دل زندگی از خودی بگذر که تا یابی خدا گر تو را باید وصال راستین مثنوی معنوی |
||
|
|